در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هیچکس جرات ندارد بگوید، تیم ما به دلیل مسافرت به یک کشور خارجی، کمخوابی، بازیهای بیهوده و بیفایده خسته و درمانده است.
هیچکس جرات ندارد که اعتراف کند تیم حریف از نشاط و طراوت بیشتری برخوردار بوده و اگر توانست خوب دفاع کند و خوب گل بزند و در طول 90 دقیقه مثل یک ساعت دقیق و کم اشتباه کار کند، علتش آمادگی و حفظ شرایط مسابقه است.
فوتبال ما سالهاست مربیان خود را پشت این سنگر پوسیده پنهان میبیند.
خیلی راحت میگویند، تیم ما فرصتهایی داشت اگر توپهای ما توی گل میرفت، چنین و چنان میشد و ما میتوانستیم به لطف آن گلهای خیالی برنده باشیم.
حال آن که واقعیت غیر از این است اگر آن فرصتها گل میشد، تیم حریف قطعا دست روی دست نمیگذاشت و به دفاع صرف نمیپرداخت و میکوشید گل خورده را جبران کند و ...
مربیان ما هنوز که هنوز است، به شکل خیالی نتیجهگیری میکنند و پس از بازی، با این حرفهای عوامفریبانه میخواهند کاستیهای خود را پنهان کنند.
وقتی یک مربی پس از باخت میگوید، هرچه زدیم به در بسته خورد، چه مفهومی دارد؟
در نگاه اول، آدمهای عادی خواهند گفت: حق با مربی است؟! اما در ادامه این بحث میشود از جناب مربی پرسید، وقتی تیمی به در بسته میخورد، چه تدبیری باید بیندیشد تا از این در بسته بگذرد.
مربی را آوردهاند تا این درها را بگشاید، اگر تیمی دایم به در بسته بکوبد، حتما کار دیگری بلد نیست و در تمرین چیزی به او یاد ندادهاند.
اساسا، این حرفهای عامیانه، اسباب دردسر برای فوتبال ایران است و متاسفانه سالهاست که در فوتبال خود این حرفها را میشنویم.
فوتبال با سحر و جادو و خرافهپرستی آلوده شده و مربیان ما به جای بالا بردن سطح دانش خود به شکل ملموسی به سمت و سوی این کارها عبث و بیهوده میروند. اگر میبینیم، یک دروازهبان پیش از مسابقه، به تیرهای دروازه دخیل میبندد و معتقد به جادو و جنبل است، نباید زیاد تعجب کنیم.علتش نگاه سطحی و پایینی است که عدهای به فوتبال دارند و اتفاقهای درون میدان را با نیروهای جادویی و ماورایی مرتبط میدانند و این نگاه خطرناکی است.
علی رئیسی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: