در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ابراهیمی همچنین سال 1374 به سفارش زندهیاد احمد آقالو به جمع بازیگران رادیو پیوست و با بازی در نمایش «رستم و سهراب» به طور رسمی کارش را در مرکز نمایش رادیو آغاز کرد و تا امروز نقشهای بیشماری از جمله بیژن شاهنامه ، توس ، لرد کند و... را تجربه کرد.
با او درباره بازیگری نمایش رادیویی گفتگوی کوتاهی کردیم که میخوانید.
سالها در تلویزیون و سینما به عنوان بازیگر حضور داشتید. چه شد که به رادیو آمدید؟
من تصورم از بازیگری در نمایش رادیو، چیزی در حد دوبله بود. راستش من دوبله را دوست ندارم، نه این که دوبله چیز دوست داشتنیای نباشد، بلکه عقیده دارم در دوبله شما همه توانمندی و انرژی خود را به کار میگیرید که یکی دیگر دیده شود.
حالا که بازیگری در رادیو را تجربه کردید چه نظری نسبت به این هنر پیدا کردید؟
نمایش رادیویی به نظر من یک نوع تئاتر است، تئاتری که اصل آن صداست. فضایی که برای من ایجاد میشود درست مثل بازیگری تئاتر است، تئاتری که مقابل میکروفن اجرا میشود.
فکر نمیکنید که این شرایط مثل دوبله است؟
ابدا، چون صدای من شنیده میشود و هیچ تصوری هم غیر از خود من برای شنونده ایجاد نمیشود و دقیقا شنونده تصوری را که من دلم میخواهد در ذهنش ایجاد میشود که من چه شخصیتی هستم.
چقدر طول کشید که با حال و هوای رادیو مانوس شوید؟
شاید در دومین روز تمرین متوجه شدم کار در رادیو را دوست دارم و از آن به بعد هم با علاقه ادامه دادم تا به این لحظه، یعنی از سال 74 تا امروز نمایشهای مختلف رادیویی را تجربه کردم.
با توجه به این که شما کارهای هنری متفاوتی انجام میدهید، همیشه اولویت برایتان فعالیت در چه حوزهای است؟
طی سالهای متمادی فعالیت در حوزه هنر یعنی از سال 52 تا امروز هیچ وقت کار در تلویزیون و سینما برایم اولویت نبود. همیشه تئاتر برایم مهم بود. پس از آن که به رادیو آمدم، رادیو شد جزو اولویتهای کاریم.
آیا تاکنون نقشی را در رادیو بازی کردهاید که شمار ا تحت تاثیر قرار دهد؟
من تحت تاثیر هیچ نقشی قرار نمیگیرم و فقط بازی میکنم و از بازیگری خودم لذت میبرم. من بازیگرم و قرار نیست تبدیل به نقشی شوم که بازی کردهام من فقط نقش آن آدم را بازی میکنم و راستش نمیفهمم چرا برخی بازیگران میگویند من با نقش زندگی میکنم.
پس چطور میتوانیدحس لازم برای بازی در آن نقش را پیدا کنید؟
نقشهایی را دوست دارم بازی کنم به شرط آن که شرایط کار فراهم شود و نقشهایی را هم گذاشتهام برای این که آنها را بازی کنم و بعد اعلام بازنشستگی کنم. هر چند تصمیم دارم تا 99 سالگی فقط بازی کنم و در 99 سالگی تغییر شغل دهم!
البته من به نقشم فکر میکنم، ولی بیشترین میزان انرژیام را زمان تمرین و اجرا میگذارم و در حین بازی وقتی از میکروفن دور میشوم، همزمان به همان شکل هم از نقشم فاصله میگیرم، چون به گمانم هنوز نتوانستم بر این باور برسم که نقش ممکن است بر ذات بازیگر اولویت پیدا کند. نقش بخشی از کار من است و من به عنوان بازیگری که قرار است لحظاتی در آن قالب قرار بگیرم قالب را به خودم نزدیک میکنم و وقتی کار تمام شد یعنی واقعا تمام شد.
برخی هنرمندان بخصوص بازیگران عقیده دارند وقتی حس بازی در نقشی را میگیرند، مدتی طول میکشد تا از آن قالب خارج شوند. فکر نمیکنید شاید واقعا به سرعت امکان خارج شدن از یک نقش برای همه میسر نباشد؟
شما تصور کنید مثلا من امروز قرار است نقش یک معتاد، فردا نقش یک کوپنفروش و یک ماه دیگر هم نقش بیژن شاهنامه را بازی کنم. خب اینها خیلی دور از یکدیگرند و من قرار نیست همه این نقشها را با خودم حمل کنم. پس تکلیف من چه میشود؟ بهرام ابراهیمی این وسط کجاست؟ کی خودش را پیدا کند و در قالب نقش دیگری در آید؟ من اعتقاد ندارم که نقش را همراه خودم از محل تمرین به محل فیلمبرداری و محل کار و خانهام ببرم. نقشم در محیط فیلمبرداری و استودیوی رادیو هست و من به کمک متن و راهنمایی کارگردان به نقشم نزدیک میشوم و وقتی تمام شد، یعنی تمام شد.
به نظر شما چرا بیشتر کارگردانان و بازیگران پیشکسوت نمایش رادیویی از متون و نمایشنامههای خارجی استقبال میکنند؟
به این دلیل که آثار خارجی شسته رفته و جذاب هستند واقعیت این است ما در زمینه نمایشنامهنویسی و فیلمنامهنویسی کم تجربه هستیم. من نمیگویم که پیشینه نمایشی و شبه نمایشی نداریم، اما نمایشنامهنویسی چیزی است که مال آنهاست و ما از آنها وام گرفتهایم. بله تعزیه ما هم میتوانست در مراحل بعدی به جاهایی برسد، اما در همان مراحل ابتدایی خودش متوقف شده و فقط در عرض گسترش پیدا کرد و حرکات تاریخی خود را به جلو نداشت. همان طور که تراژدیهای یونانی چیزی شبیه همین تعزیههای ما بود که به آن مرحله رسیدند.
چه نقشهایی را دوست دارید بازی کنید که هنوز بازی نکردهاید؟
نقشهایی را دوست دارم بازی کنم به شرط آن که شرایط کار فراهم شود و نقشهایی را هم گذاشتهام برای این که آنها را بازی کنم و بعد اعلام بازنشستگی کنم. هرچند تصمیم دارم تا 99 سالگی فقط بازی کنم و در 99 سالگی تغییر شغل دهم!
شما با توجه به استدلال خودتان گفتید به دوبله علاقه ندارید، اما در دوبله هم صداهای ماندگاری بودند که حتی نقشها را تحت تاثیر خود قرار دادند.
من کاری به ماندگاری و غیرماندگاری ندارم و اصلا به این چیزها فکر نمیکنم ، ماندگاری مربوط به بعد میشود. فرض بگیرید صدای جاودانهای مثل مرحوم مهدی فتحی وقتی که کار میکرد به فکر جاودانگی نبود یا زندهیاد احمد آقالو جزو جاودانههای صداست. اتفاقا در زمینه دوبله هم کار کرده بود. در کل وقتی بازیگر در حال کار است به ماندگاریاش فکر نمیکند فقط سعی میکند به حال بیندیشد. نتیجه آینده، در روزهای بعدی مشخص میشود.
شرایط بازیگری مرکز نمایش رادیو و استقبال جوانان خلاق و مستعد را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید؟
فعالیت ما در زمینه نمایش طی این سالها بیشتر شده است. به دلیل این که شبکههای بیشتری درخواست پخش نمایش دارند. تلاش همه همکاران در مرکز این است که از نیرو و تجربه خود بهترین استفاده را کنند. یک سری نیروی جوان هم جذب رادیو میشوند که در زمینههای مختلف فعالیت میکنند و طراوت و تازگی رادیو را حفظ میکنند که امیدوارم در گامهای بعدی با موفقیت پیشرفت کنند.
زینت پستادست
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: