در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیانوش گلزاد راغب نیز که خاطرات او در این اثر منتشر شده است، درباره موضوع این کتاب گفت: ماجرای این داستان برمیگردد به دوران دفاع مقدس و سالهای 61 ـ 60 و عملیات شنام به فرماندهی شهید احمد متوسلیان که در مریوان انجام شد. بعد از پایان عملیات، زخمی شدم و هنگام انتقال به بیمارستان سنندج همراه برادرم که پاسدار بود توسط گروهگ کومله دستگیر شدیم.
او درباره داستان عشقی این کتاب توضیح داد: در دوران اسارتم قرار بود این گروه مرا هم اعدام کنند، اما یکی از خانوادهها که از ترس گروه دموکرات به کومله پناه آورده بودند، مانع این کار شدند. این خانواده یک دختر داشتند به اسم شیلان که هیچ همکاری با کومله نداشت و بیشتر وقتش را با سگها بازی میکرد و در طول مسیر ارتباطی عاطفی بین ما ایجاد شد که بنا به تعصبات حزبی گروه، مقطعی بود.
این آزاده در مورد نقل خاطرات این کتاب هم گفت: خاطرات این کتاب محفوظات ذهن خودم است و در مورد این خاطرات با هیچکس صحبت نکردهام و هر چه هست حاصل دیده و خاطراتم است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: