در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بخش مرور این هفته پروندهای را بازخوانی کردهایم که مربوط به قتل یک جوان ایرانی به دست هم وطنش در کشور ژاپن است این جنایت روز 30 اردیبهشت ماه سال 80 رخ داد و در هفته اول اردیبهشت ماه سال بعد مورد رسیدگی قضایی قرار گرفت ماجرا از این قرار است که روز حادثه 2 جوان ایرانی پیکر خونآلود پسر جوانی را به بیمارستان صلیب سرخ شماره ? شهر «ناگویا» ژاپن بردند اما تیم پزشکی به خاطر عمیق بودن ضربههای وارد شده به پسر مجروح نتوانستند او را نجات بدهند مقتول پسری 30 ساله به نام بهزاد بود و همزمان پلیس ژاپن برای شناسایی قاتل وی تحقیقات ویژهای را انجام داد در این بین یکی از دوستان مقتول به کارآگاهان جنایی ناگویا گفت: ساعت ? صبح بود، من و بهزاد سوار بر خودرو او به منطقه جنوب شهر «ناگویا» رفتیم. بهزاد قصد داشت برای انجام کاری به رستوران ایرانیهای این شهر برود. هنوز تا محل رستوران چند کیلومتری فاصله داشتیم که «بهزاد» از من خواست خودرو را متوقف کنم تا به خانهاش تلفن بزند. او با تلفن همراهش شماره منزلشان در تهران را گرفت و سرگرم صحبت با همسر و مادرش شد. در همین هنگام صدای چند ضربه به شیشه خودرو را شنیدم. وقتی به طرف بهزاد برگشتم، متوجه شدم، یکی از دوستان او که «علی» نام دارد، با کارد بلندی دو ضربه به سینه او وارد کرد. بهزاد خود را از خودرو بیرون انداخت. در همین لحظه علی یک ضربه دیگر به پهلوی راست او زده و به سرعت به طرف خودرواش که آنسوی خیابان پارک شده بود، دوید، سعی کردم او را تعقیب کنم ولی وقتی به چند قدمیاش رسیدم، ناگهان با کارد به طرف من برگشت و تهدید کرد اگر برنگردم مرا هم خواهد کشت.
پلیس ژاپن در بدو امر نتوانست ردی از قاتل پیدا کند تا این که 4 ماه بعد مأموران پلیس شهر «توکیو» در پی تماس تلفنی شخص ناشناسی باخبر شدند علی در حوالی ایستگاه مترو شهر توکیو دیده شده است. در ادامه فاش شد متهم در یک سونای شبانهروزی اطراف ایستگاه مترو پنهان شده است. به این ترتیب متهم 30 ساله به دام افتاد و در اعترافاتش گفت: ? سال قبل پس از پایان خدمت سربازی وقتی نتوانستم در ایران کار مناسبی پیدا کنم، به تایلند رفتم تا از آنجا خودم را به ژاپن برسانم من مجبور شدم ? سال در ژاپن بمانم دو سال پس از اقامت در تایلند با یک زن تایلندی ازدواج کردم، از او صاحب فرزند پسری شدم. اوایل سال ???? میلادی، با تهیه یک پاسپورت جعلی به همراه گروهی از جوانان جویای کار به ژاپن آمدم.چند ماهی از اقامتم در این کشور میگذشت که فهمیدم بهزاد که از دوستان قدیمیام بود میخواهد، به ژاپن بیاید، من اطلاعاتی درباره مهاجرت غیرقانونی به ژاپن به بهزاد دادم و او بعد از ? ماه اقامت در تایلند، به همان شیوه وارد خاک ژاپن شد و من،بهزاد و دو ایرانی دیگر، یک اتاق در جنوب شهرناگویا اجاره کردیم. بهزاد، در یک چوب بری کار میکرد. گاهی اوقات هم به کار خرید و فروش گوشیهای تلفن همراه مشغول میشد. چند روز قبل از حادثه بر سرمبلغی پول باهم اختلاف پیدا کردیم، هم اتاقیهای ما از بروز درگیری بین ما جلوگیری کردند.
احساس کردم «بهزاد» مرا تحقیر کرده است بنابر این نقشه قتل او را طراحی و اجرا کردم.جنایت این ایرانی در ناگویا اولین نمونه از این پروندهها نبود و کارشناسان در تحلیل این جنایتها فشارهای روانی سنگینی که به مهاجران به ویژه مهاجران غیر قانونی وارد میشود را یکی از دلایل اصلی ارتکاب خشونت میدانند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: