نگاهی به نمایش مکبث از رضا ثروتی

بازی وحشت

نمایش مکبث به کارگردانی رضا ثروتی که در دوازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی، عنوان اثر برگزیده را از آن خود کرد، این روزها در تالار سایه تئاتر شهر روی صحنه است.این نمایش که از روزهای آغازین اجرای عمومی با استقبال خوب مخاطبان مواجه شده، اجرایی متفاوت از متن بسیار شناخته شده شکسپیر ارائه کرده است.
کد خبر: ۳۲۴۸۰۷

اخلاق، عنصر پیچیده‌ای است و تئاتر نیز پدیده‌ای برای نمایش گره‌های پیچیده به شمار می‌آید. ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، درامی را قوی می‌دانست که در آن گره و تضاد اصلی به گره و تضادی اخلاقی تبدیل شود. شاید آنچه همچون اکسیر، تراژدی مکبث را هنوز تکان‌دهنده نگه داشته، همین تضاد عمیق اخلاقی و رویکرد تکان‌دهنده این نمایشنامه به مفهوم جنایت و خوی انسانی است.

از یک سو رویکرد انتقادی این نوشته شکسپیر به مبحث قدرت، همچنان آن را برای اقتباس جذاب و وسوسه‌انگیز نگه داشته و از طرف دیگر، انعطاف متن برای اجراهای بسیار متنوع، کارگردانان زیادی را به سمت خود جذب کرده است. مطرح شدن بحث جادو و جادوگری، نمایشنامه مکبث را بستری مناسب برای ظهور شیوه‌های اجرایی مورد استفاده در تئاتر تجربی ساخته که رضا ثروتی هم بخوبی از این قابلیت بهره برده است.

مهم‌ترین خصوصیت اجرای ثروتی از نمایشنامه مکبث، جسمیت دادن به روح و سپس تشخص بخشیدن به عنصر جسمانی آدم‌های مختلف آن است. اضطراب ناشی از جنایت در سطح شخصیت‌ها تنها جایی خود را آشکار می‌کند که فرد به جنون می‌رسد؛ یعنی همان چیزی که از میانه‌های نمایشنامه در لیدی مکبث و خود مکبث ظاهر می‌شود. ثروتی این عذاب و عنصر نادیدنی اخلاقی را با استفاده از شیوه‌های اجرایی نو و با استفاده از بوتو (شیوه‌ای از اجرا و رقص در تئاتر شرق)، با ظرافت به جسمیت درآورده است.

توسل به سبک اکسپرسیونیستی و مقدار زیادی اغراق، نمایش مکبث را تبدیل به نوعی بازی کرده است. یک بازی که از درونش ماهیتی وحشت‌زا بیرون می‌زند. گویی جنون از آغاز اجرا و از لحظه‌ای که فکر جنایت در رسیدن به قدرت آغاز شده در جسم شخصیت‌ها نفوذ کرده است.

با توجه به رویکرد اجرایی ثروتی که متکی بر حرکت و موسیقی است، به نظر می‌رسد زبان مثل یک عنصر درجه دوم است که در حرکات زیاد و متظاهرانه شخصیت‌ها گم می‌شود. آنچه در مکبث ثروتی بارز است و چون امضایی بر کار می‌ماند، انعکاس گره اخلاقی درام و رنج عذاب وجدان جاری در شخصیت‌ها در بدن بازیگر است. در این شرایط، زبان به لحاظ ماهیت در تحلیل کارگردان عنصری خنثی و بی‌تاثیر می‌شود که در لابه‌لای حرکات اغراق شده و هیاهوی موسیقی چون اصواتی بی‌معنی و زائد است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها