مثل یک کابوس

جزیره شاتر ، تجربه‌ای دلهره‌آور است که در کنار مضامین همیشگی سینمای اسکورسیزی مثل خشونت و گناه، هویت را در ذهن مخاطب به چالش می‌کشد.
کد خبر: ۳۲۵۵۵۰

این فیلم براساس رمانی نوشته دنیس لیهین ساخته شده است. از آثار دنیس لیهین پیش از این رمان، رودخانه مرموز هم توسط کلینت ایست‌وود ساخته شده بود که آن اثر هم تبدیل به فیلمی موفق شد.

«لیهین» جزیره شاتر را در سال 2003 نوشته است و در ابتدا قرار بود که دیوید فینچر (سازنده فیلم‌های بازی، هفت و مورد عجیب بنجامین باتن و...) آن را با بازی برد پیت کارگردانی کند که سرانجام با مشغولیت فینچر و پیت، اسکورسیزی با بازیگر مورد علاقه‌اش در سال‌های اخیر، لئوناردو دی کاپریو این رمان را تبدیل به فیلم کرد.

جزیره شاتر داستان مارشال ایالتی تدی دانیلز (لئوناردو دی‌کاپریو) است که به همراه دستیار جدید خود به جزیره‌ای به نام شاتر می‌رود. این جزیره محل بیمارستانی است که در آن زندانیان جنایتکار را به دلیل جنون نگهداری می‌کنند.

این بیماران روانی در سه بخش محصورند و گروهی از روانپزشکان مسوول درمان و تحقیق روی آنها هستند. ماجرایی که مارشال و دستیارش را در ظاهر به آنجا کشانده مساله مفقود شدن یک زن بیمار است که فرزندان خود را کشته، اما تد علاوه بر این در پی اهداف دیگری هم هست که یکی یافتن قاتل همسر خود است که معتقد است به عمد بر اثر آتش‌افروزی او را کشته‌اند و دیگری آزمایش‌هایی غیرقانونی است که گویا در این جزیره توسط متخصصان انجام می‌گیرد تا از طریق غیرمختارسازی افراد (بیماران) به نوعی از آنان در جهت اهداف جنگ سرد استفاده شود.

شخصیت مارشال دارای نکاتی است که پیچیدگی موضوع تحقیقش را بیشتر و دشوارتر می‌کند؛ ازجمله این که مارشال روح زنش را می‌بیند و با آن گفتگو می‌کند، مبتلا به میگرن است و همچنین در طول جنگ جهانی سربازی بوده که با حوادث خشونت‌باری روبه‌رو شده و همه آن خشونت‌هایی که در جنگ با نازی‌ها تجربه کرده، اینک همچون کابوسی بی‌پایان او را آزار می‌دهد.

همه این خصوصیات کافی است تا اسکورسیزی شخصیت خاصی را خلق کند؛ شخصیتی پیچیده که رنجی عظیم از درون او را آزار می‌دهد. این رنج حتی باعث می‌شود که مواجهه او با جهان بیرون سخت شود.

اسکورسیزی از فیلم معروف و محبوبش «راننده تاکسی» تا آخرین ساخته‌اش پیش از «جزیره شاتر» یعنی «رفتگان» شخصیت‌هایی را خلق کرده که دارای ویژگی‌ها و خصوصیات پیچیده این‌چنینی بوده‌اند.

اما ضربه هولناک و تکان‌دهنده جزیره شاتر به بیننده‌اش زمانی اتفاق می‌افتد که مارشال تد دانیلز در پیچشی که روایت پیدا می‌کند، خود به بیماری روانی تبدیل می‌شود که 4 سال است در جزیره شاتر زندانی است، آن هم به این دلیل که زنش را کشته. در واقع در یک گسست روایتی این گونه القا می‌شود که هر آنچه در دوسوم اول فیلم دیده شده توهمات ذهنی تد بوده است.

این پیچش روایی، ساده‌سازی داستان فیلم و خلاصه کردن آن را دشوار می‌کند. گسست روایی فیلم و تغییر در زاویه دید آن که داستان را به مخاطب ارائه می‌کند بیش از هر چیز مساله واقعیت و عینیت را زیر سوال می‌برد و مرز کابوس را با این دو (واقعیت و عینیت) نامشخص می‌کند. بحران هویت اثر واپسین اسکورسیزی را تبدیل به پیشروترین و متفاوت‌ترین فیلمش کرده است. فیلم از شکل‌های روایتی مرسوم که معمولا قضاوت روشنی درباره هویت شخصیت‌ها ارائه می‌کنند، فاصله می‌گیرد و بیش از هر چیز دیوید لینچ فیلمساز سینمای مستقل آمریکا را به ذهن می‌آورد که با روایت‌های پیچیده داستانی در برخی از فیلم‌هایش مساله هویت و ازهم‌گسیختگی آن در جهان جدید را بسیار مورد توجه قرار می‌دهد؛ لینچ در فیلم‌های مشهورش چون بزرگراه گمشده و جاده مالهلند با ایجاد گسست روایی در افراطی‌ترین شکلش هویت و نامشخص بودن آن را به شکلی هولناک مطرح کرده است.

در جزیره شاتر دوگانگی شخصیت تد که در نیمه اول مارشال است و دنبال حقیقت و در نیمه دوم یک بیمار جانی چون معمایی تا انتها باقی می‌ماند و فیلم درباره هویت او موضعی نمی‌گیرد و در تعلیق کامل پایان می‌پذیرد.

اثر اسکورسیزی حتی زاویه دید و راوی را در میانه تغییر می‌دهد. به بیانی دقیق‌تر اطمینان مخاطب را به راوی که همان تد باشد سست می‌کند و از اینجاست که مخاطب دیگر حتی با وجود همدلی با تد هیچ اطمینانی به ادعاهای او نمی‌کند.

این عدم قطعیت جاری در فیلم به فضای سیاسی زمانی که فیلم در آن می‌گذرد هم اشاره دارد. اواسط دهه 50 اوج جنگ سرد است و به سر بردن جهان در هاله‌ای از ناامیدی و وحشت (با توجه به اشاره‌های فیلم به جنگ می‌تواند نوعی نشانه و همخوانی مضمون اثر با زمینه سیاسی ـ اجتماعی آن تلقی شود)، اما فیلم این اشاره سیاسی را بسیار درست و سینمایی تعریف می‌کند؛ چراکه در ابتدا موفق می‌شود داستانش را با جذابیت تعریف کند و جزییات آن را به دقت کنار هم بچیند و سپس به کلیاتی نظیر زمینه سیاسی و البته فلسفی‌اش اشاره کند.

جزیره شاتر تجربه‌ای تازه از فیلمساز کهنه‌کار سینماست که حالا دیگر خود به تنهایی یک تاریخ سینماست. اسکورسیزی با توجه به تسلط و علاقه متنوع به فیلم‌های متفاوت به گونه‌های زیادی سرزده و با تطبیق دادن شیوه‌ها و گونه‌ها با سلیقه شخصی خود شکل جدیدی از سرگرمی و خلق هنری را ارائه داده است.

اکثر فیلم‌های اسکورسیزی علاوه بر تعلیق و هیجان دارای شخصیت‌هایی پیچیده و اخلاقی هستند، اخلاق‌گرایی آدم‌ها در کنار وضعیت داستانی از آثار اسکورسیزی به مانند تراژدی‌های کهن نتیجه‌ای هولناک و اثرگذار به دست می‌دهد که قابل قیاس با تجربه‌های آثار جنایی آمریکایی یا سینمای نوگرا و نوین اروپا نیست.

علیرضا نراقی
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها