در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن زمانها با همین لباسها فکر میکردیم چقدر خوشتیپ هستیم و از دیدن خودمان جلوی آینه لذت میبردیم و هرکدام که فوکل موهایمان بیشتر بود و اپلهای مانتوهایمان بزرگتر توی خوشتیپی از بقیه جلو میزدیم. آن زمانها آن طور که حافظه یاری میکند، تیپ و قیافه آنقدرها که الان مهم است، اهمیت نداشت. مغازهها و فروشگاهها کم بود و مردم قدرت انتخاب چندانی نداشتند یا باید سفید را انتخاب میکردی یا سیاه. از پارچههای رنگی در جنسها و طرحهای مختلف خبری نبود. نه از مرکز خریدهای تجریش خبری بود و نه از مرکز خریدهای میرداماد. هر سالی که گذشت وضعیت بهتر شد، تولیدیهای لباس و کیف و کفش زیاد شدند و مردم بین مدلهای مختلف چیزی را که دوست داشتند انتخاب میکردند تا رسیدیم به الان که قضیه کاملا فرق کرده. خوب پوشیدن و سر و وضع خوب داشتن موضوع مهمی شده. چه برای آنهایی که ظاهر برایشان مهم است و چه برای آنهایی که نیست. حالا چرا خوش لباس بودن اینقدر مهم است؟ زیادند آدمهایی که از این راه نان میخورند و برای کمک به کسانی که میخواهند خوشتیپ باشند تلاش میکنند. در کار تجارت لباس، کفش و کیف و زیورآلات و عطر و هر چیزی که به درد خوشتیپ بودن آدمها میخورد، هستند. مارکهای معروف از شنل و لویی ویتون گرفته تا گپ و نایک از آن سر دنیا میآورند این سر دنیا؛ لباسهایی متنوع که به درد سلیقههای مختلف میخورد.
مرکز خریدها، مزونها و فروشگاههایی که هر روز زیاد میشوند همه خوب پوشیدن را در این روزها آسان کردهاند. از طرف دیگر این موضوع که «چگونه خوشتیپ باشید»، «چگونه نگاهها را جلب کنید» یا «چگونه همگان را خیره کنید؟» خوراک خوبی برای مجلات مد و لباس یا سایتهاست. راز خوشتیپ بودن فلان بازیگر یا فلان خواننده موضوع جالبی برای آنهایی است که دنبال خوش لباس بودن هستند. از یک طرف دیگر هم همین لباس خوب پوشیدن برای خیلیها خواب و خوراک نگذاشته و تمام زندگیشان فکر کردن به این شده که چی بپوشند و کدام لباس را با کدام یکی هماهنگ کنند. بروند و آخرین مدل لباسهایی که تازگیها به بازار آمده یا فلان بازیگر در فلان فیلم یا مراسم پوشیده را با هر بدبختی و جان کندنی پیدا کنند و بخرند. همه صحبتهایی که بین خودشان و دیگران برقرار میشود این باشد که طرف کفشش را از کجا خریده؟ یا لباسش را کجا دوخته یا فلانی در مراسم تولدی که برای پسر دخترعمویش برگزار شده، دامنش را از مرکز خرید فلان جا خریده یا جای دیگر؟ بعضیها هم که وضعیت حادتری دارند، دنبال بقیه در خیابان راه میافتند به پرس و جوی آدرس خیاطی که طرف کت و شلوارش را آنجا دوخته یا برمیگردند و به لباس آدمی که از کنارشان رد شده ساعتها خیره میشوند و تا طرف لباسش را درنیاورد و تقدیمشان نکند، بیخیال قضیه نمیشوند. اینطور است که بعضیها برای خوشتیپ بودن، خودشان را به آب و آتش میزنند و دار و ندارشان را پای این کار میگذارند. مثلا از 500 هزار تومانی حقوقی که در ماه دارند سعی میکنند 200 هزار تومان را برای این کار کنار بگذارند و طبق آخرین مدلها و استانداردهای بازار بگردند.
بعضی وقتها پوشیدن لباسهای قدیمی که هنوز کوچک و تنگ نشدهاند و سالها از زمان خریدنشان میگذرد بهتر از لباسهایی است که مد شده. با یک تغییر کوچک توی لباسهایی که توی کمد روی هم انبار شدهاند میتوانید بپوشیدشان، ممکن است کمی ساده باشید اما بیشتر از کسانی که لباسهای گران و پرزرق و برق که با آخرین استانداردهای جهانی برابری میکنند، پوشیدهاند به چشم بیایید یا حداقل خودتان راضی باشید. برای خوشلباس بودن لازم نیست چشمتان دنبال لباسهایی که بقیه پوشیدهاند باشد یا بقیه چی را میپسندند. اگر بنا باشد همه مردم یکجور لباس بپوشند و همه آن چیزهایی که مد شده به تن کنند دیگر تنوع معنایی ندارد؛ آدمهایی در لباسهایی شبیه هم که از این طرف به آن طرف میروند و انگار در یک موسسه و اداره کار میکنند. البته معنای این حرف این نیست که برای خاص بودن و متفاوت بودن خودتان را هلاک کنید یا لباسهایی بپوشید که دهان مردم از دیدنشان در خیابان باز بماند و شما را از یک کیلومتری به هم نشان بدهند. بگذریم که عدهای برای خوشتیپ بودن به خودشان هم رحم نمیکنند نه سرمای زمستان حالیشان است و نه گرمای تابستان.
هر آدمی خودش بهتر میداند که در کدام لباس، با چه رنگ و چه مدلی بهتر دیده میشود. ممکن است شما لباسی بپوشید که از نظر خودتان خوب باشد و خوشتیپتان کرده باشد اما بقیه زیاد آن را نپسندند. ممکن است جلوی آینه بایستید و با نظر بقیه، ساعتها لباس عوض کنید اما بالاخره آن لباسی که خودتان به دلتان نشسته و احساس میکنید بیشتر بهتان میآید را بپوشید.
آدمها سلیقههای مختلف دارند. بعضیها از پوشیدن لباسهای رسمی راضی هستند، بعضیها پوشیدن لباسهای اسپرت را دوست دارند، عدهای از پوشیدن لباسهای غیرمعمول مثلا لباسهایی که به تنشان خیلی گشاد است یا رنگها و مدلهایش خیلی با هم تضاد دارد و هر کدام برای خودش یک سبکی است مثل پانک و رپ و... خوششان میآید و بقیه از لباسهایی که سادهاند، نه اسپرتند و نه رسمی و نه غیرمعمول.
اگر به آدمی که تیپ رسمی دارد بگویید فلان تیشرت یا فلان شلوار را بپوش قبول نمیکند، فکر میکند مناسب سن و شخصیت و شغلی که دارد نیست و حتی پوشیدنش را مسخره میداند. یا برعکس اگر به آدمی که همیشه لباسهای اسپرت مثل کتانی یا شلوار جین و تیشرت پوشیده بگویید کت و شلوار بپوشد، ممکن است قبول کند اما در این لباس راحت و راضی نیست. البته هستند کسانی هم که پا روی رویهشان میگذارند و برای خوشتیپ بودن لباسهایی را که تا دیروز نگاهشان هم نمیکردند یا به نظرشان نامناسب بود را میپوشند. بنابراین هر آدمی باید در آن گروهی که قرار دارد برای خوشلباس بودن تلاش کند. علاوه بر این که خوشتیپ بودن در جاها و موقعیتی که قرار دارید فرق میکند و بسته به موقعیتهای مختلف جوری باید لباستان را انتخاب کنید که خیلی غیرمعمول و مسخره به نظر نیاید.
باید راحت بود
شما شاید آخرین مدل کفش، کیف، مانتو یا کت و شلواری که امسال مد شده را بپوشید، کلی خرج کنید اما خوشتیپ که نشوید هیچ، بدقواره و بد لباس هم بشوید. برای خوشتیپ بودن خلاقیت مهم است. این که بدانید کی و کجا چه لباسی بپوشید یا کدام را با کدام هماهنگ کنید مهم است. این که لباسهای رنگی را به جای لباسهای تیرهای که عادت به پوشیدنشان دارید، استفاده کنید، تاثیر مهمی روی ظاهر خوب میگذارد. مثلا به جای مانتوهایی که مد میشود و شما نه از طرحشان و نه از رنگشان خوشتان میآید. برای این که هم در هزینه صرفهجویی کنید و هم آن طرحی که دوست دارید بپوشید پارچه بخرید و مانتو بدوزید. هم دلتان باز میشود و هم یک تنوعی توی لباس پوشیدنتان به وجود میآید. یا با پارچههای رنگی میتوانید برای خودتان کیف بدوزید. یا به جای انگشترها، گوشوارهها یا گردنبندهای گرانی که میخرید، خودتان با مهرههای رنگی یک چیز ارزان و ساده و قشنگ درست کنید. ممکن است لباسهای تنگ مد باشد که اگر شما بپوشید توی تنتان نامناسب باشد و اصلا بهتان نیاید یا در آنها راحت نباشید یا بدتر از آن لباس توی تنتان پاره شود، باید بدانید خوشتیپ بودن به هر قیمتی و برای جلب توجه بقیه، خودتان را اذیت میکند.
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: