یادداشت روز آمریکا در عراق مقاومت در برابر استعمارگری سرمایه داری نئولیبرال

جام جم آنلاین: چند هفته پیش از بعضی از چهره های پنتاگون دعوت شد یک فیلم قدیمی را در مراسمی خاص تماشا کنند.
کد خبر: ۳۲۳۷۴
این فیلم «نبرد الجزایر» اثر ضد استعماری کلاسیک «جیلو پونته کوروو» بود که نمایش آن سالها در فرانسه ممنوع بود.
انسان تصور می کند هدف نمایش این فیلم در پنتاگون صرفا آموزشی بود فرانسه آن نبرد را برد اما جنگ و اخلاق را باخت .
حداقل پنتاگون درک می کند که مقاومت در عراق از یک الگوی ضد استعماری مشابه پیروی می کند.
آنها در این فیلم مشابه عملیاتی را که نهضت مقاومت الجزایر تقریبا نیم قرن پیش انجام می داد در فلوجه و بغداد می بینند.
در آن وقت هم مثل حالا قدرت اشغالگر تمام این فعالیت ها را عملیات تروریستی و قهرمانان مقاومت را تروریست می نامید.
آن وقت ، مثل امروز ، مردم را به جرم مقاومت در برای اشغالگران دستگیر و شکنجه می کردند ، خانه هایی را که به آنان و یا اقوامشان پناه می دادند ویران می کردند و هر روز سرکوبی و ظلم به مردم را بیشتر می کردند.
اما در نهایت فرانسوی ها، مثل امریکایی ها در ویتنام ، مجبور به فرار شدند.
با بیشتر شدن تلفات «بعد از جنگ امریکا» در عراق از تلفات این کشور در طول خود جنگ ، (که در جریان آن حداقل 15 هزار غیرنظامی عراقی نیز کشته شدند) ، تردید هایی در امریکا ایجاد شده است .
کمتر کسی می تواند حاشا کند که اوضاع عراق تحت اشغال امریکا با هر معیاری از هر نظر بدتر از زمان صدام جنایتکار است .
از بازسازی خبری نیست ، بیکاری بیداد می کند ، زندگی روزمره چیزی در حد فلاکت است و اشغالگران و دست نشاندهندگان آنها قادر به تامین ابتدایی ترین نیازهای مردم عراق نیستند.
امریکایی ها حتی برای نظافت سرباز خانه های خود به عراقی ها اعتماد ندارند و برای این کار از مهاجران فیلیپینی و جنوب آسیا استفاده می کنند.
این استعمارگری در دوره سرمایه داری نئولیبرال است و همه قراردادهای پرسود به شرکت های امریکایی و دوستان امریکا واگذار می شود.
عراق تحت اشغال حتی در بهترین شرایط ، حکومت یک اقلیت حاکم از سرمایه داران دست نشانده امریکا خواهد بود و شرکت های امریکایی و صاحبان آنها عملا بر این کشور حکومت خواهند کرد.
ترکیب همه این عوامل بی رحمانه است که به مقاومت جان می دهد و بسیاری از جوانان را به جنگیدن با اشغالگران تشویق می کند.
کمتر عراقی حاضر است به کسانی که با اشغالگران مبارزه می کنند ، خیانت کند.
این موضوعی بسیار مهم است ، زیرا بدون حمایت مردم مقاومت پایدار عملا غیرممکن خواهد بود.
نهضت مقاومت عراق موضع جورج بوش را در امریکا ضعیف کرده و به سیاستمداران دموکرات شجاعت انتقاد از کاخ سفید را داده است تا آنجا که «هوارد دین» به جرات پیشنهاد کند امریکا در طول دو سال از عراق خارج شود.
حتی کسانی که مخالف جنگ بودند، اما از اشغال حمایت و مقاومت مردم عراق را محکوم می کنند می دانند که اگر مقاومت نبود فریاد پیروزی جنگ طلبان گوش فلک را کر می کرد.
مهمتر این که مقاومت عراق با مشکلاتی که برای امریکا به بار آورده قطعا ماجراجویی های بیشتر آن را در ایران و سوریه به تاخیر انداخته است.
یکی از مضحک ترین سخنان ماههای اخیر حرف های «پل ولفوویتز» در یکی از کنفرانس های مطبوعاتی متعدد او در بغداد بود که گفت :مشکل اصلی عراق این است که خارجی های بسیاری در این کشور حضور دارند.
بیشتر مردم عراق ارتش های اشغالگر را به عنوان تروریست های خارجی واقعی به شمار می آورند.
چرا؛ برای این که وقتی کشوری را اشغال می کنید ناچارید مانند اشغالگران رفتار کنید.
چنین وضعی حتی در مناطقی که مقاومتی در آنها دیده نمی شود ، مثل بوسنی و کوزوو نیز دیده می شود.
هر جا که مقاومت باشد ، مثل عراق ، تنها الگوی موجود ترکیبی از غزه و گوانتانامو است .
این شایسته نویسندگان و روزنامه نگاران غربی که کشورهایشان عراق را اشغال کرده اند نیست که برای مقاومت شرایطی تعیین کنند و به مخالفت با آن سخن بگویند.
این یک اشغالگری زشت است و این زشتی نوع واکنش در برابر آن را تعیین می کند.
به گفته منابع مخالف عراقی ، بیش از 40 سازمان گوناگون در برابر اشغالگران مقاومت می کنند.
این سازمان ها شامل بعثی ها ، کمونیست های مخالف حزب کمونیست ، که به دلیل حمایت حزب از اشغال عراق توسط امریکا و انگلیس آن را طرد کرده اند ، ملی گراها ، گروههای سربازان و افسران عراقی که پس از اشغال بیکار و تحقیر شده اند ، و گروههای مذهبی سنی و شیعه هستند.
دو شاعر بزرگ عراق یعنی سعدی یوسف و مظفر النواب - که زمانی وحشیانه و بشدت از طرف صدام تحت تعقیب و آزار بودند و هنوز در تبعید زندگی می کنند ، به عنوان وجدان بیدار ملت خود عمل می کنند.
اشعار خشمگینانه خود و با محکوم کردن اشغالگران و سرزنش شغال ها - یا خائنان و وطن فروشان - روحیه مبارزه را زنده نگه می دارند.
یوسف می نویسد: من به صورت شغال ها ، به فهرست های آنها ، تف خواهم کرد ، من اعلام خواهم کرد که ما مردم عراق هستیم ، ما درختان و شجره های باستانی این سرزمین هستیم .
و نواب مردم را به این صورت به مسلح شدن در برابر اشغالگران دعوت می کند: و هرگز به یک مبارز راه آزادی که مسلح نیست ، اعتماد نکنید ، حرفم را باور کنید ، من در آن آتشگاه سوختم ، حقیقت این است که قدرت و بزرگی شما را با قدرت و اندازه سلاح تان اندازه می گیرند.
سخن من این است که برخلاف ادعای اشغالگران ریشه و اساس مقاومت با مردم عراق است ، اگر چه تعجب نخواهم کرد اگر اعراب دیگر با عبور از مرزها به کمک برادران خود بیایند.
اگر لهستانی ها و اکراینی ها در بغداد و نجف و انگلیسی ها و امریکایی ها در سراسر عراق هستند چرا عرب ها نباید به یکدیگر کمک کنند؛ حقیقت اصلی مقاومت این است که تمرکز نیافته است و این شکل کلاسیک مرحله اول هر جنگ چریکی علیه ارتش های اشغالگر است .
سرنگون کردن هلیکوپترهای امریکا نشانه ای از همین مرحله جنگ چریکی است اما این که آیا این گروه ها وارد مرحله دوم خواهند شد و یک جبهه ملی آزادیبخش عراق را شکل خواهند داد یا نه ، به زمان نیاز دارد، باید صبر کرد و دید.
اما نقش سازمان ملل را ، به عنوان یک واسطه شرافتمند، مخصوصا در عراق ، که خود بخشی از مشکل و مساله است ، فراموش کنید.
حتی اگر نخواهیم سابقه آن را (به عنوان عامل اجرای تحریم اقتصادی مرگبار کشور و حامی بمباران های 12 ساله عراق توسط امریکا و انگلیس) در نظر بگیریم ، همان آخرین اقدام شورای امنیت برای رسوایی آن کافی است : شورا روز 16 اکتبر با استقبال از ((واکنش مثبت جامعه بین المللی نسبت به شورای حاکم بشدت انتخابی ! عراق.
(و) از تلاش های شورای حاکم برای بسیج مردم عراق حمایت می کند خود را بی اعتبارتر کرد.
در این حال با کرسی عراق در سازمان ملل همان شد که امریکا و انگلیس در مورد حفظ کرسی کامبوج در دست جنایتکاران پول پوت در سازمان ملل در شرایطی کردند که ویتنامی ها بیش از یک دهه پیش آن رژیم خون آشام را سرنگون کرده بودند.
تنها هنجار و معیار شناخته شده توسط شورای امنیت زور وحشیانه است و امروز فقط یک قدرت با قدرت اعمال زور به این شکل وجود دارد.
به این دلیل است که در نظر بسیاری از مردم نیم کره جنوبی و نقاط دیگر جهان سازمان ملل همان امریکاست .
شرق جهان عرب امروز صحنه اشغالی دو گانه است : اشغال فلسطین و عراق توسط امریکا و اسرائیل اگر در ابتدا سقوط عراق باعث تضعیف روحیه مردم فلسطین شد ، ظهور جنبش مقاومت آنان را دلگرم کرده است .
پس از سقوط بغداد، آریل شارون ، رهبر جنگ طلب اسراییل خطاب به فلسطینیان گفت :حالا که حامی شما رفته ، سرعقل بیایید چنان که گویی مبارزه مردم فلسطین به صدام یا هر فرد دیگری وابسته است .
این تصور استعماری قدیمی که اعراب بدون یک رهبر نمی توانند کاری بکنند این روزها در غزه و بغداد به مسخره گرفته شده است .
اگر فردا جنازه صدام پیدا شود مقاومت به جای توقف ، قطعا افزایش خواهد یافت .
دیر یا زود همه نیروهای خارجی مجبورند از عراق خارج شوند.
اگر به اختیار خود چنین نکنند مردم عراق آنها را بیرون خواهند کرد ادامه حضور آنها عامل خشونت است .
وقتی مردم عراق کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرند درباره ساختارهای داخلی و سیاست های خارجی کشور خود تصمیم خواهند گرفت .
انسان می تواند امیدوار باشد که در چنان وضعی دمکراسی و عدالت اجتماعی در هم آمیزند و همان شرایطی را به وجود آورند که باعث شکوفایی امریکای لاتین شده اما امپراتوری را بشدت رنجانده است .
در این حال مردم عراق یک چیز دارند که می توانند به آن ببالند و شهروندان امریکا و جاهای فراوان دیگری باید به آن رشک ببرند: مقاومت .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها