نگاهی به سریال هوش سیاه

پلیسی دات کام

مسعود آب‌پرور را همواره با کارهای پلیسی‌اش می‌شناسیم چه سریال‌‌های که برای تلویزیون ساخته چه فیلم‌های سینمایی. حالا وی همان نگاه و شیوه خود را در فیلمسازی در هوش سیاه هم دنبال می‌کند با این تفاوت که او این بار مولفه‌ها و عناصر پلیسی را با مضامین و سوژه‌های تازه در یک فضای مجازی و اینترنتی دنبال کرده و بسط می‌دهد. از این حیث می‌توان هوش سیاه و کار مسعود آب‌پرور را با جستجوگران محمدعلی سجادی مقایسه کرد. سجادی هم که به سینمای جنایی ـ پلیسی علاقه‌مند بود وقتی به سراغ تلویزیون و سریال‌سازی می‌آید نیز همان شیوه را در قالبی جدید پی می‌گیرد یعنی این‌بار همان فضای پلیسی را با محوریت پرونده مفاسد اقتصادی به تصویر می‌کشد.
کد خبر: ۳۲۵۶۰۳

آپ‌پرور نیز در هوش سیاه با دستمایه قرار دادن پرونده مفاسد اجتماعی ـ فرهنگی همان ساختار پیشین را بازتولید می‌کند. هوش سیاه نیز همچون جستجوگران، ساختار اپیزودیک را برای تعریف داستان‌های خود بر می‌انگیزد. بدون شک هیچ شیوه دیگری به غیر از اپیزود نمی‌توان به این سوژه‌ها پاسخ دهد.

به این دلیل که هر یک از اپیزودها ریشه در واقعیت بیرونی دارد و آب پرور با ارجاع به پرونده‌های واقعی در بخش جرایم الکترونیکی پلیس و در واقع جرم‌های اینترنتی، قصه‌های خود را به نمایش گذاشته است به جز یک اپیزود به نام نخ تسبیح که برخاسته از ذهنیت و تخیل نویسنده سریال است. هوش سیاه که نام مناسبی هم برای این سریال است جدای از ساختار معمایی ـ پلیسی که بالطبع جذابیت‌های ژانری خاص خود را دارد به دلیل دست گذاشتن روی موضوعات تازه و در واقع جرم‌های جدید که به فضای مجازی و دنیای دیجیتال و اینترنت ارتباط دارد هم مخاطب را با سریالی متفاوت و بکر روبه‌رو می‌کند که دست‌کم در تلویزیون ما سابقه نداشته است و هم آنان را با جرایم جدید در دنیای مجازی مدرن آشنا می‌سازد.

البته به همین دلیل هم ممکن است هوش سیاه بخشی از مخاطبان خود را از دست بدهد. مخاطبان میانسال و سنتی‌تر که اساسا با دنیای اینترنت و مجازی، آشنایی و سر و کار ندارند و از مناسبات و نابسامانی‌های آن سر در نمی‌آورند اما بالعکس مخاطب جوان از این سریال استقبال کرده و برایشان جذابیت فراوانی دارد.

امروزه در دادسراها و مراجع قضایی با پرونده‌های زیادی مواجه هستیم که یک سر آن به همین تخلفات اینترنتی وصل می‌شود؛ تخلفاتی که با اینترنت، ایمیل، بلوتوث، هک کردن و.... گره خورده است و در واقع یک نوع خلافکاران جدید و باسواد را به ناهنجاری‌های اجتماعی اضافه کرده که تیپولوژی آنها با خلافکاران سنتی متفاوت است. لذا هوش سیاه در به تصویر کشیدن نیروهای خیر و شر خود نمی‌تواند به همان تصاویر کلیشه‌ای و تجربه شده مراجعه کند و باید کاراکترهای منفی خود را متناسب با جرایم جدید و دنیای مجازی اینترنتی، هماهنگ سازد.

صفحه حوادث روزنامه‌ها امروزه سرشار از اخباری است درباره لو رفتن بلوتوث‌های غیراخلاقی و خانوادگی و یا پیامک‌هایی که به قتل و دعوا منجر شده است. بدیهی است که جای چنین سریالی در تلویزیون ما خالی بود و آب‌پرور توانسته است با تکیه بر تجربیات خود در ساخت آثار پلیسی، سریال جذاب و پرکششی از این ماجراها خلق کند که دارای تعلیق، هیجان و ساختار روایی جذابی است.

انتخاب حسین یاری در نقش سرگرد احمدی که نقش محوری این سریال را بازی می‌کند نیز این جذابیت را تکمیل کرده است. هوش سیاه دقیقا به خاطر اتکا به جرایم دنیای مدرن و دیجیتالی، با فضای متفاوتی از یک اثر پلیسی سر و کار دارد و شاید به همین دلیل ما شاهد نوعی آشنایی‌زدایی از این آثار برای مخاطبان سریال باشیم.

سریال پلیسی بر مبنای یک موقعیت تعقیب و گریز بین مجرم و پلیس بنا می‌شود که غالبا دارای کاراکتر و تیپ‌سازی‌های مشخصی است اما در اینجا به تناسب نوع جرم، این ساختار بهم می‌ریزد و تصویر دیگری از وضعیت دزد و پلیس ترسیم می‌شود.

غالبا مجرمان اینترنتی افراد تحصیلکرده و باسوادی هستند که به دلیل آشنایی با اینترنت و کارکردهای آن به کلاهبرداری و کلاشی دست می‌زنند و لذا رفتارشناسی آنها با یک دزد یا خلافکار سنتی کاملا فرق می‌کند. لذا عملکرد پلیس و اساسا رفتار پلیسی در هوش سیاه با سریال‌های مشابه در این ژانر فرق می‌کند. ضمن این‌که این جرایم به دلیل عبور از خط قرمزهای اخلاقی و خانوادگی و طرح مسائل و جرایمی که به حریم خصوصی افراد ارتباط دارد، کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد و پتانسیل خوبی برای ایجاد تعلیق و تزریق هیجان به اثر دارد.

از سوی دیگر جرایم اینترنتی به لحاظ پلیسی و کشف جرم از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و به هوشمندی بیشتری هم از سوی پلیس نیازمند است. به همین دلیل موقعیت معمایی هوش سیاه ساختار پیچیده‌تری دارد و ذهن مخاطب را بیش از فیلم پلیسی متداول درگیر می‌کند و همین هم موجب شده تا مخاطبان با فرآیند حل مساله و گره‌گشایی از راز در هوش سیاه بیشتر مواجه شوند و از تماشای آن لذت ببرند. ضمن این‌که در این سریال ما با مجرمان کم‌هوش یا بی‌سوادی مواجه نیستیم که از سر فقر و فلاکت یا بی‌اخلاقی‌های انسانی به سوی خلاف کشیده شده‌اند بلکه بالعکس با مجرمان باهوشی مواجه هستیم که نه ظاهری خلافکار دارند و نه این‌که بسادگی دم به تله می‌دهند.

آنها حتی ممکن است از پلیس هم باهوش‌تر بوده و او را به چالش بکشند. لذا در هوش سیاه پلیس با حریف قدر و باهوشی مواجه است که بسادگی در دام پلیس نمی‌افتد و ردپایی از خود به جای نمی‌گذارد. آب‌پرور در هوش سیاه، هوشمندی خود را در ساخت یک سریال پلیسی نشان می‌دهد و با خلق فضاهای پرتعلیق و رازآمیز و بهره‌گیری از پرونده‌های واقعی در بخش جرایم الکترونیکی نیروی انتظامی، ضمن حفظ وجوه رئالیستی درام، از عناصر و مولفه‌های ژانر پلیسی در فضایی متفاوت و مدرن بهره می‌گیرد و هوش سیاه را در تصویری روشن بازنمایی می‌کند.

لیلا ربیعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها