در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نگاه را میتوان از اولین ساختهاش « آدم» تا آخرینش ـ فیلم «هیچ»ـ که این روزها در سینماهای ایران به نمایش گذاشته، مشاهده کرد.
جایی که در فیلم، تماشاگران در مقابل برخی صحنههای مشابه، واکنشهای متفاوتی نشان میدهند؛ برخی میخندند و برخی گریه میکنند!
این تضاد به صورت تعمدی و با زیرکی در سراسر فیلم هم جاری است.
اینکه تماشاگر گاهی نمیداند به این وضعیت مضحک به وجود آمده در فیلم بخندد یا گریه کند.
هیچ، شاید فیلمی کمدی باشد اما کمدی فقر و نکبت است. هیچ، روایت سرنوشت مردی است به نام نادر سیاه دره (با بازی مهدی هاشمی) که به بیماری پرخوری مبتلاست، اما ماجرا از آنجا آغاز میشود که او با ازدواج با زنی به نام سیما وارد خانواده پرجمعیتی میشود که همگی آنها سرنوشت خود را وابسته به او میبینند؛ سرنوشتی که چندان پایان خوشی را هم برای این خانواده به همراه ندارد.
این که فیلم هیچ را باید در ژانر کمدی قرار داد یا نه، اصلا موضوع بحث نیست که برچسب هر نوع ژانری به فیلم هیچ به نوعی محدود کردن نقدها، نوشتهها و نظراتی است که درباره آن میتوان گفت و نوشت. اما آیا باید از فیلم هیچ انتظار پیام مشخص و ثابتی داشت؟
آیا باید برای شخصیتهای متعدد فیلم و اتفاقات پیرامونش نمونههای واقعی پیدا کرد؟
آیا باید پذیرفت که بدن بیمار نادر سیاه دره توانایی ساخت کلیه دارد؟ یا باید این اتفاق را جزئی از واقعیت داستانی فیلم دانست؟ کاهانی تمام اتفاقات ناممکن فیلم را با هوشمندی در جایگاه پزشک معالج نادر سیاهدره پاسخ میدهد که: هیچ چیزی غیرممکن نیست. به هر حال در این روزهای بهاری، فیلم هیچ میتواند یکی از گزینههای پیشنهادی برای رفتن به سینما و فیلم دیدن باشد.
میثم اسماعیلی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: