در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمدنبی حبیبی با اشاره به مطرح شدن برخی مطالب توسط عده ای که ممکن است وابستگی هم به دشمن نداشته باشند ولی مطابق میل بیگانگان و دشمنان سخن می گویند ، خاطرنشان کرد : به نظر من این افراد در آن مقاطعی که احساس می کنند حرف آنها با حرف دشمن یک نوع انطباق پیدا کرده ، باید در این نوع اظهار نظر ها بیشتر تأمل کنند.
دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی افزود: این حرفها را وقتی که در کنار هم نگاه می کنیم احساس یک نوع توطئه بوجود می آید و من این توطئه ها را معمولاً موج دوم فتنه تلقی می کنم.
حبیبی تاکید کرد: مخالفان بر وجود تخلف در انتخابات اصرار کردند و باز شماری صندوق های رای را نپذیرفتند و اصرار کردند که کمیته صیانت از آراء تشکیل شود. بعد هم تمام رادیوها و تلویزیونهای ضد انقلاب از ان استقبال کردند و بعد از انتخابات هم مجدداً بر این طبل کوبیدند، حبیبی از آقای حق شناس سوال کرد اینها اگر فتنه نیست پس چیست؟
وی با تائید وجود اختلاف سلیقه در مسائل مختلف کشور افزود: تفاوت ها هرچقدر باشد باعث پیشرفت کشور می شود ولی متهم کردن نظام به یک تقلب ده میلیونی ، اگر روشن کردن آتش فتنه نیست پس چیست؟ اینها علامت هایی است که به ما نشان می دهد یک عده ای در داخل کشور دامن زدند به آن آتشی که دشمنان افروختند.
وی افزود: اگر مراقب نباشیم، بعضی مواقع بدون جیره و مواجب در حوزه مقاصد دشمن قرار می گیریم. فکر می کنم که اگر مدعیانی که به دروغ گفتند 10 میلیون تقلب شده حاضر می شدند به بازشماری ، بالاخره روشن می شد که تقلب بوده یا خیر؟ پس اگر موضوع فتنه نیست چرا آقایان تا امروز هم حاضر به بازشماری صندوق های پلمپ شده نشده اند؟
آقای حبیبی در مورد بی اعتمادی به برخی داوران انتخابات گفت: بحث این نیست که شورای نگهبان و دستگاه اجرایی بروند در یک اتاق دربسته و خودشان به تنهایی بازشماری کنند ، بلکه این بازشماری در حضور خود نماینده یا معتمدین انها انجام می شود تا جای سوالی باقی نماند.
محمدجواد حق شناس ضمن مخالفت با دیدگاه محمد نبی گفت: اگر بخواهیم مثلاً با تهرانی که در جریانات انتخابات ، نسبت به مسئله اعتراض داشتند ، به راحتی به عنوان سران فتنه و موج فتنه یاد کنیم راه را بیراهه رفتیم و شاید کمک کنیم به نقطه نظر و خواسته ای که بیگانگان می خواهند.
وی افزود باید دید اگر ما شخصیتهایی مثل آقای خاتمی را ، یا کسانی که در این جریانات سیاسی به نوعی اعتراض داشتند ، مخاطب قرار دهیم و بگوییم که شما همراه و هم صدا بابیگانگان شدید و با صدای امریکا، صدای اسرائیل و صدای انگلیس همراه شدید، نفع اصلی را چه کسی می برد ؛ به جز انگلستان و اسرائیل و امریکا؟
حق شناس با اشاره به تائید نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان تاکید کرد که این مسئله نشان می دهد که گذشته این افراد کاملا روشن است چون اگر کوچکترین خللی در کوچکترین بخش این ماجرا وجود داشت مطمئنناً اجازه عبور از این فیلتر داده نمی شد.
حق شناس در پاسخ به سوال حبیبی مبنی بر اینکه چرا آقایان کروبی و موسوی مشخصاً تا امروز حاضر به بازشماری صندوق ها با حضور نمایندگان معتمدشان نشدند ، می گوید: به دلیل اینکه به جایگاه داوری که شورای نگهبان ، به خاطر مواضع قبل از انتخابات و بعد از انتخابات ایشان، اعتراض داشتند.
حق شناس معتقد بود برخورد های این چنینی و با نگاه به گذشته کارها درست نمی شود بلکه ، با توجه به اینکه نظام سیاسی ما امروز در معرض تهدید دشمن خارجی است ، باید نگاه ما معطوف به آینده باشد و زودتر تلاش کنیم که از این بحران گذر کنیم. وی افزود از بزرگانی چون اقایان عسگر اولادی ، حبیبی ، لاریجانی و مطهری می خواهم به تلاشهایشان ادامه دهند و زمینه برگشت جامعه را به فضای قبل از انتخابات ان شاالله فراهم کنند.
حبیبی همچنین در پاسخ به اظهارات حق شناس درباره مواضع شورای نگهبان گفت: در شمارش آراء بحث موضع شورای نگهبان مطرح نیست. نامزدهای انتخابات یا معتمدین آنها ناظر بازشماری خواهند بود و اگر واقعا تقلبی صورت گرفته بود مشخص می شد. اما آقایان حاضر به بازشماری نشدند چراکه دراین صورت مشخص می شد که ادعای تقلب ، ادعایی کاملا کذب است.
مشروح این گفت و گو در ادامه می آید:
رادیو گفت و گو:با توجه به صحبت های آقای خاتمی که سال 89 را سال بحران های اجتماعی خواندند از موج دوم فتنه در کشور خبر داد. آقای حبیبی شما در سخنان خودتان به موج دوم فتنه اشاره کرده بودید بفرمایید که مشخصات این موج چیست؟
حبیبی: مطلع شدم که برخی از تحلیل گران انگلیسی، البته آن دسته از تحلیل گرانی که دشمنی شان با انقلاب اسلامی از قبل ثابت شده است، راجع به مسائل بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری گفتند که در دور قبل، یعنی همین حوادثی که بعد از انتخابات اتفاق افتاد ، یک عده ای که بیشتر آنها جزء کسانی بودند که سیر بودند و وضع زندگیشان وضع مطلوبی بود، به خیابانها آمدند و ما تبلیغ کردیم که به خیابانها بیایند.
باید دفعه بعد سعی کنیم که کسانی را که از نظر مالی جزء نیازمندان حساب می شوند ، در تهران و شهرهای مختلف ایران به خیابانها بکشانیم. یعنی طراحی یک توطئه جدید به زعم خودشان و تحریک کسانی که به لحاظ مالی جزء کم درآمدها حساب می شوند. اینها تحلیل هایی است که دشمنان ما می کنند. ما معتقدیم که کسانی که ادعای دوستی با انقلاب را دارند، تابلویی از کشور ترسیم می کنند ، گویا بحرانهای فراوانی در کشور متراکم شده و به جای اینکه سال را سال آرامش و دوستی و صفا و ارتباطات صمیمانه بین ملت پیش بینی کنند، یا
حداقل آرزو کنند که چنین اتفاقی در کشور بیفتد، کشور را یک کشور بحران زده در ماههای آینده اعلام می کنند. تصور ما در این است که حالا عده ای ممکن است این مطالب را بگویند و وابستگی هم به دشمن نداشته باشند ، در مقاطعی احساس کنند حرف آنها باحرف دشمن یک نوع انطباق پیدا کرده، به نظر من باید در این نوع اظهار نظرها بیشتر تأمل کنند.
بنده یادم است که مرحوم آقای قندهاری که نماینده گرگان بودند ودر آن حادثه هواپیما از دنیا رفتند، چند روز قبلش به یکی از دوستان ما گفته بودند که من به دوستان دوم خردادی گفته بودم که حالا اختلاف سلیقه ای ما سرجایش محفوظ، اما روی این موضوع هم باید تأمل داشته باشیم که چرا بسیاری از مطالبی که رادیوها، تلویزیونها، رسانه های ضد انقلاب می گویند، ما هم اینجا با زبان فارسی ، تحویل مردم می دهیم. اینکه برخی از معاندین در داخل و همه معاندین در خارج طراحی شان این است که ما دائماً یک موضوع بحرانی در کشور داشته باشیم واین بحرانها مانع پیشرفت کشور شود و مردم از طعم شیرین وفاق و عمران و برخورداری های گوناگون در جمهوری اسلامی برخوردار نباشند، این یک توطئه است از اول انقلاب.
من معتقدم که حتی جنگ را تحمیل کردند در درجه اول، به قول طاها یاسین رمضان معاون وقت صدام در سال 60 گفته بود که ما جنگ را برای متلاشی کردن جمهوری اسلامی آغاز کردیم. اما به نظر من گرچه به این نیت پلید نتوانستند به علت رهبری های حضرت امام و مقاومت های حضرت امام ،دست پیدا کنند. در هر صورت ما ناچار بودیم در دفاع از حدود و ثغور جغرافیایی و عقیدتی و ناموسی خودمان همه امکاناتمان را بسیج کنیم تا از اعمال نیت های پلید دشمن در خاک خودمان جلوگیری کنیم که خیلی هم خوب کاری انجام شد،و چاره ای هم غیرازاین نداشتیم.
اما در هر صورت آنها با تحمیل جنگ ما را وادار کردند به جای اینکه به سازندگی کشور بپردازیم به یک امر واجب تر از آن بپردازیم و آن دفاع از حدود و ثغور عقیدتی و جغرافیایی بود اما نتیجه اش این شد که ما در رساندن طعم شیرین رفاه و عمران و سلامت های گوناگون، در بهداشت ، درمان و بسیاری از نیازهای دیگرمردم که نیاز به حق و مطالبه به حقی هم هست ، دور شویم به دلیل این که لازم بود نیروهایمان را بسیج کنیم در دفاع از میهن.
الان هم بیان برخی از مطالب کشور را بحران زده تلقی می کند و بعد خدای ناخواسته برخی از آنها عامل بحران هم میشوند. اخیراً یکی از نامزدهای انتخاباتی ، بیانیه های گوناگونی مطابق میل دشمنان صادر کرده وگفته که ما باید جنبش سبز را به طبقات معلمین و کارگران توسعه دهیم.
حالا در هر صورت وقتی ما روی هم رفته نگاه می کنیم احساس یک نوع توطئه می کنیم. و من این توطئه ها را معمولاً موج دوم فتنه تلقی می کنم.
رادیو گفت و گو: سعی می کنیم که در این برنامه تعادل زمانی را هم رعایت کنیم. صحبت های شما را شنیدیم ، صحبتهای آقای حق شناس را هم بشنویم باز در بخش دیگر در خدمت شما خواهیم بود. امیدواریم مبحث کامل شود و مباحث ابتر باقی نماند. آقای حق شناس شما چه نظری دارید در مورد موج دوم که آقای حبیبی به آن اشاره داشتند؟
حق شناس:من اصلاً راجع به این حرکتی که شکل گرفته و بخواهیم عنوانش را به نام فتنه در نظر بگیریم و بعد تقسیم بندی کنیم به :موج اول فتنه، موج دوم فتنه و امواج فتنه، این را من فکر می کنم که یک نوع قلب موضوع باشد و عوض کردن صورت مسئله. اگر ما بخواهیم با واقعیاتی که سال گذشته جامعه ما با آن روبرو بود به درستی و از منظر آسیب شناسی و کارشناسی با آن روبرو شویم بهتر است که پیش داوریمان را و داوریهایی راکه ناشی از تفکر والای جناحی یا گروهی یا سازمانی است ، کنار بگذاریم بهتر است. و اگر از نگاه یک کارشناس مسائل سیاسی اجتماعی و فارغ از تمام حوزه ها به مسائل نگاه کنیم،آن موقع طبیعی است که نسبت به وقایعی که به هر حال وقایع تلخی بود در سال قبل و هزینه های زیادی را هم برای کشورمان ، هم برای نظام سیاسی مان ،هم برای احزابمان و هم برای مردممان به دنبال داشت،یک مقدار دقیق تر واکاوی میکنیم و مباحث را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.
طبیعی است اگر بخواهیم مثلاً با تهرانی که در جریانات انتخابات ، نسبت به مسئله اعتراض داشتند واکنش نشان دادند و تعارض بسیار روشنی را قبل از انقلاب، بعد از انقلاب داشتند و در برپایی انقلاب اسلامی بیش از همه ما سهم داشتند و در نزدیکی به حضرت امام و بنیانگذار جمهوری اسلامی و همین طور در موقعیت های ویژه ای در اداره انقلاب حضور جدی داشتند، به راحتی بخواهیم به عنوان سران فتنه و موج فتنه از آن یاد کنیم ، راه را بیراهه رفتیم و شاید کمک کنیم به همین نقطه نظر و خواسته ای که بیگانگان می خواهند.
شاید اگر ما امروزه می خواهیم ببینیم که صدای آمریکا و بی بی سی و سازمانهای مهم ایراد گیرنده بیگانه کدامشان بیشتر نفع می برند از این ماجرا که مثلاً ما شخصیت هایی مثل آقای خاتمی را یا کسانی که در این جریانات سیاسی به نوعی اعتراض داشتند را مخاطب قرار دهیم و بگوییم که شما همراه و هم صدا بابیگانگان شدید با صدای امریکا، صدای اسرائیل و صدای انگلیس ، نفع اصلی را که چه کسی می برد جز انگلستان و اسرائیل و آمریکا.
این نوع برخورد به نظر من از شخصیت جناب حبیبی که من خدمتشان هم ارادت دارم و جدید هم نیست با این لحن سخن گفتن قابل انتظار نیست. یک مثال می زنم که شاید ملموس تر و عینی تر باشد. شما دو نفر را در نظر بگیرید که با هم درگیری دارند و تا پای جان همدیگر هم ایستادند و دشمن هم هستند،یکی ممکن است آرزوی مرگ طرف مقابل را داشته باشد و حتی تلاش هم در این مورد کند.
این دعوا سر جای خود. حالا یکی از این افراد بیمار می شود و در معرض بیماری قرار می گیرد و به پزشکش مراجعه می کند، پزشک هم او را به آزمایشگاه راهی می کند و این جا پزشک مربوطه یا مسئول آزمایشگاه اعلام می کند که فلانی ، شما در معرض مرگ قرار دارید. علائم شما نشان می دهد چربی خون بالا، قند بالا وعوامل متفاوت که اگر شما رعایت نکنید 6 ماه دیگر می میرید.
آیا این درست است یا انصاف است که چون آقای پزشک گفته که شما 6 ماه دیگر می میرید این را متهم کنید با همصدایی با آن دشمنی که مثلاً آرزوی مرگشان را دارد یاحتی تلاش کند که ایشان را از هستی ساقط کند.
جناب خاتمی به عنوان کسی که 8 سال رئیس جمهور این مملکت بوده، فرزند معنوی امام بوده، جایگاه گذشته اش را روشن و مشخص کرده، به عنوان یک کسی که اگر نگوییم سیاستمدار، 8 سال اداره کشور را به عهده داشته و سوابق روشنی هم دارد و یکی از سرمایه های معنوی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی است، ایشان را به عنوان یک کارشناس اجتماعی می توانیم قبولش کنیم که احساس خطرش را اعلام کند به جامعه.
ببینید این روندی که دارد می رود، نحوه ای که دارد جامعه اداره می شود ، رویکردی که مدیران کشور دارند به اداره کشور ، نتیجه اش این است که ما مثلاً در اقشار فرودست مشکل ببینیم . آیا این احساس خطر ایشان یا اعلام خطری که دارد می کند به عنوان یک کارشناس، این را می شود به عنوان موج دوم فتنه تلقی کرد؟
این به بیراهه رفتن نیست؟ ما اگر نخواهیم به احساسی که مسئولین نظام دارند، نامه ای که اقای هاشمی رفسنجانی قبل از انتخابات ، بعد از آن مناظرات نوشتند و آن جا اعلام کردند که من این را از آن احساس می کنم که دود از آن بلند می شود و در انتخابات مشکلاتی وجود دارد.
بعد برخی بگویند بله چون آقای هاشمی این را پیش بینی کرد ، مشخص شده سران فتنه اند.این نوع رفتارها و این نوع قضاوتها ما را از مسیر اصلی مان خارج می کند. خوب است که ما به ندای کسانی که نشان دادند 40 سال با انقلاب بودند ، با امام بودند، با کشور بودند و در پستی و بلندی نظام سیاسی همراهی کردند، در تمام موقعیت ها و نشان دادند که دلسوزند ، حالا اگر در جایی احساس شد که احساس خطری می کنند هشداری می دهند، ما این را به حساب دوستی و نگرانی برای جامعه تلقی کنیم نه اینکه بگوییم آقا شما چون در اینجا این احساس رادنبال کردید پس همسو با سیاستهای امریکا یا انگلیس یاتحلیل گر انگلیسی هستید.
رادیو گفت و گو: در این بخش باز در خدمت آقای حبیبی هستیم. آقای حبیبی صحبت های شما را می شنویم در خصوص صحبتهایی که آقای حق شناس داشتند.
حبیبی: من از حسن ظن آقای حق شناس نسبت به خودم متشکرم.منتها این توضیح را عرض می کنم که آیا واقعاً ما با فتنه مواجه بودیم یا با اظهار نظر کارشناسانه دوستان آقای حق شناس که بعداً بعضاً اظهار کردند که در انتخابات تقلب شده. با یکی از نامزدها که بر طبل تقلب دائماً می کوبید و الان هم بعضی مواقع می کوبد، دوستان اصولگرای ما رفتند ملاقات کردند و گفتند که شما اگر هم واقعاً معتقدید تقلب شده، قانونی که می گویید ما قانون گرا هستیم ، اجازه می دهد که شما تقاضای بازشماری کنید.
ایشان می گویند که من نه به شورای نگهبان اعتماد دارم نه به دستگاه اجرایی. می گویند که قانون اجازه می دهد که پلمپ صندوق های انتخابات با حضور شخص شما که معترضید یا نمایندگان معتمدی که شما مکتوب معرفی می کنید شکسته شود و بعد بازشماری شود.
از این مسئله استقبال به عمل می آید که خوب است اگر با حضور نمایندگان ماپلمپ شکسته شود ما از این استقبال می کنیم. ما هم خیلی خوشحال شدیم و گفتیم دوستان ،که برخی از آنها از سران اصولگرا بودند یک مشکلی را بااین ملاقات حل کردند.
منتظر بودیم که آقایان و آن شخص نامزد اعلام کند که من با بازشماری موافقم و بازشماری شروع شود. مقام معظم رهبری هم بنابر تقاضای شورای نگهبان تمدید کردند، ما انتظار داشتیم این بازشماری انجام شود.
اگر این ادعا درست است و در بازشماری ثابت شد که مسئولین پاسخگو باشند ، اما اگر هم این طور نبود یک آتشی که هر روز زبانه می کشید فروکش پیدا می کند.
وقتی که یک آقایی با همان مشخصاتی که آقای حق شناس از او بیان فرمودند ادعا می کند که تقلب 10 میلیونی در انتخابات انجام شده و خود آن آقا بهتر از همه می داند که باترکیبی که ما سر صندوق ها داریم از مردم و مسئولین اجرایی و نظارتی ، امکان چنین مطالبی نیست.
آن آقا هم می پذیریند بازشماری انجام شود ولی دو روز بعدش می بینیم که یک اطلاعیه دادند، به اینکه حاضر نشدند بازشماری انجام شود و تا امروز هم که بنده دارم حرف می زنم هیچ کدام از مدعیان آن تقلب وسیع حاضر نشدند که بازشماری صندوق ها انجام شود و بعد از چند ماه قبل از انتخابات هم یک عده از آقایان می گویند کمیته صیانت از آراء باید درست شود ، چون احتمال می دهیم در انتخابات تقلب شود. بعد تمام رسانه های بیگانه دشمن ما می گویند قرار است در انتخابات تقلب شود.
این انطباق جملاتی که آقایان اینجا ارائه دادند به مردم برای تقلب در انتخابات با کمیته صیانت از آراء و بعد تمام رادیوها و تلویزیونهای ضد انقلاب هم استقبال کردند و بعد از انتخابات هم مجدداً به این طبل کوبیدند ،سوال من از آقای حق شناس این است که اینها اگر فتنه نیست پس چیست؟
بله یک موقع در مورد مسائل مختلف کشور نظرهای کارشناسی با هم متفاوت است ، برداشت ها ، تحلیل ها متفاوت است، بنده معتقدم که این تفاوتها اتفاقاً هرچقدر باشد باعث پیشرفت کشور می شود ولی وقتی که ما نظام را متهم می کنیم به یک تقلب ده میلیونی این اگر اسمش روشن کردن آتش فتنه نیست پس اسم این را چه می توانیم بگذاریم؟ آقایان باید در مطالبی که می گویند تجدید نظر کنند.
چه طور شده که این همه استقبال به عمل می آید؟بعضی از آقایان رفتند در مجلس ختم کسی به عنوان شهید شرکت کردند که همین الان از بنده سلامتش خیلی بیشتر است و زنده است. اینها علامت هایی است که مامعتقدیم یک عده ای در داخل کشور دامن زدند به آن آتشی که دشمنان افروختند و اگر هم مراقب نباشیم ، بعضی مواقع بدون جیره و مواجب در حوزه مقاصد دشمن قرار می گیریم.
دشمن تا به حال در کشورهای مختلف با همین حرفها توانسته حکومت عوض کند و حکومت مطابق میلش را بیاورد و از این بابت ما حق داریم که مراقب باشیم که دوستان انقلاب هم هر کدام که هستند اگر واقعاً اصل نظام را قبول دارند چرا نظام را متهم به تقلب در انتخابات کردند وهنوز هم حاضر نیستند حرفشان را پس بگیرند. مردمی هم که به برخی از آنها رأی دادند، خیال می کنند با توجه به سوابق آنها ، اینها مستنداً دارند از تقلب دم می زنند. در حالی که اینها هیچ استنادی برای این موضوع ندارند. به نظر من اینها علامت فتنه است و بهتر است که ما خودمان را بیخودی به مطالب غیرمستند قانع نکنیم اما در مورد اینکه سلیقه های مختلف بگویند که ما با دولت در این رابطه خاص اقتصادی در این روش خاص اجتماعی مخالفت داریم به این دلایل. اینها به نظر من هیچ اشکالی در جمهوری اسلامی ندارد اما آنجایی که دم می زنیم که نظام در انتخابات تقلب کرده، واقعاً آقایانی که دم از ولایت فقیه می زنند، ولی فقیه چند بار باید انتخابات رابه عنوان یک حماسه بزرگ ملی تلقی کنند، بعد آقایان می خواهند حرفهایشان را در مقابل نظام بزنند و بعدش هم بگویند منظور ما فقط اظهار نظر کارشناسی بود.
حق شناس:من از بخش آخرش شروع می کنم. بخش حماسه و حماسه انتخابات. من می خواهم بگویم که سوال این است که اگر فرض کنیم که تنها نامزدی هم که پیروز انتخابات بود، آقای احمدی نژاد پیروز انتخابات بود و نامزدهای سه گانه ای که هر سه به انتخابات معترض بودند و حالا ممکن است جناب آقای کروبی و آقای موسوی را بگوییم که جزء جریان اصلاح طلبند معترض بودند، اما آقای محسن رضایی که یکی از چهره های شاخص جنگ و اصولگرا و مورد قبول و تأیید تمام دوستان اصولگراست ، ایشان هم معترض به نتیجه انتخابات و مدعی اشکال فراوان در انتخابات بود.
این مجموعه اگر در انتخابات حضور نداشتند و شرکت نمی کردند، آیا حماسه شکل می گرفت؟ آیا انتخاباتی که مثلاً اعلام شد 40 میلیون مشارکت داشت، با همین تعداد حضور به نتیجه می رسید؟ به جز این که ما در این انتخابات اگر می دیدیم این شور و نشاط و تلاشی که بر ارائه یک انتخابات رقابتی شکل گرفت، با تمام اجزای این زمین بود. نمی شود ما یک بازی فوتبالی را در نظر بگیریم که یک گروه دارد در آن بازی می کند و گروه دیگری در آن نیست. آن هنگام دیگر تماشاگری حضور نخواهد داشت برای دیدن مسابقه.
این حماسه ای که شکل گرفت بدون حضور طرف مقابل بازی، امکان پذیر نبود. حالا این حماسه و این چارچوبی که شکل گرفت وقتی که داور می نشیند و داوری می کند، طرفی که احساس می کند اینجا مورد ظلم قرار گرفته و آرائی که به خودش تعلق گرفته مورد تعرض قرار گرفته،علی القاعده باید اعتراض کند و اعتراضش را اعلام کند.
به نوعی از آرائی که مردم به او دادند و اعتماد کردند و پای صندوق های رأی آمدند و یا به دعوت آنها پای صندوق های رأی آمدند، بتواند از آنها دفاع کند تا حقوق مردم پایمال نشود.
این اصل ماجرا و نگاهی که آقایان داشتند، به اعتراض ماجرا، از حوزه دفاع از حقوق مردم و دفاع از آراء مردم بود. حالا اگرچه در بخشی از حوزه ها،بنده هم شاید آنجا اختلاف نظر داشته باشم، اختلاف سلیقه در مورد نحوه اعتراضی که شکل می گیرد . اما اصل ماجرا اعتراض در جهت احقاق حقوق مردم است. و بحثی هم که وجود دارد در بخش های اول است که پیگیری می شود و اعتراض ها همه در قالب پایبندی به قانون اساسی است.
یعنی کسی که می آید آنجا اعلام حضور می کند و اعلام نامزدی می کند ، دقیقاً می خواهد بیاید پست ریاست جمهوری را در اختیار بگیرد که این پست ریاست جمهوری می خواهد اصول قانون اساسی را اجرا کند. منویاتی را که در قانون حاکم شده را بتواند اجرا کند که اگر آن نباشد به نتیجه نمی رسد.
همین افرادی که آمدند و نامزد شدند چون از میان هزار نامزد است که همین شورای نگهبان اینها راتأیید کرده است . با تمام گرفتاریهایی که وجود دارد و حتی اعتراضاتی که به شورای نگهبان وجود دارد. آمده سوابق را دیده سلائق را دیده، گذشته ها را دیده ،جایگاهها را دیده و این حضرات را برای تصدی پست ریاست جمهوری صالح دیده و تشخیص داده که این ها می توانند این بخش را دنبال کنند.
پس گذشته کاملاً روشن است بررسی هایی هم که نهاد ذیربط در این حوزه نشان داده کاملاً روشن است که مشکلی نبوده، چون اگر کوچکترین خللی در کوچکترین بخش این ماجرا وجود داشت مطمئناً اجازه عبور از این فیلتر داده نمی شد و وقتی هم که هدف روشن بود ، در واقع اعتراضی که شکل می گیرد ناشی از برخی از بی توجهی هایی بوده که خود دوستان هم توجه نمی کنند، کما اینکه سه نفراز کسانی هم که در انتخابات بودند ، بر انتخابات و نتیجه اعلام شده اعتراض کردند که تمام جوانب امر اعلام شده ای که توسط وزارت کشور شکل می گیرد حتماً نشان دهنده این است که مشکلاتی وجود داشته در این انتخابات. ما که نمی توانیم از این مشکلات بگذریم و بی توجهی کنیم.
اگر بی توجهی شود عملاً دیگر پدیده انتخابات در کشور باسوال جدی روبرو می شود و مردم نسبت به حضور در هر انتخاباتی ممکن است با مشکل و در آینده با علامت سوال جدی روبرو شوند.
ما اگر بخواهیم مشارکت مردم را حفظ کنیم و پایه اصلی شکل دهنده انقلاب و بخش اصلی جمهوری اسلامی که همان جمهوری مردم باشد که نظام اسلامی را شکل می دهد و این حماسه ها را بخواهیم تکرار کنیم و این افتخاری که نظام جمهوری اسلامی داشته30 انتخاباتی که برگزار کرده و متکی به آراء عمومی بوده ، باید به نحوی علامت سوالی که برای انتخابات پیش آمده و مورد سوال قرار گرفته را آسیب شناسی کنیم و مشکلات را بررسی کنیم و از آن در این بحث رفع خطر کنیم. من فکر می کنم که بی توجهی نسبت به این مسئله ما را دچار مشکل می کند نسبت به آتیه.
اینکه ما بیاییم این مباحث رابا زدن برچسب اتهام دنبال کنیم همان عرض قبلی بنده است که این مجموعه از سر دلسوزی بخواهد رفع مشکل کند، و به این بیماری که عوارض سکته را دارد نشان می دهد و نگران کننده است و ممکن است هر آن حمله قلبی و حمله مغزی شکل بگیرد را هشدارهایی دلسوزانه تلقی نکنیم و بخواهیم آن هارا هم نوا با دشمن تلقی کنیم، من فکر می کنم که بعد از خدای ناکرده اتفاقی که برای این بیمار می افتد یا برای این کسی که مورد مطالعه است و مورد معالجه باید قرار بگیرد که اگر به دادش نرسیم، بعد از ماجرا دیگرمی شود گفت نوش داروی بعد از مرگ سهراب.
رادیو گفت و گو: آقای حبیبی چقدر موافقید با صحبتهای آقای حق شناس؟
حبیبی:بنده به آقای حق شناس توصیه می کنم که از این دایره ای که الان محدود شد، راجع به اینکه ما چرا برخی حرکات را فتنه میدانیم خارج نشویم.در مورد آقای محسن رضایی، من حرف آقای حق شناس را قبول دارم،که جزء معترضین بودند اما بعد به بازشماری حاضر شدند.در چند استان نمایندگان ایشان رفتند،و پلمپهای صندوق ها با حضور آنها شکسته شد،باز شماری انجام شد چیزی هم از توی آنها درنیامد؛ یعنی خلاف آن چه که اتفاق افتاده بود اتفاق نیفتاد. اما سوال اینجاست که ما فرض می کنیم که به ما گزارش دادند یا استنباط کردند که در انتخابات تقلب شده و بعد ادعای قانون گرایی هم می کنیم، قانون راه را پیش پای ما گذاشته است . من در آن بخش اول عرایضم عرض کردم که آقای معترض می تواند خودش یا نمایندگان صندوقش بروند پلمپ صندوق را با حضور معتمدان بشکنند بازشماری کنند و الان سوال اینجاست که چرا آقای کروبی و آقای موسوی تاحالاهم حاضر به بازشماری نشده اند.
البته متأسفانه یکی از دوستان آقای حق شناس و آقای کروبی یعنی آقای ابطحی که همکار این آقایان بودند در انتخابات،بعداً می گویند این که ما اعلام کنیم که تقلب شده، کلید رمز ما بود. خوب بابا جان یک مقدار توجه کنید چرا دشمنان ما از چند ماه قبل از انتخابات می گویند که می خواهد تقلب شود و بعد نامزد رأی نیاورده ما یا کمتر رأی آوردهِ ما ادعا می کند که تقلب شده است ؟ تا اینجایش هم به نظر من مشکلی نیست.
بنده یک موقعی یک مسئولیت نظارتی داشتم. یکی از نامزدهایی که در جناح بندیهای سیاسی هم مقابل ما بودند ، اعتراض کردند، از او تقاضا کردیم که کدام صندوق ها را می گویید به آنها اشکال وارد است؟ تعداد بسیار زیادی صندوق را اعلام کردند که من به این صندوق ها در این مناطق تهران با این شماره ها مشکوک هستم و اعتراض دارم. گفتیم که نمایندگانتان را معرفی کنید، این کار انجام شد.
نمایندگانشان حضور پیدا کردند، باز شماری انجام و غائله هم ختم شد. بنده فکر می کنم که اگر مدعیانی که به نظر من عذرخواهی می کنم، به دروغ گفتند که 10 میلیون تقلب شده است حاضر می شدند به بازشماری ،بالاخره روشن می شد. قانون گفته که بازشماری کنید.سوال بنده این است که اگر موضوع فتنه نیست چرا آقایان تا امروز هم حاضر به بازشماری صندوق های پلمپ شده نشده اند.
حق شناس:پیشنهاد من این است که آقای حبیبی ملاقاتی هم با آقای محسن رضایی داشته باشند، نه در علن به قول برخی دوستان که لر هستند، حضرت عباسی بروند سراغ آقای محسن رضایی بپرسند که شما نتیجه انتخابات را قبول کردید بینی و بین الله، حضرت عباسی یا خیر؟ هرچه ایشان گفت بیایند در رادیو گفتگو اعلام کنند.
در اینجا دو بحث است یک وقت، بحث این است که آقای محسن رضایی سکوت می کند، می گوید چون رهبری فرمودند بنده اینجا گردن می گذارم و از حق خودم می گذارم، یک وقت این است که می گوید در این ماجرا انتخابات سالم بوده است .
من فکر می کنم اتفاقی که برای آقای محسن رضای افتاد بحث اول فتنه است ،یعنی ایشان در واقع با توجه به موضعی که رهبری اعلام کردند و در این بخش ایشان احساس کرد که مصالح عالی نظام و کلیت نظام بر این است که از این ماجرا بگذرند و وارد مرحله بعد شوند؛ در این بخش عمل کردند و بنده هم در این بخش اتفاقاً می خواهم بگویم که عملکرد آقای محسن رضایی را تأیید می کنم وبه نوعی کار درستی بود.
به هر حال وقتی که یک جا حرفی زده می شود به عنوان سخن آخر در یک نظام سیاسی باید قبول کرد اما ما اگر بخواهیم وارد اصل ماجرا شویم در اینکه انتخابات اشکال داشته و اشکال اساسی هم داشته، حال در حوزه نظارتی در حوزه اجرایش و مشکلات قبل و بعدش ؛تمام بزرگانِ که من نمی خواهم بگویم اصلاح طلب، در واقع حوزه اصولگرا هم اعتراض داشتند. آقای ناطق نوری هم به ماجرا اعتراض دارد، خیلی از دوستان دیگر هم به نحوه برگزاری و نحوه روندی که وجود داشت اعتراض دارند.
به طور مشخص در مورد عملکرد شورای نگهبان. شورایی که 12نفره است 7 نفرشان قبل از انتخابات موضع می گیرند به نفع یک نامزد انتخاباتی . به هر حال ما قبول داریم که جایگاه شورای نگهبان ، جایگاه داوری است. تمام دنیا تمام استانداردهای شرعی ، قانونی، بین المللی بر این باور است که مقام داوری مقامی نیست که در یک حوزه بخواهد به نفع یکی از نامزدها قبل از انتخابات اعلام موضع کند. این موقعیت پیچیده است. اشکالات جدی انتخابات ما داشته اما من در این بخش می خواهم بگویم که با عملکرد آقای محسن رضایی همراهم که علاوه بر اینکه اعتراض داشته ، نظر جدی داشته، مخالفت داشته ، بعد از اینکه سخن نهایی زده می شود، ایشان می گوید من گذر می کنم و همراهی می کنم و برای موفقیت این که دولت به نتیجه برسد تلاش می کنم.
من این را در واقع به نوعی با بیانیه هفدهم آقای مهندس موسوی که در واقع مصاحبه ای که آقای کروبی با یکی از روزنامه های خارجی داشت، به نوعی اعلام کردند که حاضر به همراهی هستند برای بعد از انتخابات، علاوه بر اینکه خود انتخابات مشکل وجود داشته، این مستلزم این است که نظام سیاسی هم به نوعی سخنان این بخش را بگیرد و به جای اینکه روی گذشته متمرکز شود با نگاه به آینده بتواند با همان محوریتی که شما در سوالتان داشتید که ماچه طور می توانیم به وحدت برسیم، چگونه می توانیم گذر کنیم با توجه به اینکه نظام سیاسی ما امروز در معرض تهدید دشمن خارجی و مشکلات جدی در حوزه های مختلف است.
حالا در حوزه اقتصاد، در حوزه سیاست در حوزه بین الملل در حوزه همسایگان و مواردی از این دست. ما با عطف به آینده زودتر تلاش کنیم که از این بحران گذر کنیم. و برای عبور از این بحران من با فرمایش آقای حبیبی که از سخنان آقای خاتمی به عنوان موج دوم فتنه یاد می کنند، همکاری نمی کنم بلکه این را یک اشکال جدی می دانم که ما را به نتیجه نمی رساند.
از بزرگانی مثل آقای عسگر اولادی، آقای حبیبی و ازشخصیتهایی مثل آقای لاریجانی و مطهری که من بعد از انتخابات احساس کردم در جریان اصولگرا،جریان عاقل این سیستم هستند و در واقع تلاش می کنند، انتظار می رود که به تلاشهایشان ادامه دهند و زمینه برگشت جامعه را به فضای قبل از انتخابات ان شاالله فراهم کنند.
حبیبی:من توصیه آقای حق شناس را چند ماه قبل انجام دادم. ملاقات با آقای محسن رضایی هم داشته ام. منتها توصیه ام به آقای حق شناس این است که از آقای محسن رضایی سوال بفرمایند که شما در چند استان موافقت کردید که نمایندگانتان حضور پیدا کنند و بازشماری انجام شود؟ این کار انجام شد؟ از آقای محسن رضایی بروند بپرسند که صندوق هایی که پلمپ اش باحضور نمایندگان رسمی شما شکسته شد و بازشماری شد و راجع به آن ادعای قبلی شما که در انتخابات مثلاً شاید این موضوع در ذهنتان شکل گرفته بود که تقلب شده، واقعاً عددی ، رقمی، رأیی در این بازشماری ها به دست آمد که آن ظن شما را تقویت کند؟ این سوال را از آقای محسن رضایی بکنند.
اگر آقای محسن رضایی از طرف نمایندگان معتمدی که باحضور آنها پلمپ صندوق ها شکسته شد و بازشماری انجام شد گزارشی دارند بر یک تقلب خدای نکرده وسیع، بنده آن وقت قبول می کنم که ادعاهای دیگرهم درست است. اما سوال اینجاست که آقای کروبی و آقای موسوی چرا حاضر نشدند به بازشماری ؟ قانون کشور است ، و همه ما هم می گوییم قانونگرا هستیم.
رادیو گفت و گو: آقای حق شناس این سوال آقای حبیبی را جواب می فرمایید؟حزب اعتماد ملی چرا این کار را نکرد؟
حق شناس:در اینجا سوال از آقای کروبی است نه حزب اعتماد ملی. در این بخش آقای کروبی ، آقای موسوی در واقع جایگاه شخصی شان را دنبال کردند و حزب اعتماد ملی در واقع می شود گفت یکی از حامیان آقای کروبی بوده. آقای کروبی توسط احزاب متفاوتی در انتخابات مورد حمایت قرار گرفتند و دنبال شد و من در آن بخش اول هم اشاره کردم ، ایشان و همین طور آقای موسوی و همین طور آقای رضایی، عملاً به گونه ای به جایگاه داوری اعتراض داشتند و حتی به حوزه اجرایی.
باتوجه به اینکه اجرا و داوری همسو و هم نظر بودند ، به نظرمی رسید که ما به گونه ای عمل نکردیم ، یعنی نظام سیاسی را عرض می کنم که خدای ناکرده در معرض تهمت قرار نگیریم.
از فرمایشات ائمه معصومین این است که توصیه کردند که به گونه ای عمل کنیم که در موضع تهمت قرار نگیریم. وقتی که چنین زمینه ای بود انتظار می رفت که عملکرد شورای نگهبان و وزارت کشور به گونه ای شفاف و روشن باشد که بعد بتواند به راحتی پاسخگوی اتهامات یا اعتراضات احتمالی قرار گیرد.
رادیو گفت و گو:آقای حبیبی شما با صحبتهای آقای حق شناس قانع شدید؟
حق شناس:جمله من تمام شود. من عرضم این است که شما می بینید در خود وزارت کشور 8 ماه قبل از انتخابات آقای پورمحمدی که از نزدیکان آقای حبیبی هستند، و از نزدیکان جریان اصولگرا هستند و به شدت هم سوابقش این را می گوید، از وزارت کشور عزل می شود. چر ا این اتفاق می افتد؟ با این که همه ایشان جایگاهشان روشن است.
در طول این 4 سال، ما 4 رئیس ستاد انتخابات را در کشور عوض می کنیم. چراچنین اتفاقی می افتد؟ در یک ساله پایان انتخابات، یعنی در آن 4،5ماهی که وزیر کشور آقای محصولی می آید، نزدیک صد و خرده ای فقط فرماندار نصب می شود.
به جز این که در مسیری حرکت کردیم که انتخابات را در مسیر تهمت قراردادیم. من می خواهم بگویم که خوب است که ما آن طرف به دوستانی که حالا همراهی نکردند یا اعتراض کردند، این اعتراض را وارد می کنند. آقای حبیبی به دوستان خودشان هم بفرمایند که روش برگزاری انتخابات این نبود ، روش نظارت این نبود.همچین طرح هایی داشتند که موجب می شود 25 خرداد حداقل یکی دو میلیون آدم به خیابانها بیاید که اعتراض کند. که این در واقع به عملکرد هیئت اجرایی یعنی وزارت کشور و هیئت نظارت وبه شورای نگهبان هم اعتراض وارد است. من می گویم اعتراضاتی که به طرف مقابل می کنند به دوستان خودشان هم اعتراض کنند.
رادیو گفت و گو: آقای حبیبی شما موافقید؟
حبیبی:من از آقای حق شناس تقاضا دارم که کلی گویی نکنند. بنده هم با خیلی از کلیاتی که ایشان می گویند موافق هستم چه بسا با خیلی از کلیاتی که من می گویم ایشان موافق باشند. مشخصاً سوال من این است کسانی که مدعی تقلب آن هم با چند میلیون رأی هستند، چرا آقای کروبی و آقای موسوی مشخصاً تا امروز حاضر به بازشماری صندوقها با حضور نمایندگان معتمدشان که بروند بایستند آنجا، پلمپ را بشکنند،صورتجلسه کنند، بعد آراء را بشمارند ومجدداً صورتجلسه کنند. چرا این دو نفر تا حال حاضر نشدند. این سول را پاسخ دهند.
حق شناس:من پاسخ روشنی دادم. گفتم به خاطر اینکه به جایگاه داوری که شورای نگهبان باشد به خاطر مواضع قبل از انتخابات چه بعد از انتخابات ایشان، اعتراض داشتند. ضمن اینکه به نظر می رسد که این روندی که وجود داشت و بازشماری که اعلام هم شد و تاریخش هم گذشت و اعلام هم شد و رئیس جمهور هم که قطعاً سرجایش آمده تغییری در نتیجه داده نمی شود. شما چقدر احتمال می دهید که اگر این اتفاق برود و حالا درصد آرا بالا برود یا پایین بیاید در نتیجه انتخابات اثر گذار باشد یا کوچکترین تغییری ایجاد کند.
رادیو گفت و گو: آقای حبیبی این سئوال پذیرفتنی است؟
حبیبی:ما این تقاضا را یعنی دوستان اصولگرای ما،که حالا ایراد ندارد من بگویم، آقای عسگر اولادی با آقای باهنر و چند نفر دیگر از سران اصولگرا، هفته دوم انتخابات ، رفتند با آقای مهندس موسوی تقاضای ملاقات کردند، ملاقات هم کردند و گفتند که آقا شما که می گویید تقلب شده، یکی از حرفهایی که آنجا مطرح شد، خوب به اصطلاح حاضر به بازشماری شوید. همین مطلبی که آقای حق شناس الان می فرمایند که چون به داوران اعتمادی نیست چه بازشماریی؟ آقای حق شناس می خواهند این را بگویند. همین حرف را آقای مهندس موسوی گفته بود.
آقایان گفته بودند که آقا بحث این نیست که شورای نگهبان و دستگاه اجرایی بروند در یک اتاق دربسته، خودشان بشمارند و باز بگویند همان قبلی درست است. شما که معترض هستید هر چند تا صندوقی که خودتان می توانید حضور پیدا کنید، تشریف ببرید، حضور پیدا کنید. هر تعداد صندوقی که می خواهند بشمارند، شما خودتان وقت ندارید، معتمدان خودتان را بفرستید . حتماً قانون ملزم کرده که در بازشماری شخص معترض و یا نماینده اش حضور پیدا کنند. آن روز هم که آقایان رفتند دیدن آقای مهندس موسوی و ایشان پذیرفته بودند. باز دوستان دیگر رفتند، اواخر شب با اقای مهندس موسوی ملاقات کردند اصلاً منصرف کردند ایشان را از بازشماری. انصراف مجدد آقای موسوی بعد از اینکه قانع شده بود که با حضور معتمدانشان پلمپ ها بشکند و بازشماری شود خود این به نظر من کاملاً یک سوال بسیار بسیار مهمی است که دوستان آقای مهندس موسوی مثل آقای حق شناس باید به این سوالات پاسخ دهند. همه اش این گونه نیست که شما سوال کنید دیگران پاسخ دهند. به نظر من شما هم باید به این سوالات پاسخ دهید.
حق شناس:اینکه می فرمایید در این بخش بنده باید پاسخگوی این سوالات باشم. ماهم هر وقت سوالی پیش آمده ، سعی کردیم که بتوانیم دقیقاً در معرض پاسخ آن قرار بگیریم اما علی القاعده این مقامات اجرایی هستند که عملکردی را انجام می دهند و نهایتاً باید پاسخ عملکردشان را بدهند. ما که در جایگاهی نبودیم که بگوییم در وزارت کشور قرار داشتیم ،پس باید پاسخ دهیم. در شورای نگهبان بودیم عملکردی داشتیم و باید پاسخ دهیم اینجا در واقع من نمی دانم چگونه است ، جایگاه کسی که باید پاسخ دهد و با جایگاه کسی که باید سوال کند، جایش با هم در این بخش عوض می شود.
سوالاتی که الان مشخص است و بنده هم عرض کردم می خواهم بگویم دوستان نقد می کنند یا حتی به نوعی با لحنی موضع دلسوزان نظام را به عنوان موج فتنه یاد می کنند،عرضم این است که این اتفاقاتی که افتاد و بعد از آن به فتنه تعبیر کردند. چند درصد از این اتفاقات و چقدر از این فاکتورهای شکل آمده در این اتفاقات سال 88 را ناشی از عملکرد نامناسب و بی تدبیری های موجود در وزارت کشور و در شورای نگهبان، در مجموعه دوستان خودشان می دانند. در صدا و سیما می دانند.
در مباحث تلویزیونی می دانند. در آنجایی که مثلاً آقای رئیس جمهور می آید اسم آقای ناطق نوری و اقای هاشمی رفسنجانی را می آورد و موجی را گسترش می دهد و به خارج از کشور می کشد می دانند.
اینها حوزه هایی است که دوستان متأسفانه در مورد آن سکوت کردند و اظهار نظر نمی کنند، بعد اعلام می کنند که شما مثلاً در این مورد چرا جواب نمی دهید؟ من مشخصاً عرض کردم که من بعد از انتخابات مشی اقای محسن رضایی را در این بخش اتفاقاً مشی درستی می دانم که علی رغم اعتراضی که داشت اما در یک سری جاها صبر کردند و گفتند که من دیگر پیگیری نمی کنم. این شاید بهتر بود.
اما اینکه این مشکلات پیش آمد به خاطر بی تدبیریها ، ندانم کاریها، سوء رفتارها و حوادثی که شکل گرفت و نهایتاً طرف مقابل هم مجبور به عکس العمل شد و این عمل و عکس العمل با هم دیگر این صحنه ها را پیش آورد که دوستان اسم آن را فتنه گذاشتند، یا همان اعتراضات عمومی که من از آن تلقی می کنم ، اینها یک طرفه نبوده که آدم فقط یک طرف را ببرد به دادگاه و آنجا محکوم کند و طرف دیگر را هم اینجا کلاً از تمام معایب و تمام بی تدبیریها ، تمام ندانم کاریها کنار بگذارد و در مورد آن هیچ قضاوتی نکند. ما اگر بخواهیم راه درستی برویم، منصفانه قضاوت کنیم، من خواهشم این است که دو طرف را ببنیم برای اینکه بتوانیم قضیه را حل کنیم وگرنه اگر بخواهیم یک طرفه ببینیم و یک طرف را هم محکوم کنیم مطمئنناً راه به جایی نخواهیم برد.
رادیو گفت و گو: و در مورد سوال آقای حبیبی، دلیل نپذیرفتن بازشماری آراء معتقدید که باید از خود کاندیدها سوال شود.
حق شناس:دقیقاً. این برمی گردد به این که داوری را و مقام داوری را خارج از عملکردی که داشته در جایگاهی نمی دیدند که بخواهد احقاق حقی صورت گیرد.
رادیو گفت و گو: حتی اگر با حضور نمایندگان خودشان باشد؟
حق شناس: یعنی نتیجه اش روشن بود. از منظر آقایان، در این بخش. به هر حال با توجه به تبریکی که گفته شد، با توجه به موقعیتی که اعلام شد و در واقع نظام سیاسی به هیچ وجه زیربار اینکه بخواهد نتیجه انتخابات را تغییر دهد، وجود نخواهد داشت و قبول کند ، فلذا دیگر مصلحت می داند که از کنار ماجرا بگذرد.
حبیبی:آقای محسن رضایی زمانی گفتند که دیگر من پیگیری نمی کنم که بازشماری را انجام داده بودند یعنی موافقت کرده بودند بازشماری انجام شود در چند استان بازشماری انجام شد، بعد از آن گفتند که من دیگر پیگیری نمی کنم. این مطلبی که آقای حق شناس می فرمایند که محسن رضایی کار خوبی کرد، چون بالاخره ، این طور نیست که ما تقلب چند میلیونی در انتخابات داشته باشیم بعد مقام رهبری از ما بخواهند رویتان را آن طرف کنید. اما آقای محسن رضایی زمانی گفتند که من از ادامه اعتراضم صرف نظر کردم که بازشماری انجام دادند.
آقای حق شناس هم تمام مسائل زمینی و آسمانی را می خواهند با هم یکجا مطرح کنند. بنده سوال مشخص دارم. سوال مشخصم این است که اولاً دوستان ایشان می گویند که ما قانونگرا هستیم. قانون این را می گوید که اگر اعتراض داشتید اعتراضتان را با فرستادن معتمدانتان سر صندوقی که می خواهند پلمپش را بشکنند، بروید بررسی کنید. چرا تا به حال حاضر نشدند که این کار را انجام دهند؟ اما آن نکته ای که آقای حق شناس می فرمایند، بنده هم اصلاً معتقد نیستم که جریان مقابل آنها یک جریان متشکل از یک سری معصوم است.
مسلماً چه در جریان اصولگرایی چه در جریان اصلاح طلبی خیلی از مواقع کار درست انجام می شود خیلی از مواقع هم ممکن است کارهای نادرست قابل انتقاد و اعتراض وجود داشته باشد. بنابراین بنده نمی خواهم یک هاله ای از عصمت دور سر اصولگرایان اینجا ترسیم کنم. چنین چیزی نیست و هر کس معصوم نیست بالاخره خطا هم می کند. اما بحث ما اینجاست، که ما یک موقع به هم انتقاد داریم که می گوییم آقا دولت این کاری که دارد می کند اشکالاتش اینهاست.
به نظر من تا این حدش هیچ اشکالی وارد نیست. اگر یک موقع کسی نتوانست از این حرفها بزند اشکال دارد. ولی آقایانی که نظام جمهوری اسلامی را به میلیونها تقلب متهم کردند و بعد هم حاضر نمی شوند، نشدند، البته الان که چندین ماه از انتخابات گذشته. بله. اما روزهای اول چرا حاضر نشدند. دوستان ما رفتند با آقایان صحبت کردند بنده خودم در ماه مبارک رمضان یک ملاقات حدود 2 ساعته با آقای کروبی داشتم.
با خیلی از آقایان ، حتی دوستان ما ، بعضا رفتند با آقای خاتمی صحبت کردند، این توصیه آقای حق شناس را ما بعد از انتخابات سعی کردیم عمل کنیم ، یعنی این طور نباشد که کنار بایستیم و فقط مردم و دیگران و رقبا را متهم کنیم. ملاقات تیم ما با آقای موسوی ، ملاقات تیم ما با آقای احمدی نژاد، ملاقات تیم ما با آقای کروبی آن هم به طور مکرر ، به خاطر همین بود که ، حالا به آقایان یک گزارشهایی دادند ، یک ذهنیاتی برایشان حاصل شده ما هم گفتیم برویم مطالب خودمان را به آقایان انتقال دهیم. تلاش کردیم واقعاً کشمکش ها را کم کنیم.
یعنی، در تشکیلاتی مثل مؤتلفه با حدود 50 سال سابقه خیلی قبیح است که فقط کنار بایستیم و دیگران را متهم کنیم. بعضی اوقات خود ما هم ممکن است اشتباه کنیم اما در هر صورت آقای حق شناس، بنده دعوتم این است ، به سوال بنده الان هم جواب ندهند، بروند فکر کنند که دوستان ایشان و دوستان همفکران ایشان، شخص آقای کروبی و شخص آقای موسوی که می توانستند با حضور معتمدانشان، صندوقها را بازشماری کنند، چر اخودداری کردند؟ این سوال را حالا بعداً پاسخ دهند.
حق شناس: جمله آخرم این است که در همان بازشماری آقای محسن رضایی که می فرمایید قبول کردند، آنجا ما شاهد بودیم که در واقع ایشان آن لیست نزدیک 100 حوزه را دادند که میزان مشارکت آنجا بالای صددرصد بود. حتی در بعضی از حوزه ها ما 140،150 درصد مشارکت داشتیم. و عملاً ایشان اعتراضشان را به این مباحث نشان دادند. من می خواهم بگویم که درست است که پذیرفتند و رفتند، ولی نهایتاً سکوتشان بعد از اعلام ماجرا، ایشان اعلام هم کردند که دقیقاً از موضع ولایت پذیری بود.
بعد هم ما شاهد بودیم که در مجمع تشخیص مصلحت ، بحث کمیسیون انتخابات مطرح می شود که به نوعی بتواند اشکالاتی که در نظام انتخاباتی ما وجود دارد مرتفع کند و من امیدوارم که ان شاالله همه دست اندرکاران تلاش کنند. سیاسیون ما بتوانند به سمتی بروند که ان شاالله فارغ از مسائلی که سال گذشته پیش امد در سال جاری و سال آینده مسیر همگرایی را ان شاالله بپیمایند و زمینه ای فراهم شود که وحدت ملی و انسجام ملی فراهم شود. با توجه به مشکلاتی که ما در داخل و بیرون داریم و از طرفی هم با بی تدبیریهایی که منجر به چنین بحرانهایی در جامعه ما شد، دقت بیشتری شود که ان شاالله با قوانین درست و مجریان مناسب و هوشمند ان شاالله شاهد چنین اتفاقاتی در کشور نباشیم.
رادیو گفت و گو:آقای حبیبی ، آخرین سئوالم را اینگونه مطرح می کنم که آقای حق شناس گفتند نامزدها شورای نگهبان و هیئت اجرایی را برای بازشماری آراء قبول نداشتند، لکن قانون انتخابات قبل از این هم در کشور اجرا می شد، شورای نگهبان و تکالیف هیئت اجرایی کاملاً مشخص بوده و کسانی که با پذیرفتن این شرایط و این قانون در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند آیا می توانند بعد از برگزاری انتخابات بگویند که ما این مرجع رسیدگی راقبول نداریم یا خیر؟
حبیبی: من به یک نکته ای اشاره می کنم، آقای مهندس موسوی در ساعتهای بعد از مغرب روز 22 خرداد ، دعوت کردند از نمایندگان رسانه های داخلی و خارجی، رسماً اعلام کردند من پیروز انتخابات هستم. اگر می گفتند من حدس می زنم، بر اساس گزارشات پیروز انتخابت هستم، به حرفشان ایرادی وارد نبود. اما ما در ساعتی که ایشان مصاحبه کرند در تهران ما، در برخی از حوزه ها که تعدادشان کم نبود تا ساعت 2 بعد از نیمه شب مردم داشتند رأی می دادند. در هیچ استان کشور شمارش آراء در آن ساعت اصلاً آغاز نشده بود، بلکه رأی گیری در یک سری استانها تمام شده بود.
چه طور نامزد انتخابات می گوید که من برنده انتخابات هستم. البته ممکن است گفته شود که فقط این ایراد، هر کس از نامزدها قبل از پایان شمارش آراء بگوید من برنده هستم به نظر من روی توهم حرف زده. ما متأسفانه احساس می کنیم که همانطور که آقای ابطحی قبلاً گفتند، اینکه در انتخابات تقلب می شود و می خواهد شود و شاید بشود و اینها در واقع به عنوان یک رمزاست، این رمز واقعاً شایسته افرادی است که خودشان برای نظام ، سالهای سال قبلاً خدمت هم کردند، و بعد اینجا ادعای تقلب آیا برمی گردد به آقای احمدی نژاد یاخیر؟ شما نظام را به تقلب متهم کردید. به نظر من همین که حاضر نشدند برای بازشماری، سوالی است که باید ان شاالله در فراغت آقایان جواب دهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: