در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در غیر اینصورت، حال و حوصله شاعری کیلویی چند است؟ تا چه رسد به طنازی که از زمره مشاغل سخت و زیانآور است.
فلذاست که شاعر بزرگی همچون عطار نیشابوری نیز ـ که پیشنهاد شده حد فاصل روز تولد ایشان تا روز تولد جناب سعدی ، به نام هفته شعر نامیده شود ـ همزمان با شاعری و سخنوری، بعدازظهرها نیز در داروخانه کار میکرده که هم به سلامت خود و مخاطبان خود کمک کند و هم از پس خرج و مخارج زندگی بر آید که مجبور به شعرگویی در مدح این قدرت و آن شوکت دنیایی نباشد. این مطلب را ما از خودمان درنیاوردیم، خود ایشان صراحتا به این موضوع اشارت دارد.
اقرار عطار:
به داروخانه پانصد شخص بودند
که در هر روز نبضم مینمودند
می بینید که الحمدلله و بزنیم به تخته، وضع عطاری و دواخانه جناب عطار هم بد نبوده و کلی مشتری و مریض داشته که عموما نیز بندههای خدا تحت پوشش بیمه درمانی و اجتماعی نبودهاند. بعضیها با خواندن شعر فوق همچین خیال میکنند که پانصد نفر بودند که هر روز میریختند سر عطار و نبض او را میگرفتند که ببینند چطوری میزند، اما این اشتباه محض است. چند نفر به یک نفر؟!... این آن پانصد نفر بودند که نبض خود را به جناب عطار یا منشی ایشان نشان میدادند. این معنا معقولتر و به تجربه نزدیکتر است. توجه جناب عطار به مقوله بهداشت و سلامت، نشانگر اهمیت بالای این موضوع برای شاعران است که قبل از هر چیز میبایست وزارت ارشاد نسبت به بیمه کردن آنها اقدامات لازم را به عمل آورد. بحمدالله خود شاعران نیز اکثرا همکاری خواهند کرد.
روز آخر هفته شعر نیز به زادروز شیخ شیراز اختصاص دارد که ایشان نیز برای سلامتی همگان و بخصوص شاعران اهمیت زیادی قائل بودند و مدام در راستای رعایت تعادل در خورد و خوراک و حفظ سلامت، توصیههای اکید کرده و مثلا فرمودهاند: نه چندان بخور کز دهانت بر آید/ نه چندان که از ضعف جانت در آید (یا بر آید).
ای کاش مثلا حوالی زادروز عبید زاکانی نیز به عنوان روز یا هفته طنز در نظر گرفته میشد که بیشتر به این مقوله کاملا جدی پرداخته شود. بیشتر ملّت ما اهل مطایبه و طنزند و نزده میطنزند.
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: