اداره کل هنرهای نمایشی کشور، وزارت آموزش و پرورش، حوزه هنری، شهرداریها و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از مراکزی هستند که در این عرصه فعالیت میکنند و هریک به اصطلاح شانه زیر کار گرفتهاند. در چنین شرایطی است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با تغییر ساختار اداریش، گویا به فکر افتاده جدیتر و محکمتر از گذشته وارد این گود شود.
در همین ارتباط به سراغ محمد سیمزاری، مدیرتئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفتیم و پای صحبتهایش نشستیم.
در چند ماه گذشته، کانون گامهای تازهای در عرصه تئاتر کودک و نوجوان برداشته و تحرکی در آن ایجاد کرده است. ابتدا درباره تغییرات ساختاری و اداری که بر بستر آن این تحول به وجود آمده است، توضیح دهید.
تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیش از این زیر مجموعه معاونت تولید و محصور و محدود به مرکز تولید تئاتر پارک لاله بود که البته یک تریلی هم داشت که به استانها میرفت و روی آن تئاتر اجرا میشد. اما در هیات مدیره جدید، این بحث پیش آمد که کانون پرورش فکری تنها برای تهرانیها نیست و این شهر هم تنها به خیابانهای اطراف پارک لاله محدود نمیشود. از این رو تصمیم گرفته شد تا برای گسترش خدمات تئاتری به سطح کشور، مدیریت تئاتر و تئاتر عروسکی از زیر مجموعه معاونت تولید خارج شود و تحت نظر معاونت فرهنگی قرار بگیرد.
تفاوت این دو معاونت چیست؟
از آنجا که معاونت فرهنگی کانون پرورش فکری دارای 800 مرکز در سطح کشور است و همه آنها در کنار قرائت خانههایشان یک سالن آمفیتئاتر هم دارند، ظرفیت خوبی برای فعالیت تئاتری در استانها و شهرستانها به وجود میآورد. پس از این تغییر ساختاری ما توانستیم فعالیتهای تئاتری خود را به 30 استان کشور گسترش دهیم.
بازهم تولید تئاتر وظیفه اصلی شماست؟
نه. در شیوه کار ما هم تغییراتی به وجود آمده است. نگاه کانون به تئاتر 2 نگرش اساسی است. اول تئاتر فرآیند محور که به مثابه یک واسطه تربیتی عمل میکند و دوم نگرش برآیند محور که تئاتر را به عنوان یک محصول فرهنگی در نظر میگیرد. تئاتر فرآیند محور به وسیله خود بچهها در مراکز انجام میشود و اهداف آموزشی و تربیتی را دنبال میکند و شاخه بر آیند محور، نگاهش را به تولید آثار نمایشی به عنوان یک محصول فرهنگی میدوزد. در این ارتباط هم قبلا کار ما محدود به تهران بود و حالا در سراسر ایران گسترش یافته است.
تئاتر فرآیند محور پیش از این زیر نظر شما نبود؟
نه نبود. آنچه در مراکز ما از سوی بچهها انجام میشود یا روی صحنه نمیرود یا اجرای آن در درجه دوم اهمیت است. مهم این است که فرآیند شکلگیری تئاتر از سوی کودکان و نوجوانان فضایی را ایجاد کند که مربی بتواند تاثیر تربیتیاش را روی بچه بگذارد.
اما مشکل اینجاست که ارتباط تئاتر با مدارس و دانشآموزان قطع است. حتی دانشآموزان در عمرشان یک تئاتر هم نمیبینند. در این ارتباط چه برنامههایی دارید؟
2 سال است که طرحی با عنوان کانون ـ مدرسه در حال اجراست که بر اساس آن 400 مرکز فرهنگی و هنری ما در سراسر کشور با مدارس همسایه خود در ارتباط تنگاتنگ هستند. بر اساس این طرح دانشآموزان هفتهای یک روز به مرکز میآیند و از برنامههای آن استفاده میکنند.
نقش مدیریت تئاتر و تئاتر عروسکی در این میان چیست؟
2 تا از این فعالیتها در حیطه وظایف ماست، یکی نمایش خلاق و دیگری نمایش عروسکی. این نمایشهای خلاق و عروسکی بر اساس آنچه دانشآموزان در کلاس درس خواندهاند، اجرا میشود.
مطالب کتابهای درسی؟
بله کتابهای درسی مقطع ابتدایی. در این ارتباط جزوههایی برای درسهای مختلف منتشر شده که دارای بخشهای شعر، داستان و تئاتر است. ما در این مدت به تجربه دیدهایم که مطالب درسی در قالب تئاتر چقدر خوب به دانشآموزان منتقل میشود.
بجز ارتباط با مدارس نزدیک به مراکز پرورش فکری، آیا به سراغ همکاریهای نزدیکتر با وزارت آموزش و پرورش هم رفتهاید؟
سیاستگذاریهای غلط و فقر تئاتر کودک و نوجوان باعث کوچ بسیاری از هنرمندان پیشکسوت از این عرصه شده است
میخواهیم تفاهمنامهای را با معاونت نوآوری وزارت آموزش و پرورش در این ارتباط امضا کنیم تا در برگزاری جشنوارههای تئاتر دانشآموزی، اجرای نمایشهای حرفهای در مدارس و فعالیتهای نظیر آن با یکدیگر همکاری داشته باشیم.
اما بدنه آموزش و پرورش آنچنان بسته است که فکر نمیکنم راهی به درون آن بیابید؟
امیدواریم کارهای ما ثمر دهد. البته در بعضی جاها مشکلات ساختاری و زیربنایی داریم. برای مثال مدارس ما همچنان از شیوههای آموزش مستقیم بهره میبرند، در حالی که دورهاش سپری شده است. از سوی دیگر، فعالیتهای هنری و فرهنگی مدارس ما با مشکلات بودجهای روبهرو هستند که تا حدی دست ما را میبندد.
در این تغییر ساختاری که بیشک با کار زیاد روبهرو خواهید شد، آیا برای تربیت نیروی آموزشی متخصص هم فکری کردهاید؟
شاید تنها ارگان دولتی هستیم که نیروهای متخصص و آموزش دیده خوبی در این عرصه داریم. ما در هر استان یک کارشناس تئاتر داریم. مربیان ما در 800 مرکز کانون آموزشهای بدو خدمت خوبی را میبینند و به عنوان مثال با تئاتر خلاق آشنا میشوند. در دورههای پودمانی هم آموزشهای تئاتر را برگزار میکنیم که به طور ضمن خدمت مربیان ما آموزش میبینند. آموزش و توانمندسازی مربیان خود را بسیار جدی گرفتهایم و به سمتی داریم میرویم که در هر استان داری یک مرکز تئاتر کودک ونوجوان مثل همین پارک لاله باشیم. اینها مراکز خاص تئاتر هستند و فعالیتهای استان را زیر نظر میگیرند.
در این آموزشها بیشتر به سراغ نمایشنامهنویسی میروید یا اجرا و کارگردانی؟
در وهله اول پیش نیاز ما آشنایی مربیان ما با مبانی هنرهای نمایشی است. پس از آن بیشتر به سراغ آموزش نویسندگی با گرایش نمایشنامهنویسی عروسکی میرویم. در ادامه هم میرسیم به کارگردانی، بازیگری و... .
سالهاست که عرصه تئاتر کودک و نوجوان از چهرههای پیشکسوت خالی شده است. چگونه میتوان این هنرمندان را دوباره جذب کرد؟
بعضی هنرمندان از کار کودک شروع کردند و بعد که حرفهای شدند این حوزه را ترک کردهاند. البته سیاستگذاریهای غلط و فقر تئاتر کودک و نوجوان باعث کوچ بسیاری از هنرمندان پیشکسوتتر مثل رضا بابک، رضا فیاضی، خانم برومند، حمید جبلی، ایرج طهماسب و... شده است. وقتی زحمت کار در تلویزیون کمتر و پولش بیشتراست و هیچ حمایتی در این زمینه نمیشود، خب چرا آنان به آن سمت نروند.
از سوی دیگر متاسفانه در چند سال گذشته مدیران و مسوولان به سراغ آماتورها و تازه کارها رفتهاند و این عرصه به محلی برای تجربهاندازی تبدیل شده است.
اما نگفتید برای جذب دوباره این هنرمندان برنامهای اندیشیدهاید؟
ما داریم به سمتی میرویم تا از کمیت تولید تئاتر کم کنیم و بر کیفیت بیفزاییم. برای همین با مدیران هم صحبت کردهایم تا به جای خرد کردن بودجه، آن را در اختیار حرفهایها قرار داده و به سمت تولید نمایشهای الگو حرکت کنیم. در این صورت به جای 20 نمایش، 5 کار را در طول سال تولید میکنیم.
اما تئاتر کودک و نوجوان برخلاف دیگر شاخههای هنرهای نمایشی، مخاطبان تضمین شدهای دارد و میتواند بخش عمدهای از هزینههای خود را درآورد؟
در تهران ما چندان مشکلی از این بابت نداریم، اما این را باید به کل کشور اشاعه دهیم. ما در همین پارک لاله اجراهای صبحمان خیلی زود رزو میشود.
یعنی درآمد پاسخگوی هزینههاست؟
نه. تنها تا یکچهارم هزینهها را میتوانیم از محل گیشه تامین کنیم. چراکه بلیتهای تئاتر کودک و نوجوان بسیار ارزان است. برای مثال در سالنهای پارک لاله تنها 1000تومان است.
پس هنوز خیلی مانده تا تئاتر به عنوان یک ضرورت فرهنگی و آموزشی در جامعه جا بیفتد؟
ما برای رسیدن به یک فرهنگ گروهی نیازمند آن هستیم تا ابتدا دانش آن مساله را در جامعه ایجاد کنیم، بعد این دانش را تبدیل به نگرش سازیم، سپس آن را به رفتار غریزی تبدیل کنیم تا در نهایت به صورت رفتار گروهی تجلی یابد و در پایان به فرهنگ تبدیل شود. متاسفانه در جامعه ما هنوز این دانش که هنر تئاتر برای بچهها بیشتر از بزرگسالان لازم است به دست نیامده است و تحقق آن نیازمند تنفس در یک هوای تازه است.
مهدی یاورمنش
گروه فرهنگوهنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم