در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چاردیواری اما نسبت به پیامک از دیار باقی به مولفههای آثار مقدم نزدیکتر است و به همین دلیل نیز موفقتر از آب درآمده است. تعلیق، شکلگیری موقعیت درام بر مبنای یک رابطه دومینوگونه، فرآیند رهایی از ظلمت به رستگاری و شخصیتپردازیهایی که بخشی از بار درام را بر دوش میگیرند و حتی فراتر از نام و عنوان سریال قرار میگیرند و عناصری از این دست، مجموعه عواملی هستند که شناسنامه آثار سیروس مقدم را تشکیل میدهند. فرقی هم نمیکند کار در ژانر کمدی و طنز باشد یا ماورایی و رئالیستی. مثلا اخلاقگرایی یکی از عناصر همیشگی آثار مقدم است که البته گاهی تا حد شعارزدگی پیش میرود. در چاردیواری نیز بنیاد قصه به لحاظ درام و روایتپردازی بر مبنای یک عمل ضد اخلاقی یعنی دروغ بنا میشود و تاثیرات یک دروغ مصلحتی است که در نهایت تعلیقهای قصه را صورتبندی میکند و در نهایت با روشن شدن این ناراستی، شخصیتهای قصه از وضعیت بغرنج و گرفتاری به رهایی و رستگاری میرسند. در واقع یک صیرورت اخلاقی و دگردیسی رفتاری در لایههای درونی قصههای این کارگردان وجود دارد که با قصهای سرگرمکننده پوشانده شده تا سویه سرگرمکنندگی آن حفظ شود و مخاطب درعین اینکه جذب قصه میشود، با درک توصیهها و ارزشهای اخلاقی، آنها را در خود نهادینه کند. از سوی دیگر سیروس مقدم به پرسوناژهای قصه خود توجه خاصی دارد و در همه سریالهای او شخصیتهایی به چشم میخورد که بشدت در ذهن میماند، مثلا شوکت در سریال نرگس یا همین «تقی تاکسی» در چاردیواری که بستر بازی و نقش متفاوتی را برای بازیگرانش فراهم میکند. سیروس مقدم به واسطه سریالهایی که ساخته بازیگران زیادی را به سینما معرفی کرده یا دستکم بازیگرانی بودهاند که از طریق بازی در کارهای مقدم به شهرت بیشتری رسیدهاند. مقدم در چاردیواری نشان داد که با ژانرهای مختلف سریالسازی آشناست و چاردیواری سریال نسبتا موفقی در طنز موقعیت بود.
زن بابا؛ طنزکلامی
سعید آقاخانی امسال پرکارتر از بقیه بود. او علاوه بر نویسندگی فیلمنامه چاردیواری، کارگردانی زن بابا را نیز به عهده داشت، اگرچه تفاوت میان آنها خیلی محسوس بود. آقاخانی هرچند در چاردیواری خلاقانهتر نشان داد اما در «زن بابا»، پا جای شیوهای در سریالسازی گذاشت که پیش از آن رضا عطاران رفیق و همکار قدیمیاش طی کرده بود. زن بابا دقیقا همان مولفهها و عناصری را شامل میشد که در سریالهای مناسبتی عطاران دیده بودیم. هرچند او به طبقه فقیر جامعه رجوع نکرد و قصه خود را در همان فضای خانوادگی و مناسبات انسانی در طبقه متوسط پی گرفت اما شیوه روایت، موقعیتسازی درام و شخصیتپردازی و مهمتر از همه نوع طنز، به شیوه عطاران پیش رفت. اساسا طنز موجود در زنبابا بسیار شخصیت محور بود و بر شوخیهای کلامی و طنازیهای فردی بازیگرانش تکیه کرده بود ضمن اینکه به ملودرام هم پهلو میزد که این ویژگی در قسمتهای آخر پر رنگتر شده بود. کارگردان سعی کرده بود تا با توجه به مناسبت عید، فضای گرم و مفرحی در قصهاش ایجاد کند اما تکرار پرسوناژهای مشابه و تجربه شده از لطف و میزان کمیک بودن داستان کاست. علی صادقی همانی بود که همیشه میدیدیم و گویا او همچنان قصد دارد خود را تکرار کند. گرچه هنوز رفتارهای بانمک او برای بسیاری از مخاطبان شیرین است، اما رفتارشناسی او در بازیگری برای تماشاگران رو شده و قابل پیشبینی است. این مساله راجع به مهران غفوریان نیز مصداق دارد. گیجبازی، شیطنتهای کودکانه، تکیه کلام و لحن بچگانه و مزه پراکنیهایی که موتیفوار در بازیهای این دو نفر تکرار میشود تا حدود زیادی از جذابیتهای بازی آنها کاسته و این خود به کلیت اثر لطمه میزند، ضمن اینکه داستان نیز تکراری و ملالآور است. اختلاف فرزندان با پدرشان بر سر ارث و میراث به دلیل تجدید فراش کردن پدر و آمدن فرد جدیدی به خانواده به نام زن بابا. هرچند محور داستان بیشتر خود بابا است تا زنش!
نوعی اخلاقگرایی در سریال های چاردیواری و زن بابا در پس قصهای که روایت میشد وجود داشت که به دلیل ظاهر کمیک ماجرا توی ذوق نمیزد و دافعه برانگیز نبود
اگر رضا عطاران با استفاده از احمد پورمخبر او را به سینمای ایران معرفی کرد حالا سعید آقاخانی زمینه حضور سوری خانم مادر فرخ را به عنوان یک پیرزن بداخلاق اما شیرین زبان به سینما معرفی کرد و احتمالا بعد از این باید شاهد حضور این بازیگر در فیلمهای طنز سینمایی باشیم. یک ویژگی مشترک دیگر نیز میتوان میان سریال زن بابا و چاردیواری پیدا کرد و آن هم توجه به مساله دروغ و طمع و حرص بود. به عبارت دیگر نوعی اخلاقگرایی در این دو سریال در پس قصهای که روایت میشد وجود داشت که به دلیل ظاهر کمیک ماجرا توی ذوق نمیزد و دافعه برانگیز نبود.
دارا و ندار؛ طنز شعاری
نمیدانم چه اصراری است که مسعود دهنمکی همیشه به سراغ سوژههای دو قطبی میرود و همواره علاقهمند است
دو سر یک طیف را کنار هم بگذارد تا از طریق بازنمایی تضادها و تعارضها، قصه خود را خلق کند. اگر دقت کرده باشید این ویژگی را در همه آثار او میبینید. دقیقا به همین دلیل او در تعریف قصه خود، سوژه و شخصیتهایی را که معرفی میکند دچار کلیشهگرایی و شعارزدگی میشود. تصویر سیاه و سفید و صفر و یکی او در دارا و ندار کم بود که دیالوگهای مستقیم و شعاری و خواندن شعر و دکلمه هم به آن اضافه شد تا به جای ساخت سریال، یک بیانیه صادر شود. اگرچه در ظاهر او قصد داشته به نزدیکی و همدلی فقیر و غنی دامن بزند اما تصویری که از این دو ارائه میکند غیرواقعی و کاریکاتوری است.
دارا و ندار به نوعی بازتولید نگرش گنج قارونی در جامعه امروز است که فردینبازیهای جدیدی را به همراه دارد. فراتر از این، مسعود دهنمکی به سمت یک نوع تقدس بخشی به سمت فقر پیش میرود و نوعی ترحم و دلسوزی هندیوار و سانتی مانتالی را برجسته میکند.
دارا و ندار سرشار از عناصر تکراری است از موسیقی متنش گرفته که تداوم موسیقی اخراجیهاست تا بازیگرانش که تکرار پرسوناژهای امتحان پس دادهاند. فتحعلی اویسی همان آقای کاووسی است، مرجانه گلچین همان کاراکتر شمسالعماره، سحر ولد بیگی تکرار پاورچین و بهنوش بختیاری نیز همان شمایل جایزه بزرگ مهران مدیری. بازهم مثل اخراجیها، دهنمکی از بازیگران زیادی استفاده میکند تا ویترین تبلیغاتی اثرش جذابتر شود، اما همه این تمهیدات به دلیل عوامزدگی و گل درشتی در ارائه پیام اخلاقی، عقیم مانده و به جذابیت قصه کمکی نمیکند. در واقع کارگردان ساخت یک اثر طنز تصویری را با فکاهی و طنز مطبوعاتی اشتباه گرفته و لطیفهگویی و شوخیهای کلامی را با خلق موقعیتهای طنز آن هم متناسب با مدیوم تلویزیون و مقتضیات تصویر اشتباه گرفته است. ضمن اینکه دارا و ندار قصهای ندارد جز اینکه عدهای دارند و عدهای ندارند و این دومیها خیلی خوب و مظلومند و اولیها خبیث و ظالم. اما خوشبختی در میان فرودستانی است که پر از محبت و صفا هستند، به قولی در این بیت شعر « در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست/ آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست» تمام پیام دارا و ندار خلاصه شده است؛ اینکه از حال فقرا غافل نباشیم. این گزاره اخلاقی بدون هیچ درام و موقعیت داستانی خاصی به زبانهای مختلف تکرار میشود، مثل دعا کردن فتل که از ابتدای قصه آغاز شد و تا پایان ادامه داشت!
سید رضا صائمی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: