در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شرایط پیش آمده شما را به نوعی مجبور کرد هیچ را در سینماهایی بدون سرگروه و با چند هفته قرار داد کمتر نمایش بدهید.
تجربه فیلمهای بعضی دوستان و حتی خودم به من یاد داد باید فیلمهایی با این شرایط را هر چه زودتر اکران کنیم تا مانند دیگر آثار خودم و همکاران دیگرم پشت درهای بسته اکران باقی نمانند.
هیچ در زمان نمایش جشنواره فیلم فجر با نگاه دوستان در ارشاد برای نمایش و حضور در مسابقه مشکلاتی داشت؛ اما من مطمئن بودم به هزار و یک دلیل این فیلم اجازه نمایش خواهد گرفت. با توجه به این موضوع و همانطور که اعلام کردم تجربه نشان میداد باید هر چه زودتر فیلم را اکران کنم.
خیلی از فیلمسازان هم نسل من که پروانه نمایش داشتند، اما به دلیل همین تعلل در نمایش نتوانستند حتی پس از گذشتن چند سال فیلم خود را اکران کنند. به نوعی تا تنور داغ است باید نان را چسباند.
به همین دلیل من و سلیمان علی محمد، سرمایهگذار فیلم تصمیم گرفتیم در هر وضعیت حتی با داشتن رقیبهای دیگر و نداشتن سرگروه، هیچ را به نمایش بگذاریم. خوشبختانه آقای علیمحمد نیز کاملا با این موضوع موافقت کردند و حتی تلاش کرد هر چه زودتر این اتفاق بیفتد تا بحثهای درباره فیلم نیز تمام شود.
با نداشتن سرگروه احساس نکردید ممکن است به اکران فیلم ضربه بخورد؟
حالا دیگر احساس نمیکنم سرگروه نداریم. خوشبختانه حالا دیگر فکر میکنم فیلم سر پای خود ایستاده و خوشبختانه استقبال نیز تا کنون از طرف مخاطبان خوب بوده است. درست است هیچ به ذائقه مخاطب تن نمیدهد و سلایق خود را به مخاطب تحمیل میکند و داستان آن کلیشهای نیست، ولی مورد استقبال قرار گرفت. حتی باورتان نمیشود در شهرستانها نسبت به پارسال که بیست در نوروز اکران شد، هیچ فروش بهتری داشت.
من شخصا خودم فیلم را در چند سینما با مردم دیدم و حتی بعضیها پس از پایان تیتراژ فیلم را تشویق کردند.
شما فیلم سومتان را نیز با مخاطبان ایرانی دیدید، از اینکه میتوانید در کشور خودتان میان مردم با وجود تمام حاشیهها فیلم را ببینید چه احساسی دارید؟
من ازدیدن تمام فیلمهایم با مردم کشورم که هم جنس و هم زبان خودم هستند، لذت میبرم؛ البته این امکان برای 2 فیلم دیگرم به وجود نیامد. باورتان نمیشود، این لذت قابل قیاس با هیچ جایزهای نیست. من در کنار آنها لذت میبرم. از واکنشهای آنها به تمام صحنهها چیزهای زیادی یاد میگیرم و حاضر نیستم این شرایط را با هیچ چیز دیگر عوض کنم. به نوعی مردم به من فیلمسازی را آموزش میدهند. البته برای فیلم تبلیغات جدیدی در نظر داریم که قطعا با فروش بهتری روبهرو میشویم و مخاطبان بیشتری خواهیم داشت.
دوست دارم یک روز در همین سینماها که فیلم اکران است مردم فیلم را با بازیگران ببینند و لذت بیشتری از دیدن آن ببرند.
فقط ناراحت این موضوع هستم که فیلمسازان دیگری که مشکلات اکران دارند این فرصت دیدن اثر خود را با مخاطب ایرانی از دست ندهند و امیدوارم روزی برای آنها نیز این شرایط فراهم شود.
پس از بحث اکران بهتر است به عقب برگردیم. ایده اولیه داستان هیچ که 2 نگاه متفاوت را پیش روی مخاطب قرار میدهد، چگونه شکل گرفت؟
یک روز مهران احمدی برای من داستانی واقعی را تعریف کرد. ما یک دوست مشترک داریم که دکتر فوقتخصص است که این ماجرا را تایید کرد. من دوست ندارم فیلم غیرواقعی بسازم. از داستان آن نیز خوشم آمد و بعد برای حسین مهکام تعریف کردم و سر فرصت فیلمنامه را بارها و بارها نوشتیم تا متن هیچ شکل گرفت.
فیلمنامه را چند بار بازنویسی کردید؟
خاطرم نیست چند بار فیلمنامه را بازنویسی کردم، اما تجربه جدیدی با هم در نگارش این متن داشتیم. لپتاپ مهکام مدام همراه وی بود و دائم سر صحنه حضور داشت و زمان پیشتولید هم کنار ما بود و در همه این شرایط چیزهایی که به ذهنمان میرسید به متن اضافه میکردیم. تمرینهایی که با بازیگران داشتم در مراحل پیشتولید فیلمنامه را تغییر داد و ما باز هم این تغییرات را اعمال کردیم.
در این نوع روایتی که شما انتخاب کردید به نوعی فیلم از 2 نگاه تشکیل شده است. آیا از ابتدای نگارش فیلمنامه این نوع روایت را در نظر داشتید؟ فکر نمیکنید نیازی برای جدا شدن این دو نگاه وجود دارد؟
اگر فیلم با 2 نگاه روبهرو نبود متهم به این موضوع میشدم که چرا قصهام پرش دارد و باید این 2 نگاه را جدا میکردیم و از همان اول در فیلمنامه بود. ما خانوادهای را در فیلم میبینیم که در نگاه اول پول ندارد و در نگاه دوم دارد، اما چه پول داشته باشد و چه نداشته باشد هیچ چیزی ندارد. در واقع این شخصیتها هستند که باعث میشوند چیزی نداشته باشند. فیلم شاید بخواهد به بیظرفیتی آدمها اشاره کند.
یکی از امتیازهای فیلم نمایش بدون تعصب و عریان فقر و ویژگیهای واقعی زندگی طبقه فرودست است.
زمانی که نقش از بازیگر فاصله دارد، او از کشف و شهودی که برای رسیدن به نقش میکند لذت میبرد. این حس لذت به گروه منتقل میشود و همه در یک فضای گرم و دوستداشتنی کار میکنند
من تصمیم داشتم یک فیلم عریان از بخش جامعه بسازم و واقعیت را همان طور که هست نشان بدهم. حس دلسوزی نسبت به این آدمها نداشته باشم و به این دلیل که فقیر هستند آنها را خوب جلوه ندهم. من میخواستم فارغ از مشکلات مادی که این آدمها دارند، واقعیت زندگیشان را نشان بدهم. البته تعارف را هم کنار بگذارم. به همین دلیل در نگاه اول فیلم شخصیتها را معرفی کردم و در نگاه دوم به درونیات آنها پرداختم.
ذات این ایده فانتزی است و میتوانست فیلم را به یک کمدی فانتزی تبدیل کند، اما شما آگاهانه تلاش کردید از مرز واقعگرایی خارج نشوید؟
ذات این قصه فانتزی است، اما من دوست ندارم فیلم فانتزی بسازم. من از دوست مشترکمان مهران احمدی که دکتر است درباره واقعیت این داستان سوال کردم و در سکانسی از فیلم حرفهایی که دکتر به احمدی، صابر ابر و احمد مهرانفر درباره تولید کلیه در بدن بیمار میزند، حرفهای خود دکتر است که شخصی میتواند چند کلیه داشته باشد. ما مدام سعی میکردیم فیلمنامه را به سمت واقعیت ببریم و از فضای فانتزی که برای من نگرانکننده بود، فاصله میگرفتیم و تلاش میکردیم به زندگی نزدیک شویم. بازیگران هم در فضا تمرین میکردند.
حتی در خانهای که حدود 80 درصد فیلم در آنجا فیلمبرداری شده، بدون حضور دوربین چند روز زندگی کردیم و در حال تمرین بودیم تا آنها جا و لباس خود را پیدا کردند و به هسته اصلی نقش و زندگی خودشان دست پیدا کردند و به کمک ما آمدند و باز تغییرات نهایی فیلمنامه زمانی شکل گرفت که قرار بود جلوی دوربین قرار بگیریم. نمیتوانم بگویم فیلمنامه چند بار نوشته شده است، اما میدانم همه ما برای این که چه بگوییم و چه چیزهایی نگوییم، حساسیت زیادی داشتیم و بیشتر به سمتی رفتیم که واقعی باشد و بیخودی مخاطب را نخندانیم؛ زیرا از این فیلمنامه میشود یک فیلم کمدی ساخت که بسیار پرفروش شود، اما ما سعی کردیم از همه اینها فاصله بگیریم و آن فضای تلخ را ترسیم کنیم.
شما در این فیلم از بازیگرهایی استفاده کردید که میتوانستند همین فضای فانتزی را تقویت کنند، اما به نظر میرسد فضا را کنترل کردهاید تا از واقعگرایی حاکم بر قصه دور نشوید؟
این موضوع بزرگترین نگرانی ما بود که هیچ یک کمدی سطحی شود. هر جا احساس میکردیم داریم برای خنداندن مخاطب کار میکنیم، خودمان را کنترل میکردیم.
بازیگرها شخصیتها را زندگی میکردند و این وفادار بودن به قواعد زندگی، بازیها و کل فیلم را از فانتزی و کمدی دور میکرد. اگر مخاطب به سکانسهایی میخندد در واقع به موقعیتی که آدمها در آن گرفتار شدهاند، میخندد. فکر میکنم فیلم باید رویکردی به زندگی داشته باشد و زندگی همه این لحظههای شاد و غمانگیز را در خود دارد.
یکی از ویژگیهای فیلمهای شما انتخاب بازیگران است. معمولا از بازیگرها در نقشهای متفاوتی استفاده میکنید. این اتفاق چقدر آگاهانه میافتد؟ یعنی با این کار میخواهید هوشمندی و تواناییتان را در انتخاب و هدایت بازیگرها نشان بدهید؟
به نظر من بازیگر خوب کسی است که بتواند هر نقشی را فارغ از چهره و فیزیکش بازی کند. دوست دارم همان قدر که خودم درگیر فیلم میشوم بازیگر درگیر نقش و فیلم شود. زمانی که نقش از بازیگر فاصله دارد، او از کشف و شهودی که برای رسیدن به نقش میکند، لذت میبرد. این حس لذت به گروه منتقل میشود و همه در یک فضای گرم و دوستداشتنی کار میکنند. در فیلمهایی مثل بیست و هیچ که بازیگرهای زیادی در آن حضور داشتند، چنین فضایی کمک میکرد هر بازیگری تلاش کند و به نوعی همه دیده شوند، اما این علاقه من فقط برای آشناییزدایی از بازیگران برای تماشاگر نیست.
بازیگرهایی که در هیچ میبینیم چقدر انتخابهای اول شما هستند؟
در هیچ و بیست زمانی که فیلمنامه را مینوشتیم، به بازیگرهای نقشها فکر میکردیم که بیشتر آنها در هر دو فیلم مقابل دوربین رفتند. 20 درصد از بازیگرها تغییر کردند که برای آنها فیلمنامه هم تغییر کرد.
شما در این فیلم کار طراحی صحنه و لباس را هم خودتان به عهده دارید. چرا؟
من طراح صحنه و لباس نیستم و در این ارتباط ادعایی هم ندارم. تنها کاری که در این حوزه بلدم، این است که از واقعیت حراست کنم و همیشه نگرانم طراح صحنهای وارد کار شود و من به او فرصت دهم که او در صحنه دخل و تصرفی کند که واقعی نباشد. در نتیجه ترجیح میدهم خودم باشم. من زمانی برای طراحی صحنه وقت میگذارم که دنبال لوکیشن هستم و بیشتر با کمک مسعود سلامی براساس قابی که در نظر داریم به این فضا میرسیم.
شما جزو فیلمسازانی هستید که عمدتا با یک گروه ثابت در سینما کار میکنید.
وقتی از چیزی جواب میگیرید، نباید به ترکیب آن دست بزنید. ما یک سری جوان هستیم که در یک فضای صمیمی با هم کار میکنیم. زمانی که مشکل ممیزی برای فیلم پیش آمد حال همه برای سرنوشت فیلم بد بود و همه نگران و پیگیر بودند. دست زدن به این ترکیب به عقیده من یک نوع بیعقلی است.
فکر میکنم شما با مسعود سلامی مدیر فیلمبرداری کار به یک نگاه مشترک رسیدید و اوج این اتفاق به عقیده من در فیلمبرداری خوب «هیچ» دیده میشود.
سلامی در این فیلم یکی از بهترین کارهای خود را ارائه کرده است. البته من فیلمبرداری «آنجا» را هم خیلی دوست دارم ولی متاسفانه دیده نشده است. ولی در هیچ مانند یک فیلمبردار بسیار حرفهای کار کرده است. این فیلمبردار جوان سینما که من از نزدیک با وی آشنا هستم میدانم مدام در حال کار کردن است و مطالعات زیادی دارد به همین سبب در هر کارش به تجربه زیادی دست پیدا میکند.
هیچ با نقدهای مثبتی از طرف منتقدان روبهرو شد، این باعث نمیشود که وسوسه شوید در فیلم بعدی به لحن و فضای هیچ نزدیک شوید؟
فیلم بعدی من هیچ ربطی به این فضا ندارد هرچند یک فیلم اجتماعی است، اما شباهتی به هیچ ندارد.
گویا قرار است امسال نمایشی را روی صحنه ببرید.
قصد دارم آبان ماه نمایشی را اجرا کنم، اما فعلا قصد ندارم درباره آن صحبت کنم.
بیتا موسوی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: