در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دن کیشوت حکایت خیلی از آدمهای روی کره زمین است. شاید به خاطر همین سروانتس با خلق آن اینقدر مشهور شد. چون همه ما اگر خودمان دن کیشوت نباشیم لااقل از این دن کیشوتها خیلی دیدهایم. آدمهای سادهای که فکر میکنند به تنهایی میتوانند همه بدیها را از بین ببرند. در واقع داستان دن کیشوت مرثیهای است که سروانتس برای این آدمها سروده است. آدمهای سادهای که فکر میکنند همه چیز با شجاعت آنها حل خواهد شد. سروانتس اسپانیایی بود. به جنگ رفت و اسیر شد بعد در راه بازگشت دوباره به اسارت رفت و یک دستش را هم از دست داد. اما پس از همه این بدبختیها دوباره به وطنش برگشت و شروع کرد به نوشتن. نوشتن آثاری که خیلیها تا به حال در برابر عظمتش سر تعظیم فرود آوردهاند. یکیاش همین فوئنتس نویسنده مشهور مکزیکی. خلاصه که امروز روز وفات سروانتس است ولی روز وفات قهرمان داستانش دن کیشوت هرگز سر نمیرسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: