در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او سفر میکند
این کمدی درام که به قول کلونی خیلی کمتر کمدی و بیشتر فیلمی رمانتیک است، در ظاهر درباره زندگی رایان بینگهام است؛ مردی که شغلش سفر کردن است. او هر روز به جایی پرواز میکند و زندگی در هواپیما به نوعی زندگی او شده، اما آشنایی با زنی به نام « الکس» با بازی ورا فارمیگا این سوال را برایش به وجود میآورد که آیا زندگی واقعی همین است؟
او تنها یک چمدان با خودش میبرد که آن هم تقریبا خالی است، عین زندگیاش. او که عاشق زندگی کردن به این سبک است و فکر میکند آدمها باید سبک سفر کنند، این سفر را به سفر زندگی هم تعمیم میدهد و تنها آشنا شدن با زنی مثل خودش و تصمیمی جدید که شرکت درباره شغل او میگیرد، تلنگری به روح او وارد میکند.
رمان «والتر کیرن» در سال ???? منتشر شد و جیسون ریتمن از همان زمان شروع به نوشتن فیلمنامهای بر مبنای این رمان کرد، اما بعد روال کار به شکل دیگری پیش رفت و او توانست فیلم اولش «ممنون از سیگارکشیدنتان» را بسازد و پشت سر آن هم «جونو» شکل گرفت و ساخت این فیلم که قرار بود فیلم اول باشد تا سال 2009 به تعویق افتاد.
«در آسمان» در فهرست جوایز اسکار، گلدن گلاب و بفتا نامزد 6 مقوله اصلی بود و هرچند از اسکار چیزی نصیب این فیلم نشد اما از گلدن گلاب و بفتا جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت. اما انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا 4 جایزه به آن داد. بعد نوبت انجمن منتقدان فیلم دالاس رسید که این فیلم را به عنوان فیلم برگزیده سال انتخاب کند و جورج کلونی و جیسون ریتمن را هم به عنوان بهترین بازیگر و کارگردان و سپس روزنامه معتبر لسآنجلس تایمز هم این فیلم را در ردیف دوم فهرست 10 فیلم برتر سال 2009 جا داد.
جیسون ریتمن کانادایی که در خانوادهای سینمایی به دنیا آمده، از 19 سالگی با ساخت فیلم کوتاه «اپراتور» وارد سینما شد و بعد با فیلم کوتاه «خدایا ما راستگوییم» جایزه بهترین اثر کوتاه کمدی را از جشنواره فیلم آسپن گرفت و بعد به سراغ فیلم بلند سینمایی رفت و «ممنون از سیگار کشیدنتان» را ساخت.
ریتمن که همیشه یادآور شده نمیخواهد به شیوه «مایکل مور» با فیلمهایش مردم را وادار به انتخاب یک طرز فکر کند، میگوید من فقط میخواهم یک آیینه در برابر مردم بگذارم تا خودشان را در آن ببینند. این آدمها همه آدمهای واقعی هستند که الزاما آدمهای بدی نیستند و یک جورهایی این سوال را یادآوری میکنند که هریک از ما در زندگی به دنبال چه هستیم؟
گفتگو با کارگردان
جیسون ریتمن مثل خیلی از کارگردانهایی که تاکنون با آنها گفتگو کردهام همان اول مصاحبه یک جمله کلیدی را بر زبان آورد: او گفت خواهش میکنم این یک سوال را از من نپرس که از آن متنفرم: «کارگردانی کردن جورج کلونی چطور بود؟ یا این که چطور شد که تصمیم گرفتم از رمان والتر کیرن اقتباس کنم و... خوب؟» خوب بنابراین در این گفتگو بدون مقدمهچینی سوالهایی مطرح میشود که شاید به هم ربطی نداشته باشند اما ذهن کارگردان جوان را به چالش میکشند.
چطور میتوانی صدای کاراکترهای زن را این طور واضح و ملموس به گوش برسانی؟ این صدای قوی از کجا میآید؟
خب چند دلیل دارد: یک این که من خیلی درباره چیزهایی که برایم جالب هستند مینویسم. دو این که من رابطههای قوی و ماندگار با زنان میانسال داشتم. و سه این که همسرم خیلی برای نوشتن این صدا به من کمک کرد. به نظرم بهترین سکانس فیلم سکانسی است که 2 شخصیت زن با همدیگر صحبت میکنند.
همانجایی که این دو درباره زندگی و این که چه جور مردی را به عنوان همسر ترجیح میدهند؟
بله. من جلوی همسرم نشستم و گفتم اگر قرار بود با خودت یک گفتگوی دونفره بکنی و ببینی چه جور مردی را به عنوان همسر میپسندی چه میگفتی؟
و عین گفتههای همسرت را از زبان دو شخصیت «آنا کندریک» و «ورا فارمیگا» نقل کردی؟
نه. او به من فهرستی داد از آن چیزهایی که میتواند برای یک زن مهم باشد.
مخاطبان معمولا سراغ درام نمیروند. آنها بیشتر دوست دارند راهی برای فرار داشته باشند. موافق نیستی؟
کسانی که دوست دارند فیلمهایی درباره مسائل زندگی آدمها بسازند بیشتر فیلمسازان مستقل هستند که به قواعد ساخت فیلمهای استودیوهای بزرگ کاری ندارند. اما کاری که من میکنم بین این دو است. این که انتظاری که مخاطب دارد را برآورده کنم اما با نشان دادن چیزی که برای بزرگسالان است نه درباره همه آنها.
مردی برای همه فصول
احتمالا کلونی همان اول کار و با خواندن فیلمنامه و شخصیتی که باید ارائه میکرد متوجه دلیل انتخاب خودش شد، چون او باید مردی نیویورکی، موقر، خوشلباس، مودب و خونسرد را تجسم میکرد که در حاضر جوابی رقیبی ندارد و برای قطع ارتباط هم شک به خودش راه نمیدهد. مردی که در دنیای شتابان ارتباطات به سراغ همه شتاب فیزیکی و روحی رفته و براحتی به دیگران اطلاع میدهد که دیگر نباید به داشتن شغلشان دل خوش کنند. کلونی با شهامت تمام به کارگردان گفت میدانم بینندهها این شخصیت را تجسم خود من خواهند دانست، اما این مرا نمیترساند. من هستم!
کلونی ستارهای است که براحتی میتواند 20 میلیون دلار برای ساخت یک فیلم هالیوودی هزینه کند و هنوز یک فیلم تمام نشده میتواند این کار را تکرار کند.
فیلمهایی مثل «شب بخیر و موفق باشی» که او خودش کارگردانی آن را هم انجام داد و «سیریانا» نشان داد که او به دنبال انجام دادن کارهای ساده و بیدردسر نیست.
او درباره کارهایش میگوید تصور میکنم اگر همه چیز را خیلی راحت بگیرم، موتورسیکلت خودم را برانم و در گوشه دنج یک کافه بنشینم و از زندگی خوش در ایتالیا لذت ببرم، این زندگی مورد نظر من نیست. زندگی من باید مرا به جلو ببرد.
جورج کلونی 48 ساله میگوید من از خانوادهای میآیم که با همکاری همدیگر جلو آمدهاند و چنین چیزهایی همیشه دلیل درونی مرا نشکیل دادهاند.
من زندگی خیلی خوبی دارم، اما به این معنی نیست که همهچیز فقط همان طور است که من میخواهم. فکر میکنم میتوانم کارهای جدیتر و مهمتری انجام بدهم. از این که وقت تلف کنم بیزارم و همیشه به چیزی احتیاج دارم که مرا تشویق کند و به جلو هل دهد.
او درباره جدیدترین فیلمش«در آسمان» هم که نمونهای عالی از یک اثر جالب و پروژهای نوآورانه است و کلونی خودش در ساخت آن نقش داشت، میگوید: همان طور که داشتیم روی این فیلم کار میکردیم بتدریج روشن میشد که این کار هر روز کمتر و کمتر به یک کمدی نزدیک میشود و بیش از هر چیز درباره موقعیت واقعی روابط و زندگی است و این که وقت تو ناگهان تمام میشود.
البته او میگوید بعضی وقتها هم به بخش جوان وجودم اجازه میدهم تا با کمی موتورسواری خستگی از تن در کند.
منبع: میرور
مترجم: آرزو پناهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: