در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رادیو اساسا نسبت به تلویزیون، رسانهای فرهیخته و روشنفکرانهتر است و عوامزدگی و سطحینگری تلویزیون را ندارد. این رسانه پر طنین اما به ظاهر از سینما فاصله دارد و گویی نبود تصویرمیان آن دو، نسبت خویشاوندی رسانهای این دو مدیوم را قطع کرده است ولی، چنین نیست و شاید رادیو بیش از تلویزیون -که نسبت برادری با سینما دارد و از خانواده تصویر است ـ در خدمت اعتلای سینما و ارتقای درک فیلم شنوندگانش است. علاوه بر سرعت انتقال پیام و خبررسانی که بزرگترین کارکرد این رسانه است، آنچه سطح برنامههای سینمایی در رادیو را نسبت به برنامهها و میزگردهای سینمایی در تلویزیون ما رجحان میدهد، فضای باز رادیوست که در آنجا منتقدان و کارشناسان سینما در فضای آزادانه تری به نقد آثار سینمایی میپردازند و خط قرمزها در آن کمرنگتر است.
وقتی قرار است پای نقد در میان باشد قطعا باید بستر آزادی اندیشه و بیان پهن شود تا بتوان در این میانه جولان داد و حرفی اثرگذار برای گفتن داشت. در واقع برنامههای رادیویی در حوزه سینما به دلیل فضای باز این رسانه و ظرفیت بیشتر آن از یک سو و وجوه علمی و تخصصیتر بودن آن نسبت به تلویزیون، از کارایی بیشتری برخوردارند و آن را میتوان مصداقی از صدا در خدمت تصویر دانست. توسعه و گسترش دستگاه رادیو و عمومیت یافتن آن نیز مجال بیشتری به رادیو داده است که بیش از گذشته صدای خود را به گوش مخاطبان برساند. البته با توجه به گستردگی شبکههای رادیویی و تنوع و تعدد آن نسبت به شبکههای تلویزیونی، حجم و سهم برنامههای سینمایی در آن بسیار کم است. در میان این برنامهها یکی برنامه سینما صدای رادیو گفتگو بود که با اجرای فرزاد حسنی برگزار میشد و یکی از جذابترین برنامههای سینمایی در رادیو بود به طوری که نگارنده معتقد است این برنامه ظرفیت و توانایی لازم برای تبدیل شدن به برنامه نود سینمایی را داشت. علاوه بر شیوه اجرا و توان گویندگی حسنی، علاقه و شناخت او به سینما و اطلاعات و دانش سینمایی وی نیز به کار میآمد و سینما صدا را به یکی از جذابترین و شنیدنیترین برنامههای سینمایی در رادیو بدل کرد. این برنامه ظاهرا به دلیل برخی اختلاف نظرها در بین عوامل تولید فعلا متوقف شده است. به غیر از این برنامه، شبکههای فرهنگ و جوان نیز 2 برنامه سینمایی دارند که یکی برنامه «هفت اقلیم» رادیو فرهنگ در روزهای چهارشنبه است که به سینما و نقد و بررسی فیلمهای در حال نمایش میپردازد و دوم رادیو جوان است که جمعهها در برنامه «فانوس» به موضوع سینما توجه میکند و با آیتمهایی مثل تاریخ سینما، موسیقی فیلم، مستند و فیلم کوتاه و نقد و بررسی فیلمهای در حال اکران برنامه اجرا میکند.
امروزه شهروندان با داشتن تلفن همراه در عین حال یک رادیو سیار را نیز با خود حمل میکنند که در هر زمان و مکانی میتوانند از آن استفاده کنند و این یکی از امتیازات رادیو نسبت به تلویزیون است. این امکان به علاقهمندان جدی سینما فرصت میدهد که مثلا بعد از تماشای فیلم با روشن کردن رادیوی موبایل یا خودرویشان، تجزیه و تحلیل فیلم را هم بشنوند و از تماشای آن لذت بیشتری ببرند. از سوی دیگر رادیو نسبت به تلویزیون در ارتباط با کارشناسان برنامه و استفاده از منتقدان سینما از آزادی بیشتری برخوردار است و انحصاری بودن تلویزیون را ندارد که معمولا از برخی منتقدان و کارشناسان خاص در برنامههای سینمایی خود استفاده میکند. به عبارت دیگر، رادیو فرصت گفتگو و اظهار نظر بیشتری درباره آثار سینمایی به منتقدان میدهد که این مساله در عین تنوع بخشی به برنامهها بازتابدهنده دیدگاههای متفاوتی در حوزه نقد است.
شنیداری بودن این رسانه نیز کمک میکند تا مخاطبان آن دقت و تمرکز بیشتری روی برنامهها داشته باشند و شنیدن درباره فیلم را به دیدن و تماشای آن اضافه کنند. ضمن اینکه فضای نوستالژیک رادیو و حس آرام بخشی که در ذات آن وجود دارد با سویه هنری و زیبایی شناختی سینما همسوتر است و لذت درک فیلم را افزایش میدهد. رادیو همچنین به دلیل ارتباط دوسویه خود با مخاطبانش برای آنها فرصتی فراهم میکند که نظرات خود را درباره فیلم اظهار کنند یا پرسشهای خود را درباره یک فیلم سینمایی مطرح سازند.
چالشها و موانع متعددی که در برابر ساخت نود سینمایی در تلویزیون وجود دارد و موجب شده که تاکنون چنین برنامهای روی آنتن نرود، مبین این واقعیت است که رادیو بهتر از تلویزیون توانسته صدای سینما را به گوش مخاطب برساند. ضمن اینکه رادیو بهواسطه اتکای مطلق به صدا و کلام، امکان تصویرسازی و خیالپردازی را برای مخاطبانش فراهم میکند که این اتفاق با کارکردهای سینما از جمله خیالپردازی و پرورش قوه خیال، نسبت معناداری دارد.
وقتی خیال با صدا و کلام میآمیزد به ماندگاری بیشتر هم دامن میزند و سینما میتواند از این ظرفیت ویژه رادیو به نفع خویش بهرهمند شود. ضمن اینکه این رسانه میتواند به نقدنویسی و تحلیل فیلم در جامعه کمک کند و در نتیجه به اعتلای درک فیلم مخاطبان بینجامد. این یادداشت را به پایان میرسانم در حالی که این شعر فروغ مدام در گوشم شنیده میشود که «این تنها صداست که میماند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: