قاب خوانندگان

جرقه کوچک، آتش بزرگ

پتانسیل محتوایی برخی آثار تلویزیونی به حدی است که حتی وقفه چند هفته‌ای و رنگارنگی مجموعه‌های نوروزی هیچ‌گاه قادر نخواهد بود، برتری‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد آن را از یاد مخاطبان ببرد. می‌توان از «آشپزباشی» به عنوان نمونه‌ای از اینچنین سریال‌ها اشاره کرد. این مجموعه دیدنی با نگاه طنزآلود خود توانسته به موضوعی اشاره کند که کمتر به آن توجه می‌شد. موضوعی که شاید در بسیاری از خانواده‌ها وجود داشته باشد، اما هیچ‌گاه علنی نشده و بروز پیدا نمی‌کند.
کد خبر: ۳۲۲۵۰۶

 اختلاف سلیقه و تفاوت نگاه میان زن و شوهر، بعضا یک امر طبیعی و بدیهی است، اما دامنه آن تا چه حدود و به چه میزان می‌تواند گسترش یابد. «آشپزباشی» این مهم را در قالبی خاص طرح کرده و آن ایجاد گره میان دغدغه‌های داخلی با برخی مشکلات اجتماعی است. چنین ورودی به بحث خانه و خانواده، ورودی سنجیده و هوشمندانه است، چراکه در بسیاری از اوقات نمی‌توان بین این دو محیط فرقی گذاشت. از این روی است که وقتی «زن» در یک برنامه تلویزیونی، همسر خود را تخریب می‌کند، این غده سر باز می‌کند و موضوعاتی طرح می‌گردد که شاید در طول سال‌ها و در مسیر زندگی زناشویی کاملا محو شده بود. در واقع نویسنده این سریال، ورودی به جا به موضوع داشته و توانسته با چنین جرقه کوچکی، آتشی را پدید آورد که هر چه زمان می‌گذرد، زبانه‌های آن بیشتر و بیشتر می‌گردد. چنین سریال‌هایی این کشش را در خود دارد که هرچه به پیش می‌رود، به راحتی قادرند، موضوعات و مشکلات اجتماعی را طرح نمایند. لجبازی‌ها و موضع‌گیری‌های غیرمعقول به صورت هدفمند در «آشپزباشی» به چشم می‌خورد. چنین برخوردهایی چه از بخش‌های محوری داستان و چه حاشیه‌های مرتبط با قصه،‌ به کرات دیده می‌شود. «زن و شوهر» که به عنوان زمینه‌سازان اصلی ماجراها در این سریال وجود دارند، خود اوج لجبازی‌ها هستند، گرچه این واکنش‌ها از هر دو سو براساس عمل مقابله به مثل رقم می‌خورد، اما نشاندهنده نوعی بدسلیقگی و عدم وفاداری «زن و شوهر» به پیمان زناشویی است. کارگردان در معرفی چنین پدیده زشتی، کم‌کاری نکرده و حتی در برخی از فصل‌های «آشپزباشی» سعی در باز نمودن ابعاد چنین حرکات نابه‌‌جا نیز نموده است و در این بین و برای بسط دادن به برخی از موضوعات شخصیت‌های حاشیه‌ای و حتی افراد غیرمرتبط با خانواده را درگیر می‌کند که همین امر باعث پدید آمدن برخی اتفاقات و عمیق‌تر شدن این اختلافات می‌گردد. نگاه‌های خیرخواهانه و دشمنانه هر لحظه و در کنار هم و در قالبی طنز مرتب طرح می‌گردد و بیننده به راحتی قادر است آن را در کنار هم در تراژدی قضاوت خود قرار دهد. با چنین رویدادی در داستان «آشپزباشی» کارگردان، نقایص و ضعف‌های هریک از دو شخصیت محوری را بیان می‌کند و آن را تا بدان جای پیش می‌برد که برای همه ثابت می‌شود،‌حضور این «زن و شوهر» در کنار هم توانسته بازده مثبتی را پدیدار نماید و جدایی آنها با وجود خلاقیت و توانایی هر یک، هیچ گاه نمی‌تواند معادلات چندمجهولی را به جواب برساند.

به هر حال چنین برمی‌آید که آشپزباشی به جهت نوع قصه، تعریف دقیق و بجا از شخصیت و پردازش دقیق در آن و ساختار هنری کامل، توانسته بسیاری از مخاطبان رسانه ملی را به خود جلب کند.

دنیا رشیدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها