در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در 2 سال اول انقلاب ایران، ترور شخصیتهای پایهای نظام و توسعه امکانات سازمانهای تروریستی ازجمله منافقین به این منظور و طراحی نقشههای مختلف برای کودتا و جنگ در دستور کار استعمار غرب علیه ملت ایران قرار گرفت و انقلاب اسلامی در آن روزها، بسیاری از شخصیتهای برجسته خود همانند آیتالله بهشتی و یارانش، آیتالله مطهری، رئیسجمهور رجایی و نخستوزیر باهنر را از دست داد.
نقش کلیدی این شهدا در پیشبرد انقلاب در همان سالها، با وجود ناکام ماندن منافقین در بسیاری از ترورهای دیگر، طراحان را به این توهم دچار کرد که با این وسیله میتوانند نهال تازه شکفته انقلاب اسلامی ایران را از ریشه درآورده و بار دیگر طعم تسلط بر این شاهراه عظیم ژئوپلیتیک در منطقه را بچشند.
طراحی جنگ 8 ساله ایران و عراق با توطئه انگلیس و آمریکا به عنوان حامی همیشگی ولی دروغین رژیم بعث، ادامه سناریوی ترورها و وحشتآفرینیها در داخل ایران بود تا این کشور تازه به استقلال و وحدت رسیده را از آنچه به عنوان خودمحوری در منطقه مینامیدند، باز دارد.
دفاع جانانه جوانان ایران و تقدیم هزاران شهید در این راه نیز پایان این سناریوی خشن و ناجوانمردانه را به نفع نویسندگان آن رقم نزد و باز هم قطار انقلاب حرکت پر شتاب در مسیر خود را ادامه داد تا تحریم، برگ دیگری را از ماهیت سلطه در مقابل ایران ورق بزند و این قطار را در ایستگاه «نیاز به خارج از کشور» برای همیشه متوقف سازد.
در ابتدای دهه سوم انقلاب تمام آن نمایشنامهها بارها آزموده شده، به کناری انداخته شد و این بار دشمنان این سرزمین از راهی وارد شدند که این روزها واژهاش را زیاد میشنویم. «جنگ نرم» که ابعاد آن آنقدر وسیع و راههای نرفته و تجربه نشدهاش آنقدر زیاد است که بتواند گردانندگان را بسادگی به امتحان آنها در مقابل کشوری ترغیب سازد که اینک دیگر یک نهال تازه شکفته نبوده و به درختی تنومند و قوی تبدیل شده است.
افزایش تحریمها و تبلیغات وسیع در مورد پیامدهای این تحریمها در تلویزیونها و رادیوهای تازه تاسیس شده آمریکایی و اسرائیلی و هجوم از طریق آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامی شبیخون فرهنگی نامید، پیش درآمدی بود بر این که سناریوی جنگ علیه ایران اواخر دهه سوم پیروزی انقلاب اسلامی تغییر کند.
تهدید به از میان برداشتن کسانی که باعث این موفقیتها برای ایران اسلامی میشوند و تبلیغ در خصوص گسترش ناامنی، نخستین گام در این سناریوی جدید است.
پیشرفت ایران در علوم انحصاری بویژه هستهای با تکیه بر قدرت بومی کشور، به واقع زنگ خطری جدی برای حلقه قدرتهای انحصارطلب غربی به صدا در آورده است. حلقه انحصارطلبی که به هیچ عنوان به کشورهای دیگر اجازه ورود به چنین علوم استراتژیکی را نمیدهد و به همین سبب سناریوی جدید اجرا شد: ارعاب، ربودن و در نهایت ترور.
در سال 1385وقتی خبر کشته شدن اردشیر حسنپور یکی از محققان تاسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان بر اثر نشت گاز منتشر شد و در موسم حج سال 1388 خبر ربوده شدن شهرام امیری یکی دیگر از دانشمندان هستهای و در زمستان 88 نیز ترور دکتر مسعود علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران اعلام شد، عمق این برنامه برای ارعاب و از میان برداشتن سد ایران مقابل استکبار غرب و متوقف کردن پیشرفتهای علمی ایران مشخص شد.
اینگونه اقدامات نشاندهنده استراتژی غرب و جاسوسان آنها برای ورود به مرزی است که سالهاست نتوانستهاند با انواع و اقسام کارشکنیها به آن نفوذ کنند و این خواست مشترک آمریکا و بویژه رژیم صهیونیستی و سایر متحدان منطقه و فرامنطقهای آنان است.
دکتر سمیح کاید، فیزیکدان فلسطینی در این باره با تاکید بر این که استکبار با ترور مسعود علیمحمدی دانشمند ایرانی به دنبال ایجاد جنگروانی در میان دانشمندان هستهای ایران برای تحتتاثیر قرار دادن برنامه هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی است، میگوید: استکبار تلاش میکند هر نوع پیشرفت علمی، تکنولوژیکی و فنی را در انحصار خود داشته باشد و نمیخواهد جمهوری اسلامی در این زمینه پیشرفت کند و به همین سبب از هر روشی برای تضعیف ایران بهره میبرد.
بر این اساس در حال حاضر در عراق 3500 دانشمند انرژی اتمی در سطوح عالی وجود دارد که 500 نفر آنها از نخبگانی هستند که از اولویتهای عملیات ترور کماندوهای اسرائیلی محسوب میشوند.
سکریه، نماینده مجلس لبنان نیز درخصوص ترور دانشمندان هستهای ایران میگوید: ترورهای زنجیرهای و ربودن دانشمندان و متخصصان هستهای ایران از حدود 3 سال پیش با ترور حسنپور یکی از فیزیکدانهای ایران و ربودن رضا عسکری معاون وزیر دفاع ایران در ترکیه و بتازگی ربودن شهرام امیری در عربستان توسط این قدرتها آغاز شده و غرب به رهبری آمریکا و با همدستی رژیم صهیونیستی برای شکست انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن 30 سال است که دست به کار شدهاند و در اجرای نقشههای خود تاکنون 20 هزار ایرانی از رئیسجمهور گرفته تا نمایندگان مجلس و کادر نظامی و امنیتی و سیاسی و حتی شهروندان عادی را ترور کردهاند و در جنگ تحمیلی 8 ساله عراق علیه ایران نیز به کمک غرب جان صدها هزار ایرانی را گرفتهاند.
اسماعیل کوثری، نماینده اصولگرای تهران در مجلس شورای اسلامی نیز در گفتگو با فارس در این زمینه معتقد است: با توجه به اینکه صهیونیسم و آمریکا در جنگ سخت علیه ایران شکست خوردند، حال با جنگ نرم وارد میدان شدهاند؛ زیرا دستیابی به انرژی هستهای و وجود اندیشمندان ایرانی در همه عرصههای علمی باعث استیصال دشمنان شده و دشمن با راهاندازی جنگ نرم درصدد رسیدن به اهداف ناحق خود است که وقتی در این زمینه هم ناکام ماند، به ترور دانشمندان ایرانی برای ایجاد تفرقه روی آورده است.
همچنین کرمی راد، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با ایرنا خاطرنشان کرد: کشورهای مخالف برنامه هستهای ایران وقتی نمیتوانند مساله هستهای ایران را متوقف کنند، از طریق ترور در پی صدمه زدن به کشورمان هستند، این عوامل صهیونیستها و آمریکاییها هستند.
محمد دهقان، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نیز در این باره گفت: قطعا گروهی مسوولیت ترور را به عهده میگیرند که دشمنان ایرانند و مطمئنا آمریکا و صهیونیسم در آن دست دارند.
ماهنامه «آتلانتیک مانسلی» نیز طی گزارشی با اشاره به روندی که رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از دستیابی عراق به سلاح اتمی و ترور دانشمندان عراقی طی کرده، پیشبینی کرد اگر بنبست هستهای ایران همچنان ادامه یابد، اسرائیل راه حل عراق را در مورد ایران پیاده خواهد کرد و گزینه حمله مخفیانه به میان خواهد آمد.
بر همین اساس روزنامه دیلی تلگراف نیز چندی قبل به نقل از یک کارشناس سابق سازمان جاسوسی آمریکا نوشت اسرائیل برای مبارزه با برنامه هستهای ایران طرح ترور دانشمندان هستهای ایرانی را طراحی کرده است.
انقلاب اسلامی ایران در دهه چهارم خود وارد دفاع جدیدی شده و آن جنگی است که محدود به زمان و مکان یا خستگی و آتشبس و مسائلی از این قبیل نمیشود. در یک بعد آن در فضای نرم و آرام سایبر، در بعد دیگر در فضای رسانههای دیداری و شنیداری و مکتوب و در بعدی دیگر که البته وحشیانه و ناجوانمردانه است ترور شخصیتهای بویژه تاثیرگذار در روند پیشرفت کشور در این چارچوب میگنجد.
ابعاد جنگ نرم بسیار گسترده است و این موضوعی است که به هیچوجه نباید آن را دست کم گرفت. جنگی که دیگر رشادتهای جوانان ایرانی در قالب ایستادن مقابل توپ و تانک و پاکسازی میدان مین و سپر کردن سینه در مقابل گلوله و دفاع به این شکل پاسخگوی آن نیست.
امروز دیگر جوانان این مرز و بوم تنها به سلاح گرم نیاز ندارند. سلاح دانش و معرفت و تحقیق و افزودن علم جایگزین همان سینههای سپر شده در مقابل گلوله است.
مریم هدیهلو / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: