پانتهآ گفت: بابام میگه که همه بچهها باید شیر بخورن تا قوی بشن.
هلیا هم گفت: بابای منم میگه بچههایی که شیر میخورن زودتر بزرگ میشن. هر دو مشغول خوردن تغذیه شدن، در همین موقع دو تا از بچههای بزرگتر به اونا نزدیک شدن و بدون اینکه اجازه بگیرن یه کمی از کیک پانتهآ رو برداشتن!
پانتهآ خوراکیشو عقب کشید و بهشون اخم کرد، اما اونا فقط خندیدن!
خانوم ناظم که از دور مواظب بود به طرفشون اومد و گفت:
بچهها، اینجا چه خبره؟ چی شده؟
هلیا گفت: خانوم اجازه، اینا کیک دوست منو برداشتن و خوردن.
خانوم ناظم نگاهی به اون بچهها کرد و گفت: عجب کار بدی! مگه شما نمیدونید زنگ تفریح برداشتن خوراکی و وسایل دیگران، اونم بدون اجازه خیلی زشته؟ هیچکس از این کار خوشش نمییاد، در ضمن مگه من نگفتم که مواظب بچههای کوچیکتر باشین و اذیتشون نکنید؟
دخترها که حرفی برای گفتن نداشتن سرشونو انداخته بودن پایین. خانوم ناظم که دید اونا پشیمون شدن و خجالت کشیدن دوباره گفت: البته میدونم متوجه اشتباه خودتون شدید،حالا قول بدید که دیگه این کار و تکرار نکنید و از این بچهها معذرتخواهی کنید.
دخترها به خانوم ناظم قول دادن که دیگه هیچکسرو اذیت نکن و بعدش هم با مهربونی دست پانتهآ و هلیا رو گرفتن و از شون معذرتخواهی کردن و قرار گذاشتن که فردا خوراکیها شونو بیارن و همه با هم بخورن.
رضا بداقی
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد