نمایش «11:11» بر بستر مرموز خواب روایت می‌شود

بیداری‌های خیال

تفاوت میان واقعیت و ذهنیت آنجا مشخص می‌شود که هوشیاری به عنوان پرده‌ای متمایز میان این دو فضای متفاوت قرار می‌گیرد و این اراده هوشیار خود را از حضور در دنیای واقعیت یا خیال و ذهنیت آگاه می‌کند؛ اما خواب، کیفیت این هوشیاری و اراده آگاه را تغییر داده و ایجاد تمایز میان واقعیت و رویا را تقریبا غیرممکن می‌سازد. نمایش «11:11» دنیای مرموز خواب را دستمایه و بستر روایت موضوعی قرار می‌دهد که عملا همین پرده تمایز را در دنیای نمایش و نیز در فاصله میان اجرا و مخاطب از میان برمی‌دارد و از شکست فضا و تردید درباره واقعیت آن به نفع خلق درام و فضای دراماتیک استفاده می‌کند. رکسانا بهرام در نخستین تجربه جدی کارگردانی‌اش موضوع جذابی را انتخاب کرده است؛ اما صرف‌نظر از جذابیت‌های بالقوه موضوع این ساختار روایت درام و نیز شیوه اجرایی نمایش جذابیت‌ها و ظرفیت‌های درگیرسازی مخاطب را با نمایش افزایش داده و ذهن او را برای رسیدن به نتیجه و گذر از طرح پرسش‌ها آماده می‌کنند.
کد خبر: ۳۲۴۸۰۶

مردی که در بیداری نسبت به همسرش سوءظن دارد، با اتفاقاتی مواجه می‌شود که کاملا شبیه واقعیت‌های بیرونی هستند،‌ اما هر کدام از این موقعیت‌ها یکباره از مرز محدودیت‌های جهان واقع خارج شده و با رفتار یا عملی خرق عادت (مربوط به جهان خیال و رویا)‌ او را به خواب دیدن و خواب بودنش آگاه می‌کنند. مرد از خواب بیدار می‌شود. واقعیت‌های دیگری را تجربه می‌کند، اما باز هم به اتفاقی خرق عادت می‌رسد و هدفمند در خوابی دیگر فرو غلتیده است. این ساخت مدور بارها و بارها تکرار می‌شود و قهرمان داستان ـ همچون تماشاگر ـ گمان می‌کند از خواب وارد دنیای بیداری شده است، اما در واقع هر بار از خوابی به خواب دیگر فرورفته است.

شاید شاخص‌ترین و مهم‌ترین ویژگی 11:11 همین زاده شدن جهانی معلق در میان خواب و بیداری از جهان مشابه دیگر باشد.

ساختار داستان با این ترفند لحظه به لحظه به هدف اصلی‌اش که طرح پرسش درباره تسلط او بر خواب یا بیداری است نزدیک می‌شود و در ضمن با اجرایی متناسب با متن کاملا جلب و جذب مخاطب و غافلگیرکردنش موفق است.

تماشاگر هر بار احساس می‌کند که قهرمان نمایش از خواب بیدار شده، اما در پایان متوجه می‌شود او از خوابی به خواب دیگر وارد شده است. در واقع‌ به این ترتیب تعادل و تناسب زمان در کنار منطق رویداد برهم می‌خورد و هر امر قطعی و منطقی با تردید مواجه می‌شود تا تسلط خواب بر بیداری یا احاطه بیداری بر خواب نیز با تردید مورد سوال قرار گیرد!

فضای سیال روایت که مدام از خوابی به خواب دیگر درمی‌غلتد، پیش از هر چیز در ساختار نمایشنامه برزگر و پس از آن بدرستی در اجرای یکدست و روان رکسانا بهرام مورد پرداخت قرار گرفته و چنان که باید قطعیت و تردید را نسبت به اتفاقات برمی‌انگیزد.

بهرام با استفاده از مهم‌ترین مولفه‌های فضاسازی در اجرایش توانسته بیداری و خواب را آن گونه که باید در اجرای نمایش در تسلط خود بگیرد و با استفاده از موسیقی، افکت و بویژه ظرفیت‌های نورپردازی تماشاگرش را بارها و بارها غافلگیر کند. تمام لذت تماشای 11:11 در همین ترفند ساده نهفته است که البته کارگردان با ریتم و ضرباهنگی کنترل شده و یکدست آن را به شکلی مطلوب به دست آورده است.

11:11 بدون این که در فاصله میان خواب‌های سیال اسیر تکرار و اضافه‌پردازی شود، با گزینش روایت‌های منظم و حفظ تازگی تقریبا تا پایان اجرا مخاطبش را کنجکاو و درگیر با نمایش نگه می‌دارد و همین مساله رمز موفقیت آن است.

هرچند نمایش رکسانا بهرام را تنها در روزهای برگزاری جشنواره تئاتر فجر دیدم و ممکن است کارگردان در اجرای عمومی آن تغییراتی داده باشد، اما با قضاوت درباره همان اجرای نخست می‌توانم عمده‌ترین کاستی نمایش را در طراحی صحنه و آرایش آن مورد جستجو قرار دهم. صحنه نمایش هرچند در اجرای بهرام در اولویت دوم نسبت به نورپردازی قرار می‌گیرد، اما یکی از مولفه‌های مهم اجراست که کاملا در اختیار فضای آن قرار نمی‌گیرد.

هرچند این دکور در مجموعه اجرا متناسب با دیگر مولفه‌ها آرایش داده شده و چیز اضافه‌ای ندارد، اما به نظر می‌رسد با جبران برخی کمبودها می‌توانست بیشتر و بهتر در خدمت فضاسازی و کمک تصاویر زیبای اجرا قرار گیرد.

مهدی نصیری / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها