با استقبال مخاطبان تولید سریالهای پلیسی آغاز شد و در کنار آن، تلویزیون خرید سریالهای پلیسی خارجی را هم آغاز کرد. در همین سالها بود که محسن شاهمحمدی، سریال کلانتر را برای پخش از شبکه یک سیما مقابل دوربین برد.
این سریال با بازی رضا کیانیان و داریوش فرهنگ، مخاطبان زیادی را با خود همراه کرد و تبدیل به یکی از سریالهای ماندگار شد. این موفقیت در شرایطی اتفاق افتاد که تلویزیون سریالهای خارجی مانند درک، کارآگاه رکس و... را پخش میکرد؛ سریالهایی که مخاطبان پرو پا قرصی داشتند.
کلانتر یک باعث شد که مردم به سریالهای پلیسی وطنی هم اطمینان کنند و به آنها علاقهمند شوند. همین موفقیت انگیزهای شد تا شاهمحمدی ساخت سری دوم کلانتر را هم مقابل دوربین ببرد. اما در سری دوم دیگر از کیانیان و فرهنگ خبری نبود و قصههای پرکشش آن تبدیل به قصههای شهری و بیشتر خانوادگی شده بود. کلانتر 2 زمانی روی آنتن رفت که تلویزیون از سریالهای پلیسی خارجی اشباع شده بود و این سریالها در گونههای متفاوت با داستانهای مختلف از کشورهای دیگر به نمایش گذاشته میشدند.
سازنده کلانتر 2 برای رقابت با این سریالها باید تلاش مضاعف میکرد اما واقعیت این است که شاهمحمدی با کلانتر2 نتوانست مخاطبان قدیمی خود را حفظ کند. این شکست نسبی را شاید بتوان دلیلی بر غیبت چند ساله شاهمحمدی و سری سوم کلانتر در تلویزیون دانست تا اینکه اواخر سال گذشته خبر رسید که کلانتر 3 در حال ساخت است.
شاهمحمدی در شرایطی ساخت سری جدید سریال پلیسی خود را آغاز کرد که مردم و مخاطبان تلویزیون به مدد سریالهای تلویزیونی، سریالهایی که به شکل دیویدی در اختیار مردم قرار میگیرد و سریالهایی که از ماهواره پخش میشود با انواع سریالهای پلیسی آشنا شدهاند و همین آثار است که سطح توقع مردم را بالا برده است. شاهمحمدی حتما به این مسائل آگاه بوده و میدانسته حتی کسانی که کلانتر یک و 2 را ندیدهاند اکنون از کلانتر 3 توقع یک کار کاملا شسته و رفته را دارند.سریالی که با آثار خارجی رقابت کند و اگر بهتر از آنها نباشد حداقل در حد و اندازه آنها باشد.
وقتی پخش سریال کلانتر 3 شروع شد، آنهایی که از سریهای قبلی این سریال خاطرات خوبی داشتند به تماشای آن نشستند اما واقعیت این است که کلانتر 3 اصلا نتوانست توقع مخاطبان را برآورده کند. اولین اشکال این سریال به فیلمنامه آن برمیگردد که اصلا اوج و فرود خاصی نداشت و سوژه آن بشدت نخ نما و کلیشهای بود. ضعف بعدی به بازیگرانی برمیگشت که نمیتوانستند مخاطب را جذب کنند و همذات پنداری او را با قصه برانگیزانند.
شاهمحمدی در کلانتر از ترکیب بازیگران تقریبا مشهور در کنار بازیگران ناشناخته یا همان نابازیگران استفاده کرده است. نابازیگرانی که نتوانستهاند قصه را به اصطلاح در بیاورند. مثلا در اپیزود نسترن بازیگر ناشناسی در کنار ناصر تهماسب، نقش نسترن را بازی میکرد. تهماسب از دوبلورهای پیشکسوت است که مردم سالهاست او را با صدایش میشناسند. او با بازی در سریال مرگ تدریجی یک رویا بین عموم مردم به شهرت رسید. اما قصه اپیزود نسترن و بازیگری که نقش نسترن را بازی میکرد آنقدر ضعیف بود که بازی تهماسب را هم تحتالشعاع قرار داده بود.
شاهمحمدی در گفتگوهای مختلف عنوان کرده است که نمیخواسته در کلانتر 3، پلیس اکشن را نشان بدهد. بلکه میخواسته داستانهایی را به تصویر بکشد که از زندگی واقعی مردم گرفته شدهاند. اما همه ما میدانیم که درام اگر ریشه در واقعیت داشته باشد با چاشنی تخیل شکل داستانی جذاب را به خود میگیرد. این داستان را دیالوگهای فیلمنامه، دکوپاژ کارگردان، نورپردازی تصویربردار، خلاقیتهای بازیگر، برشهای مونتور و... جذاب میکنند اما کلانتر 3 تقریبا فاقد همه این جذابیتهاست. شاید به همین دلیل است که کلانتر 3 نتوانسته مانند کلانتر یک وارد صحنه تلویزیون شود و موفقیت آن را تکرار کند.
شاید اینجا بد نباشد که به این نکته هم اشاره کنیم که دلیلی ندارد، سریهای مختلف از یک سریال ساخته شود. چرا نباید یک سریال مثل خاطره در ذهن مردم بماند. یادمان هست پس از اینکه فخیمزاده سریال خواب و بیدار را ساخت که با استقبال زیادی هم روبهرو شد شایعه شد که سری دوم خواب و بیدار نیز ساخته خواهد شد اما فخیمزاده هوشمندی به خرج داد و این ریسک را نکرد. او چون به ژانر پلیسی علاقهمند بود، ساخت سریال در اینگونه را ادامه داد اما با داستانها و ساختارهای متفاوت دیگری، زیرا میدانست سریهای بعدی خواب و بیدار، خاطره این سریال خوب را از ذهن مخاطبان پاک خواهد کرد.
شاید اگر شاهمحمدی هم همین روش را برای ادامه کار انتخاب میکرد، مسلما تاکنون چند سریال خوب پلیسی ساخته بود.
طاهره آشیانی
گروه رادیو وتلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم