آمریکا بزرگ‌ترین تهدید جهانی

دهه آخر قرن بیستم جهان با وضعیتی بسیار شبیه آخر قرن نوزدهم روبه‌رو بود با این تفاوت که رهبری کشورهای استعمارگر و امپریالیستی از انگلستان قرن 19 به آمریکای قرن 20 انتقال یافت. آمریکا در این دهه با کشورهایی روبه‌رو شد که بسرعت در حال ترقی و پیشرفت بودند و شاهد شکل‌گیری بلوک‌بندی و قطب‌بندی قدرت‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جدید بود.
کد خبر: ۳۲۲۵۶۶

که هریک از آنها به نوعی دامنه سیطره و قلمرو استیلای امپریالیسم آمریکا بر دنیا را محدود می‌کرد.

افزون بر این، قرن بیست و یکم که قرن آسیا لقب گرفته بود در راه بود و آمریکا طبق توصیه نظریه‌پرداز تمدن غرب ـ هانتینگتون ـ باید از موفقیت آسیا جلوگیری می‌کرد. آمریکا در طول نیم‌قرن اخیر سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود را متکی بر 5 اصل، استمرار صدور نفت ارزان قیمت خاورمیانه به غرب و آمریکا، حمایت از رژیم اشغالگر قدس، دفاع و حمایت از رژیم‌های دست‌نشانده و وابسته و بالاخره مقابله و مخالفت با اسلام سیاسی و مبارز که جمهوری اسلامی را کانون آن می‌دانست قرار داده بود و با سلاح تحریم، تهدید و محاصره نظامی، اقتصادی، سیاسی تلاش می‌کرد که راهبردهای سیاست خارجی خود را عملی کند و گاهی هم در پوشش نقاب‌های به ظاهر جذاب چون دفاع از دموکراسی، صلح، حقوق بشر، مقابله با تروریسم، ... برمی‌آمد. اما در آغازین سال دهه قرن بیست و یک نقاب را کنار گذاشت و چهره دروغین خود را که همان چهره واقعی در استعمار، چپاول، غارت و جنایت است، نشان داد؛ اشغال افغانستان به بهانه دستگیری بن لادن شریک تجاری بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، اشغال عراق به بهانه مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی و مقابله با صدام که 8 سال جنگ ظالمانه او و اربابانش علیه ایران را افکار عمومی دنیا نظاره کرد و این اشغال در عراق به نوع جدیدی از سلطه در تعیین حاکم آمریکایی (پل برمر)‌ انجامید. کودتای نافرجام علیه دولت مستقل و قانونی ونزوئلا در سال 2003، اخطارها و هشدارها و تهدیدهای مختلف حتی تهدید هسته‌ای به کشورهایی چون ایران، کره شمالی، سوریه و ... را همگی در همین راستا می‌توان تحلیل کرد. آمریکا وقتی رسما اعلام می‌کند که به دنبال تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه است یا هنگامی که از تهدید هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی سخن می‌گوید، این چیزی جز همان تداوم شیوه‌های امپریالیستی، استعماری و استکباری گذشته نیست؛ چراکه واقعیت حاکم در سیاست خارجی آمریکا همان است که برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر و طراح برجسته سیاست خارجی آمریکا در تبیین راهبرد دیپلماسی آمریکا بیان کرد: او آمریکا را لرد اعظم و سه ستون اصلی ژئواستراتژیک آمریکا را جلوگیری از سازش و ادامه امنیت در میان رعایا، منکوب کردن و حفظ خراج‌گذاران و بالاخره جلوگیری از ائتلاف وحشیان با یکدیگر می‌داند. در این نگاه ملت‌های جنوب (وحشیان)‌، رژیم‌های جنوب (خراج‌گذاران)‌ و رعایا را سایر قدرت‌های امپریالیستی حامی و هم‌پیمان آمریکا می‌داند.

این بخشی از واقعیات نظام سلطه به رهبری آمریکاست، چه جمهوری‌ خواهان به رهبری بوش حاکم باشند چه دموکرات‌ها به رهبری اوباما. آنها سازمان‌های بین‌المللی چون سازمان ملل را ابزار تحمیل، تحقیر و تهدید کشورهای مستقل می‌دانند، صندوق بین‌‌المللی پول و بانک جهانی را ساز و کاری برای تداوم وابستگی و عدم توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم تعریف کرده‌اند و شکل‌گیری بلوک‌هایی چون گروه 7 و... را ائتلافی از همپیمانان استراتژیک در برابر کشورهای مستقل قرار داده‌اند. افزون بر این آمریکا تلاش دارد با استفاده از سلطه رسانه‌های در اختیار به وابسته کردن آنها به ارزش‌های غربی تیر خلاص را به ارزش‌های سنتی و فرهنگ‌های بومی وارد سازد و این تصویر حقیقی آمریکا و بدون نقاب این مدعی دروغین صلح و دموکراسی در قرن بیست و یکم است.

اگر بمب اتم تهدید بزرگی برای صلح و امنیت جهان است، اگر گسترش تروریسم و حمایت از تروریسم دولتی رژیم اشغالگر قدس یک تهدید بزرگ جهانی است، اگر زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب سند و نشانه‌ای از وجود شکنجه‌های قرون وسطی و نقض آشکار حقوق بشر است، اگر تجاوز و اشغال بدوی‌ترین شکل استثمار و سلطه بر دیگر کشورهاست، آیا رژیمی جز آمریکا را باید سردمدار این تهدیدات شناخت؟ آیا سیاست تغییر اوباما و دموکرات‌ها که برخی به غلط باور داشتند با سیاست تغییر اوباما و دموکرات‌ها جهان شاهد پایان جنگ، لشکرکشی و منازعه خواهد بود اما در کوتاه‌ترین زمان ممکن دست‌های پشت‌پرده عریان شد و چهره اتمی و جنگی آمریکا رخ نمود. امروز جهانیان در پایان دهه اول قرن بیست و یکم جلوه‌های دیگری از بزرگ‌ترین تهدید امنیت و صلح جهانی توسط آمریکا را مشاهده می‌کنند. کشورهای مستقل جهان، سازمان‌ها و نهادهایی چون غیرمتعهدها، کنفرانس اسلامی و... وظیفه‌ای بس خطیر و مهم در این زمینه بر دوش دارند. دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز ماموریتی سترگ و تاریخی دارد تا هم از منافع و امنیت ملی کشور با صلابت و هوشمندانه دفاع کرده و هم در جهت افشاگری بیشتر ماهیت آمریکا برای جهانیان در یک ائتلاف جهانی شرکت کنند.

باشد تا همه جهانیان یکپارچه «به خطر افتادن صلح و امنیت جهانی توسط آمریکا را محکوم کنند» و این رسالت بزرگ همه آزادیخواهان جهان نیز هست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها