در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز 30 اکتبر 1938 یکی از ایستگاههای پخشکننده برنامههای رادیویی شبکه CBS برنامهای را به روی آنتن فرستاد که به یکی از تاثیرگذارترین برنامههای تاریخ برنامههای رادیویی در جهان تبدیل شد. این برنامه قسمتی از مجموعه نمایشنامههای این شبکه به شمار میرفت و تهیهکنندگان تماس گرفتند تا به مناسبت فرارسیدن شب هالووین، یکی از داستانهای نویسنده علمی ـ تخیلی برجسته تاریخ یعنی اچ جی ولز را روی آنتن ببرند.
اورسون ولز جوان ـ همو که بعدها با ساخت فیلم همشهری کین، یکی از ماندگارترین آثار سینمایی جهان را به تصویر کشید ـ اجرای برنامه را بر عهده گرفت و در میان اجرای یک برنامه موسیقی برنامه را به سبک برنامههای خبری فوری جهان قطع کرد و در گفتگویی با هنرپیشهای که نقش دانشمندی را ایفا میکرد به مردم اعلام کرد مریخیها به زمین حمله کردهاند و همه نیروها و قوای زمینی تسلیم شدهاند. این اجرای هنرمندانه واقعگرایانه باعث شد مردم در فضای تهدیدهایی بروند که در آستانه جنگ جهانی دوم جهان را
در بر گرفته بود. این اجرا را داستانی واقعی تصور کردند و به خیابانها ریختند تا از دست مهاجمان فضایی نجات پیدا کنند.
وحشت عمومی بخشهای بزرگی از نیویورک را گرفت و داستان اچ. جی.ولز به نام اجرای هنرمندانه اورسون ولز گره خورد. بعدها از روی این داستان پیشگام نمایشها و فیلمهایی ساخته شد تا اینکه در سال 2005 استیون اسپیلبرگ دوباره بسراغ این داستان رفت. داستان جنگ دنیاها به حمله مریخیها (در نسخه اسپیلبرگ منشأ این موجودات مشخص نیست) به زمین باز میگردد. در این روایت مواجهه انسان و بیگانگان مواجههای خونبار است.
ماشینهای غول پیکر و 3 پایه فضاییها بدون هیچ اعلام خطری شروع به کشتار میکنند و در نهایت آنچه باعث نجات زمینیها میشود نه سلاحهای آنها که میکروبها و ریز موجودات پراکنده در جو زمین است.
درباره این فیلم و جلوههای ویژه تحسین برانگیزش بحثهای فراوانی شده است اما 2 نکته مهم درخصوص این فیلم چشمگیر است یکی از آنها به مواجهه انسان و موجودات هوشمند فضایی میپردازد. همیشه بحثی طولانی وجود داشته است که نتیجه این برخورد چه خواهد بود برخی آن را مهربانانه و برخی آن را استعمارگرایانه ارزیابی کردهاند. اسپیلبرگ کسی است که در اکثر فیلمهای خود موافق نظریه موجودات هوشمند مهربان و صلحجو بوده است (نمونههایش را میتوان در برخورد نزدیک از نوع سوم، ای. تی موجود فرازمینی و هوش مصنوعی دید) اما در این فیلم دیدگاه خود را تغییر میدهد. بسیاری از منتقدان فضای آشفته جهان پس از حادثه 11 سپتامبر را عامل این تغییر رویکرد اسپیلبرگ میدانند جهانی در وحشت که هرروز نگران ترور و جنگ بود باید هم نگاهش را به فضاییها تغییر میداد بخصوص آنکه وقتی کشوری پیشرفتهتر و مجهزتر تا آن حد آسوده حکم به جنگی میداد که بسیاری از مردم بیگناه را به خاک و خون میکشید چرا فضاییهای بسیار پیشرفتهتر غیرانسان که ما برای آنها حکم جانورانی متفاوت را داریم باید با ما مهربان باشند؟
نکته دوم و مهم این فیلم مساله مهم پیچیدگیهای الگوهای حیات است. میکروارگانیسمهایی که در جو زمین ـ و یا هر سیاره دیگری ـ ممکن است وجود داشته باشند علیرغم بیاهمیتی ظاهری میتوانند لشکری را نابود کنند. هماکنون دانشمندان مرکز تحقیقات روباتیک ناسا (JPL) یکی از نگرانیهای اصلیشان ماموریت برگرداندن نمونههای خاک مریخ به زمین است. آنها نگرانند اگر این محفظه در هنگام بازگشت در جو زمین منفجر شده و میکرو ارگانیزمهای احتمالی مریخی در جو زمین پراکنده شوند، انسان و سایر جانوران چگونه با آن مواجه خواهند شد؟ آیا ما میتوانیم مثلا در مقابل ویروسی بیگانه مقابله کنیم یا براحتی در برابر آن به زانو درخواهیم آمد.
جنگ دنیاها به روایت اسپیلبرگ تنها بازسازی اثری تاریخی نیست که بیانکننده دغدغههای کارگردانی بزرگ و نامآور است که ژانر علمی ـ تخیلی به او مدیون است.
پوریا ناظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: