یک لحظه ترنم

نامه

کد خبر: ۳۲۴۵۴۷

.... آه خدای من!

بگذار

فرشته و پری‌ها نگهبانی کنند

از خانه‌ای که

در بهار ساخته شده است

بگذار

بالای آن ابرها سپید بمانند و

آسمان‌ها، آبی.

دعای دست‌هایم

آرزوهای قلبی‌ام از آن تو خواهد بود

هم شکوفه‌های باغچه‌ام

که به راهت ریخته شوند

و اگر روزی نیز به نزدت آمدم

از لب‌هایم

ارمغانی بزرگ

به پیشانیت خواهم داد...

راه‌هایی در پیش روست

برایت آرزوها دارم...

صدایم کن؛ کودک من!

که نامم بر زبانت زیباست.

مخواه که دیوارهایمان کوتاه بمانند و

درهایمان بسته.

عکس

دست من نیست که دستت را بگیرم..... یا نه

سر به هر بالشی که می‌گذارم

خواب تو را بیدار می‌شوم

یادت هست

جمع شدیم که عکسی به یادگار...

کنار تو ایستادم

گفتم اگر قرار است بسوزد این عکس

کنار هم بسوزیم

...... به پای هم

که روی پا انداختی و گفتی

فرقی نمی‌کند برایت

توی عکس اگر مانده بودی

بختت را نمی‌دانم

دست کم

لباست که سفید می‌شد

عارف نیهات ـ اهل ترکیه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها