در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1ـ انتخاب طرح موضوع یا تم اولیه 2ـ پرداخت و بسط و گسترش داستان. بدیهی است که هر کدام حیطه تخصصی جداگانهای دارد و نیازمند نویسنده مخصوص به خود است.
در برخی از کارها شاهد طرح و موضوعی قوی هستیم که در نظر اول بسیار جالب و پر جنجال جلوه میکند، ولی متاسفانه بعد از تولید و ساخت، چیز قابل توجهی از کار در نمیآید و این اتفاقی است که در اغلب فیلمها و سریالها اتفاق میافتد. معمولا چنین است که تم اصلی داستان در قسمتهای اول و دوم سریال بسیار پر قدرت و کوبنده مطرح میشود، ولی در روند ساخت دچار افت و تزلزل شده و از جذابیت و اقتدارش کاسته میشود. چنین نتیجه گیری میشود که ما از طراحان خلاق و قوی و خوشذوقی برخورداریم، ولی در قسمت پردازش موضوع و گسترش آن دچار ضعف و کمبود نویسندگان متخصص هستیم. خوشبختانه اتفاق خوبی که در سریال چاردیواری رخ داده است تطابق و هماهنگی میان طرح و بسط داستان است که هردو همزمان حرکت رو به رشدی را طی کردهاند. درست به همان میزان که طرح جذابیت دارد، به همان نسبت به تعداد نقشها و حوادث و رویدادها توجه شده است و تقریبا هیچ زمان مرده و هدر رفتهای در سریال دیده نمیشود و این باعث شده ریتم تند و یکدست در تمام طول سریال حفظ شود و این ناشی از زمانبندی دقیق و چیدمان منظم حوادث است.
یک متن خوب و پر مایه حکم پی و ستون یک ساختمان و ساخت و تولید، نقش مصالح ساختمانی را دارد. بعد از نقشهکشی بنا انتخاب مصالح خوب و مناسب کار ارجح است. درک درست نقشها و انتخاب مناسب بازیگر نیمی از راه است و نیمه دیگر توسط خود بازیگر تکمیل میشود. باید در نظر داشت که انتخاب بازیگر تنها یک قسمت از مراحل فیلمسازی است و کارگردانی که از دانش و تجربه این حرفه بهرهمند است، بخوبی از این مساله آگاهی دارد. با نگاهی گذرا به فیلم و سریالهایی که در چند ساله اخیر تولید و پخش شده است، میتوان کارگردانها و فیلمسازان را در نوع نگاه و شیوه کاریشان، نسبت به مقوله انتخاب بازیگر به چند دسته تقسیم کرد؛
فیلمساز دسته اول: تمام بار معنایی، موضوعی و کاری بر دوش بازیگر است. بازیگر داستان را پیش میبرد و تمام مسوولیت نوع بازیها و گفتن دیالوگها به عهده خودش است. گاهی دیده میشود بازیگر نوع نقش و نحوه بازی را از قبل انتخاب کرده و تنها به دلیل پیش ذهنیتی که کارگردان از بازیهای قبلی وی داشته، او را انتخاب کرده است. به عبارتی بازیگر به این فیلم دعوت شده تا فیلم را به دوش بکشد.
فیلمساز دسته دوم: تکیه و تعصب روی نقش و شخصیت درون متن است نه بازیگر. تمام هم و غم کارگردان بر این است که اصالت نقش حفظ شود و خدشهای به آن وارد نشود و بازیگر در جهت پیشبرد مفهوم داستان انتخاب میشود نه سلیقه اشخاص. اگر در میان بازیگران دسته اول و مشهور، شخصی متناسب متن پیدا شد که هیچ، اگرنه کارگردان دست به خلاقیت میزند و به دنبال یافتن شخص مناسب در میان بازیگران رده پایینتر یا حتی نابازیگر میگردد و بسیار دیده شده است که همین شخص با اولین بازی خود موفق به کسب چندین جایزه در داخل و خارج از کشور شده است. پس این به دانش و ذوق کارگردان برمی گردد که گاه سوپراستاری را به نیستی کشانده و گاه از نابازیگری سوپراستار میسازد. در یک تعریف عام و کلی، یک فیلم باید مجالی برای ترقی و بروز استعدادهای نهانی یک بازیگر باشد و زمینه رشد او را فراهم آورد. خوشبختانه در روند ساخت چاردیواری از شیوه دوم استفاده شده است و ما شاهد موفقیت سیروس مقدم در این زمینه هستیم. انتخاب آتیلا پسیانی در نقش طنز راننده تاکسی که به لهجه شیرین آذری صحبت میکرد، کشف جدید استعدادی از دیگر استعدادهای پسیانی است که توسط مقدم صورت گرفته است. بازی پسیانی هم چنین نشان میدهد که تمام ظرایف نقش برایش حل شده و تکلیفش با آن کاملا روشن است. آتیلا پسیانی آنقدر به جدیت تقی تاکسی باور دارد که در هر زمان و مکانی میتواند از شخصیت نقش انتخابی خود دفاع کند و جای هیچ حرفی برای بیننده باقی نمیگذارد.
امیر جعفری مانند گذشته دلنشین و دوست داشتنی بود. بازیگر نقش نادر، نادر بسیار مودبی بود که علیرغم تمام مشکلات و کشمکشها، کلام زشت و ناسزا به زبان نمیآورد و تنها با ایجاد موقعیت طنز فضای خنده را خلق میکرد. جعفری بازیگر توانمندی است که در تند صحبت کردن و ادای درست کلمات و گفتن جملات پشت سرهم بدون فاصله، تبحر ویژهای دارد. او امتحان خود را در فیلم «پستچی سه بار در نمیزند» ناصر حسنفتحی و «بیپولی» حمید نعمتالله بخوبی پس داده است. تنها تفاوتی که نادر با دیگر نقشهای گذشتهاش داشت، این بود که در این سریال به موجود قابل ترحمی تبدیل شده بود که نمونه اش در اجتماع کم نیست.
خیری (سعید آقاخانی) یار شفیق و دلسوز نادر بود که دل رئوفی داشت و نیتش در همه حال خیر بود. آقاخانی همیشه مهربان و ظاهرا سادهلوح، هنرمند توانایی است که در زمینه نویسندگی و بازیگری و کارگردانی همه جوره لیاقت خود را نشان داده و با نوشتن متن چاردیواری به همراه محسن تنابنده آن را به اثبات رسانده است. بخش بسیار زیبا و خلاقانه چاردیواری، موسیقی آن است. آریا عظیمینژاد از آهنگسازان هنرمند، خلاق، با سواد و با تجربهای است که تمام کارهای قبلیاش با استقبال روبهرو شده است. ساخت موسیقی سریالهای آخرین گناه و او یک فرشته بود و همچنین فیلمهای سینمایی میم مثل مادر، فرزند خاک و بیداری رویاها از شاخصترین آثار او به شمار میروند. اما بدعت و نوآوری خلاقانه استفاده از موسیقی بومی و عشایری، کاری است شایان تقدیر و تحسین که بر ارزشهای هنری قبلی وی افزوده است. عظیمینژاد جنس موسیقی اصیل ایرانی، هارمونی و ریتم را بخوبی میشناسد و آن را با تمام لحظههای دراماتیک و موقعیتهای طنز خوب هماهنگ کرده است. در شرایطی که موسیقی فولکلور ایران در آستانه فراموشی است، به نظر میرسد انتخاب بجا و قابل توجه موسیقی فولکلور با استفاده از سازهای اصیل و بومی ایرانی برای یک سریال، آن هم با خیل عظیم بیننده، حرکتی قابل ستایش است بخصوص اینکه موسیقی یک سریال در جذب مخاطب برای آن اثر بسیار موثر است.
سعیده نیک اختر / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: