سه برداشت از یک جنایت

جنایت در سیزده بدر

اگر به خواهرم فحش نمی‌داد او را نمی‌کشتم. این اولین جمله‌ای است که متهمی به نام شهریار درباره انگیزه خود از یک قتل بیان می‌کند و می‌گوید که حرف‌های مقتول او را تحریک کرد. این جوان هفته گذشته در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد و اتهام قتل را هم قبول کرد اما نه هر آنچه نماینده دادستان و شاهدان ماجرا گفته بودند.
کد خبر: ۳۲۰۱۸۳

سید حسینی نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: پرونده روز 13 فروردین ماه در سال گذشته در کلانتری نواب تشکیل شد و به ماموران خبر دادند جوانی براثر اصابت ضربه چاقو به قتل رسیده است.

زمانی که ماموران در محل حاضر شدند جسد خسرو را پیدا کردند. البته ظاهرا این جوان به بیمارستان انتقال یافته بود و پزشکان برای نجات او نتوانسته بودند کاری بکنند. تحقیقات در این زمینه شروع شد و پلیس 5 نفر که گفته می‌شد در این درگیری حضور داشتند را بازداشت کرد.

وی ادامه می‌دهد: تحقیقات حکایت از آن داشت که ضارب جوانی به نام شهریار است.

او به‌طور ناگهانی به سمت مقتول حمله کرده و او را به قتل رسانده است.

همه شاهدان این موضوع را تایید کردند. وقتی شهریار مورد بازجویی قرار گرفت او نیز قتل را پذیرفت و گفت که با ضربه چاقو دست به چنین کاری زده است.

شهریار بعد از این‌که با مقتول درگیر شد چاقویی از جیبش بیرون کشید و به او ضربه زد. شاهدان می‌گویند فقط متوجه شده‌اند که شهریار به سمت خسرو حمله کرده است و نمی‌دانند ماجرای درگیری چه بوده است. البته متهم خودش موضوع را توضیح می‌دهد.

سید حسینی ادامه می دهد: شهریار می‌گوید مقتول به خواهر او فحش داده است و همین عامل درگیری شده است.

او می‌گوید برای دفاع از خودش این کار را کرده است اما من در پرونده موردی ندیدم که نشان‌دهنده دفاع باشد شهریار به روی خسرو چاقو کشیده است و او را هم زده . این نشان می‌دهد که خسرو بی‌دفاع بوده است ‌نه شهریار. اگر خسرو هم چاقو داشت می‌شد آن مورد را از مصادیق دفاع مشروع دانست اما در این مورد به نظر می‌رسد این‌طور نیست چرا که خسرو چاقو نداشته است.

شهریار می‌گوید اگر خسرو با چوب به او حمله نمی‌کرد این‌طور نمی‌شد اما نماینده دادستان می‌گوید این حرف شهریار درست نیست، وی می‌گوید: مطابق مستندات پرونده این شهریار بوده که دعوا را شروع کرده است و نه کس دیگر. حتی شاهدان گفته‌اند برای جدا کردن آنها وارد دعوا شدند اما شهریار حاضر نبوده است دعوا را تمام کند.

بنابراین می‌توان گفت که متهم خودش تصمیم داشته این کار را بکند و او مرتکب قتل عمد شده و دفاع مشروع را نمی‌توان در این پرونده قبول کرد.

وی می‌گوید: دفاع مشروع، قانونی دارد. متهم هم به پلیس دسترسی داشته است و هم می‌توانسته از محل فرار کند. ضمن آن‌که طرف مقابل او چاقو نداشته است. بنابراین می‌توان گفت که متهم در شرایط دفاع مشروع نبوده است.

البته من هم بر این باورم که متهم مرتکب قتل اتفاقی شده است. او چون نتوانسته عصبانیت خود را کنترل کند دست به این کار زده است و فکر نمی‌کرده عملش باعث قتل شود. اما
به‌هر‌حال خسرو را به قتل رسانده و از نظر من او مجرم است و باید مجازات شود.

فرزندم بی‌گناه بود

این پرونده رویه دیگری هم دارد، اولیای دمی که فرزندشان را از دست داده‌اند آنقدر داغدار هستند که نمی‌توانند به گذشت فکر کنند.

مادری که زحمت زیادی برای فرزندش کشیده و حالا در یک لحظه او را از دست داده است. این زن می‌گوید: فرزند من بی گناه کشته شده است. او مقتول را نمی‌شناخت و همه شاهدان هم می‌گویند او نمی‌خواست درگیر شود و این شهریار بود که به پسرم حمله کرد.

وقتی گفته می‌شود این قتل اتفاقی بوده است مادر خسرو بشدت عصبانی می‌شود و می‌گوید: من زحمت زیادی برای فرزندم کشیدم و تلاش کردم تا او را بزرگ کنم ، چه خون‌دل‌ها خوردم و چقدر زحمت کشیدم.

پسرم جوان بود و من آرزو داشتم او را داماد کنم. می‌خواستم خوشبختی فرزندم را ببینم، دلم می‌خواست نوه‌هایم را در آغوش بگیرم. حالا سیاه پوش فرزندم شده‌ام. هیچ‌کس نمی‌داند من در این مدت چه می‌کشم و چه می‌کنم.

این زن می‌گوید: بارها تلاش کردم به گذشت فکر کنم اما هنوز نتوانستم. پسر من بی‌گناه بود . متهم می‌گوید به خواهرش فحش داده است حتی اگر هم پسرم این کار را کرده بود نباید کشته می‌شد. متهم می‌توانست او را به پلیس معرفی کند و یا این‌که او هم فحاشی کند.

وی می‌گوید: چرا شاهدان دیگر این صحنه‌ها را ندیدند و تنها متهم آن را دیده است. چرا به روی پسرم چاقو کشید و او را به قتل رساند. او نقشه قتل فرزندم را داشته است و باید مجازات شود. هر چند می‌دانم با مجازات او فرزند من زنده نمی‌شود اما او باید تنبیه شود.

اگر تنبیه نشود و باز هم از زندان بیرون بیاید، ممکن است این کار را تکرار کند.

علیرضا رحیمی‌نژاد

مجبور به قتل شدم

شهریار می‌گوید از خودش دفاع کرده است و اظهارات نماینده دادستان را قبول ندارد. او می‌گوید در آن شرایط کاری نمی‌توانسته بکند و مجبور به ارتکاب قتل شده است.

چه مدتی است در زندان هستی؟

نزدیک به 2 سال است.

تو متهم هستی که جوانی به نام خسرو را به قتل رسانده‌ای. این اتهام را قبول داری؟

بله قبول دارم. من او را کشتم اما مجبور به این کار شدم.

مگر می‌شود از روی اجبار کسی را کشت؟

او از ماشینش چوبی بزرگ برداشت و به سمت من حمله کرد اگر من او را نمی‌زدم او مرا می‌زد. من باید کاری می‌کردم که بتوانم از خودم دفاع کنم.

چرا با مقتول درگیر شدی؟

او به خواهرم فحش داد و حرفش آنقدر رکیک بود که من مجبور شدم به او اعتراض کنم من باید از خواهرم دفاع می‌کردم.

چرا؟ او با خواهرت چه دشمنی داشت؟

ما با هم دشمنی نداشتیم. او اصلا خواهرم را نمی‌شناخت. ماجرا از این قرار بود که من جلوی در خانه بودم ، برای انجام کاری رفته بودم . قرار نبود کارم طول بکشد و به همین خاطر با لباسی که در خانه داشتم بیرون رفتم. کارم که طولانی شد زنگ در خانه را زدم و از خواهرم خواستم برایم یک پیراهن بیاورد. خواهرم پنجره را باز کرد و لباس را برای من به پایین انداخت. یک دفعه خسرو سر او فریاد زد و فحاشی کرد. خواهرم با او کاری نداشت اما چون آنها نزدیک خانه ما نشسته بودند خسرو فکر کرد که خواهرم خواسته آنها را اذیت کند . متوجه نشد که لباس را برای من انداخته است.

خودت می‌گویی خسرو اشتباه کرده بود چرا برایش توضیح ندادی که اشتباه گرفته تا همه چیز تمام شود؟

خسرو مهلت این کار را نداد و آنقدر به خواهرم فحش داد که من عصبانی شدم و تصمیم گرفتم به او اعتراض کنم. اولش هم فقط قصد داشتم اعتراض کنم و از او بخواهم از خانه ما دور شود اما او دعوا را شروع کرد.

نماینده دادستان می‌گوید که دعوا را تو شروع کردی قبول داری؟

نه دعوا را او شروع کرد. خسرو بود که به خواهر من فحش داد و به حرف‌های من گوش نداد. من هم می‌خواستم او را دور کنم اما به من حمله کرد.

درگیری چطور آغاز شد؟

خسرو به من حمله کرد و بعد به سمت ماشینش رفت و چوبی از آن بیرون آورد و دوباره به من حمله کرد. من هم برای این‌که از خودم دفاع کنم چاقویی از جیبم بیرون آوردم و به او چند ضربه زدم.

خب می‌توانستی چوب را از مقتول بگیری و همه چیز تمام شود؟

نه نمی‌توانستم، او قوی‌تر از من بود ومن مجبور بودم هرطور شده است با او مبارزه کنم.

اگر تو واقعا قصد قتل نداشتی چرا چاقو را به سینه مقتول زدی؟

من نمی‌خواستم او را بکشم، می‌خواستم زخمی‌اش کنم. نمی‌دانستم ضرباتی که می‌زنم کشنده است.

تو می‌دانی که به قصاص محکوم شدی، آیا برای جلب رضایت اولیای دم کاری کرده‌ای؟

قبل از صدور حکم هم خانواده من تلاش زیادی برای جلب رضایت آنها کرده‌اند. من می‌دانم خطای بزرگی کرده‌‌ام. می‌دانم که حق نداشتم کسی را بکشم و نباید دست به چاقو می‌بردم. باید خشم خودم را کنترل می‌کردم و این‌طور حمله‌ور نمی‌شدم اما از آنها خواهش می‌کنم قبول کنند که فرزند آنها هم مقصر بود. این حادثه یک اتفاق بود و ممکن بود که جای قاتل و مقتول عوض شود و به جای من فرزند آنها در جایگاه متهم قرار گیرد. می‌دانم مرگ و زندگی‌ام اول دست خداوند و بعد هم دست آنهاست. از آنها می‌خواهم به جوانی‌ام رحم کنند و من را ببخشند و اجازه دهند دوباره زندگی کنم. من جوان هستم و می‌خواهم فرد مفیدی برای جامعه‌ام باشم. این قتل یک قتل عمدی نبوده است و با طراحی قبلی هم نبوده است. من کاملا اتفاقی دست به این کار زدم و بسیار از کرده خودم پشیمان هستم.

در زندان روزهایت را چه می‌کنی؟

سعی می‌کنم بیشتر کتاب بخوانم. ورزش هم می‌کنم. دوستان زیادی پیدا کرده‌ام البته درد مشترک است که ما را به هم نزدیک کرده. همه ما در نوبت اعدام هستیم و نمی‌دانیم سرنوشت برایمان چطور رقم خواهد خورد. همه ما دعا می‌کنیم تا خداوند ما را از این گرفتاری نجات دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها