قاب خوانندگان

تنوع فضا در خدمت فیلم

«سلام بر عشق» عنوان فیلمی است که این روزها در حال اکران می‌باشد. تماشاچیان این فیلم در مقام نخست تصور می‌کنند، این اثر نیز مثل سایر آثاری که این روزها پخش می‌شود با حضور چند بازیگر شاخص قصد دارد صرفا برای مدت کوتاهی آنها را سرگرم کند، اما پس از گذشت مدتی مشخص می‌گردد، «سلام بر عشق» هدفی را در دل نهفته دارد و خیلی موضوعات و مباحث طرح شده در این قصه، تصادفی نیست.
کد خبر: ۳۲۴۰۸۴

این فیلم حکایت خواننده جوانی است که قبلا دزدی سابقه‌دار بوده و همین نکته باعث تاثیر در زندگی عادی او شده. تغییر از گذشته و سعی در محو آن، راه به جایی نمی‌برد و به ناچار چهره واقعی این خواننده برملا می‌شود و او به ناگزیر در مسیری خاص قرار می‌گیرد. این روایت ابتدایی گرچه خیلی با نوسان همراه نیست و صرفا در همان تعلیق‌های مقطعی پایان می‌پذیرد، اما بستر را فراهم می‌نماید تا روایت اصلی قصه آغاز گردد. یعنی خواننده جوان به ناچار در مسیری ناخواسته وارد می‌شود که گرچه گذشته‌اش را برایش تکراری می‌کند، اما شاید تمایلی به آن نداشته است. این شیب تند، داستان «سلام بر عشق» را با نوسانات دراماتیک همراه می‌کند، چراکه مخاطب در هر لحظه نمی‌تواند ترسیم صحیحی از واقعیت را ببیند و نگران است باز «نادر» قهرمان این قصه با بحران جدیدی روبه‌رو گردد.

این که سوءتفاهم ابتدایی در ابتدای قصه، راز «نادر» را برملا می‌کند و چهره واقعی او را آشکار می‌سازد، گرچه به نظر خیلی سنجیده نیست، اما کاملا این چهره را آبستن حوادث می‌کند، از چنین وقایعی ورود نادر به جریان یک دزدی است، سرقت جواهرات به همراه برادر و همسر سابقش، روایتی جدید از سلام بر عشق و نادر می‌شود. این فراز و فرودهای مکرر، فیلم را در هر لحظه جذاب و جذاب‌تر می‌کند و سبب می‌گردد تا تماشاچی در هیچ بخشی نتواند پیش‌بینی کاملی داشته باشد. تعریف مسیر به‌گونه‌ای است که «نادر» و امثال او،‌ وقتی دست به خطایی می‌زنند هر چند در تلاش تغییر و جبران هستند، اما چون روح دروغ در آنها موج می‌زند،‌ هیچ‌گاه گریزی نیست و این معضل و مشکلی است که بعضا در سطح جامعه دیده می‌شود.

«سلام برعشق» توانسته با تعدد لوکیشن،‌ مرتبا با یکنواختی و سکون مقابله کند، گرچه این اثر لازمه چنین داستانی بوده ولی باید قبول کرد، این فیلم با ایجاد فضاهای گوناگون تنوعی خاص را در کل ایجاد کرده. فصل‌های مختلف فیلم در لوکیشن‌های متفاوت، در ضمن توانسته قابلیت بروز داستان‌پردازی منطقی را ایجاد نماید. مثلا، ورود همسر «نادر» به منزل پیرزن در مقام پرستار و ایجاد فضای خاص بصری در فیلم یا فضایی که «نادر» در آن آواز می‌خواند که البته معمولا هم خالی از جمعیت است،‌ هریک به نوبه خود ضمن معرفی ابعاد گوناگون شخصیت‌ها، توانسته محیط‌های بسته‌شکننده ‌که معمولا در چنین آثاری مرسوم می‌باشد را برهم زند.

تغییر حال و هوای «نادر» در بخش‌های پایانی فیلم و دستگیری دزدها یکی پس از دیگری گرچه فرآیند داستانی قابل پیش‌بینی بوده،‌ اما کارگردان توانسته بدون هیچ اجبار و تاکیدی آن را فراهم سازد و از همین روی است که «سلام برعشق» در نقاط پایانی،‌کاملا منسجم و متصور با نظر تماشاچیان، به تصویر کشیده می‌شود.

حسین اشرفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها