طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

برای سارا و دلتنگی‌هایش

سارا جان! دیروز برای تو بدترین روز زندگی‌ات بود. برای ما هم یکی از همان بدترین روزها بود. سارا جان! تو دیروز در کمال ناباوری صبح که از خواب بیدار شدی با پیکر بی جان پدرت روبه‌رو شدی... حتما هنوز هم باورت نمی‌شود. هنوز هم نمی‌توانی باور کنی که صدای پدر مهربانت را دیگر نخواهی شنید و او دیگر هرگز دست نوازشگرش را بر سرت نخواهد کشید...
کد خبر: ۳۲۳۲۸۴

سارا جان! دیروز حال همه ما که سالیان سال است در کنار پدرت در تحریریه «جام‌جم» کار می‌کنیم هم بهتر از تو نبود. دیروز من اشک همکارانی را دیدم که تاکنون فکر می‌کردم آنها شاید هرگز گریستن را تجربه نکرده‌اند، اما آنها نمی‌توانستند باور کنند که دیگر هرگز «علیرضا آقابالایی» را در تحریریه جام‌جم نخواهند دید و صدای پر انرژی او را هرگز نخواهند شنید.

سارا جان! ما از تو دور بودیم اما باور کن در کنارت بودیم. هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم هرگز فراموش کنیم که علیرضا آقابالایی چقدر دخترش، سارا را دوست داشت. سارا برای او مایه افتخار و مباهات بود. همه ما می‌دانستیم که سارا همیشه نمره 20 می‌گیرد. معدلش 20 است و پدر به آینده درخشان او امید بسیار دارد.

سارا جان! تو دیروز گریستی و ما هم همراه با دل شکسته تو گریستیم، چون می‌دانستیم دیگر پدر نیست تا موفقیت‌های پی در پی تو را ببیند.

اما سارا جان! اگر پدر نیست، همیشه یاد و خاطره او در تحریریه جام‌جم زنده است و تو می‌توانی هر زمان که دوست داشتی بیایی و روی صندلی‌ای که علیرضا آقابالایی می‌نشست، بنشینی و حضور پدر را احساس کنی؛ چون او بیشتر وقت خود را در روزنامه و روی این صندلی سپری می‌کرد.

سارا جان! ما را در کنار خود قبول کن و به قلب کوچک و غمگینت بگو مهربانی ما را پذیرا باشد. تو بهترین و ارزشمند‌ترین یادگار علیرضا آقابالایی هستی. ما تلاش می‌کنیم به مانند او برایت مهربان باشیم. تسلیت ما را پذیرا باش. تو عزیز همه ما هستی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها