برای سارا

سلام آقای آقابالایی !

امروز پی این منگنه نیامدین! هر روز با یه دسته کاغذ می آمدی سرویس ما،ببخشیدی می گفتی ، کاغذ ها را منگنه می کردی و بعد تکرار می کردی: «قدر این منگنه رو بدونین».
کد خبر: ۳۲۲۶۵۴

خب راست می گفتی ، ما قدر این منگنه را نمی دانستیم ، امروز که شما پیش ما نیامدی ، امروز که فهمیدیم شما هیچ وقت پی این منگنه نمی آیی،یک جور دیگر نگاهش می کنیم.

راستش را بخواهی امروز اصلا بهش دست نزدیم ، همان گوشه میز است ، فکر کنم امروز قدرش را دانستیم.

آقای آقابالایی !

راستش ، منگنه بهانه است ، همین فردا همین منگنه یادمان می رود ، مثل چیزهای دیگر ، چیز هایی میلیون ها برابر با ارزشمند تر.

تا همین چند وقت پیش فاصله سرویس ما به صندلی شما ، دو قدم هم نمی شد.چه تلاشی می کردید برای گرفتن ساعت و شرح کوتاه برنامه های تلویزیون.

فکس های رنگ پریده آنها را می دادی دست ما و می پرسیدی:«اینو چی می خوونی؟»

آقای آقا بالایی!
 
راستش این ها که همه گفتم بهانه است ، من آشفته حرفی شدم که طاهره آشیانی زد ، همین همکار شما ، گفت شما عاشق دخترتان هستید ، گفت همه فولدر هایتان را به اسم «سارا» ذخیره می کردید.من از فکر سارا بیشتر گریه ام می گیرد.

مستوره برادران نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها