رباتها، نابودگران آینده زمین
سال 1388 شمسی و 2009 میلادی را میتوان به عنوان نمود بارزی از تحول سینمای جهان در زمینه فیلمهای علمی تخیلی به شمار آورد. این تحول دیدنی در سال 2009 با جدیدترین قسمت سری نابودگر یا همان ترمیناتور شناختهشده برای بسیاری از مردم آغاز شد. مبنای اصلی این فیلم یک نگرانی بزرگ است: امکان تسلط ماشینهای دستساز بشر بر خود بشر. این همان نگرانیای است که کارگردان فیلم از آن به عنوان یک نگرانی بزرگ و جهانی یاد میکند. در تازهترین فیلم سری نابودگر ضریب هوشی سیستمهای رباتیکی به طرز قابل توجهی ارتقا داده شده است. برخی از آنها به حسگرهایی مجهز هستند که با مواجهه با موانع پیش روی در کسری از ثانیه تصمیمگیری میکنند. این آغاز یک نگرانی مزمن است. پرسشی که به دنبال این نگرانی پیش میآید این است که این روباتها به چه مرحلهای از هوشمندی خواهند رسید؟ آیا این امکان وجود دارد که خالقان خود را نیز به عنوان دشمن بالقوه در نظر گرفته و اقداماتی علیه «ما» انجام دهند؟
این فیلم مجموعهای از باورها را در خود نهفته دارد که در حال حاضر چیزی بیشتر از یک نطفه کوچک نیستند اما نمیتوان از کنار آنها با بیتفاوتی عبور کرد. فناوری رباتیک یکی از پویاترین عرصههای علمی جهان است که روزبهروز با نوآوریهای تازهای همراه میشود. در این پویایی باید انتظار هر ابتکار عمل و نوآوریای را داشت. حتی نگاهی به فرآیند تولید فیلمهای علمی تخیلی رباتیکی در 2 دهه گذشته نیز بخوبی این مرحله گذار را نشان میدهد. سری فیلمهای پلیس آهنی آغاز جریانی هیجانانگیز است که در آن زندگی ماشینی با عواطف انسانی در هم گره میخورد. اما در زمانی که این فیلمها ساخته میشد توسعه فناوریهای الکترونیکی و رباتیکی همچون امروز چشمگیر نبوده است و کارگردانان عمدتا از پوششهای ظاهری برای نمایش دخالت فناوری در فیلمهای خود استفاده میکردند، با این حال در تازهترینترین فیلمهای علمی تخیلی نظیر تازهترین فیلم سری نابودگر تجهیزات فناورانهای به نمایش گذاشته شده است که بدون استفاده از محققان کارکشته خلق آنها امکانپذیر نبوده است.
نبض تپنده مباحث جنجالبرانگیز ماشینآلات رباتیکی و بخصوص رباتهای انساننما در یک پرسش بزرگ و کوتاه میتپد: آیا رباتهای آینده باید از توان تصمیمگیری برخوردار باشند یا خیر؟ بسیاری از کارشناسان علوم رباتیکی و بخصوص برخی از محققان آژانس پروژههای پیشرفته دفاعی آمریکا موسوم به دارپا بر این باور هستند که پیش از انجام هرگونه تلاشی برای طراحی الگوریتمهای مورد نیاز این ماشینآلات باید پاسخی روشن برای این پرسش ارائه کرد؟
در این فیلم روباتهای مهاجم از توان درونی بالایی برخوردارند. آنها قدرتمند هستند و با تکیه توانایی چشمگیری که در تصمیمگیری و شناخت اهداف دارند فضای رعبانگیزی را بر منطقه حاکم کردهاند. بار دیگر یک نگرانی و باز هم یک پرسش دیگر: آیا ترس از رباتها به مرحلهای خواهد رسید که بشر مجبور باشد خود را از دیدگان هوشمند و نافذ ماشینآلات رباتیکی مخفی سازد؟! قرار است در ماههای آتی رشته تحقیقاتی در این زمینه در دانشگاه MIT انجام شود. این دانشگاه دارای مجهزترین آزمایشگاههای رباتیکی در سراسر دنیاست که محققان شناختهشدهای را در خود جای داده است. نکته جالب توجه این است که مبنای آغاز این تحقیقات نگرانیهایی است که سر آنها به جلوههای ویژهای باز میگردد که در فیلمهایی نظیر تازهترین فیلم سری نابودگر مربوط میشود.
بشریت در آستانه نابودی
در فیلم آواتار به نوعی تهاجم به سرزمینی ناشناخته با استفاده از تازهترین دستاوردهای علمی به نمایش گذاشته شده است اما در فیلم استثنایی 2012 همین ابتکار عمل فناورانه این بار در جهتی متفاوت دیده میشود. داستان فیلم مربوط به یک فاجعه بزرگ است و روی موضوع مرگ زمین و یک تیم از بازماندگان این فاجعه تمرکز کرده است. کیوزاک در این فیلم نقش یک محقق ظاهر میشود که پس از وقوع یک فاجعه در زمین و در حالی که بشریت در آستانه نابودی است دست به کارهای بزرگی میزند. جدای از موضوع هیجانانگیز و ساختار محکم داستان، این فیلم نماد بارزی از قدرتنمایی فناوری در به تصویر کشیدن تخیلات به شمار میآید. به عنوان مثال استودیوهای فیلمسازی هالیوود در ساخت بیش از 500 افکت باشکوه فیلم 2012 از کارت گرافیکهای حرفهای
NVIDIA Quadro استفاده کردند. فیلم جدید رولند امریش که با جزئیات خارقالعادهای که از دگرگونی و تخریب زمین در آخر زمان 2012 نشان میدهد. استودیو فیلمسازی Scanline VFX وظیفه ایجاد جلوههای آب و آتش را بر عهده داشت که به عنوان مثال در صحنهای که ناو جنگی در میان امواج گرفتار و سپس واژگون شده و کاخ سفید را در هم میشکند یا امواجی که آنقدر بلند میشوند که قله هیمالیا را هم میپوشانند با استفاده از فناوری انحصاری تولید امواج این شرکت و با استفاده از کارتهای Quadro تهیه شده است. Scanline VFX بالغ بر 100 شات را برای 2012 آماده کرده و برای این کار و شبیهسازی این امواج مهیب و غول پیکر2/1 پتابایت (هر پتابایت یک میلیون گیگابایت است) اطلاعات شبیهسازی، گردآوری و استفاده کردهاند که پردازش این حجم عظیم اطلاعات خود توان محاسباتی فوقالعادهای میطلبد.
2012 در کنار آواتار و تازهترین فیلم از سری نابودگر پدیدآورنده عصر طلایی برای سینمای علمی تخیلی در سال 2009 بودند و به طوری که بسیاری از منتقدان سینمایی جهان معتقدند سال 2009 به عنوان دورانی باشکوه برای این دسته از فیلمها به ثبت خواهد رسید.
حیات فرازمینیها در محاصره انسان
در فیلمهای علمی تخیلی ترس و دلهره همواره وجود دارد اما در اثر تاریخیای همچون آواتار هیجان زایدالوصفی نیز بر آن افزوده شده است. فیلم در زمان آینده اتفاق میافتد و درباره یک نظامی معلول است که به سیارهای به نام پاندورا میرود تا در آنجا ماموریتهای عجیب و غیرعادی را انجام دهد. این فیلم مملو از پرسش، معما و هیجان از نوع فناورانه است. طرح اولیه فیلم از سال ???? میلادی یعنی حدود ?? سال پیش توسط جیمز کامرون ریخته شد. او میگوید: در آن موقع به این نتیجه رسیده بودم که میتوان روی داستانی کار کرد که برخورد حیات انسانی و سایر سیارات را با قدرت هرچه تمام به نمایش بکشد. وقتی که وی برای نخستین بار درباره طرح مورد نظرش با تیم فنی صحبت کرد به وی گفته شد که امکان ساخت چنین فیلمی با فناوری فعلی وجود ندارد. از این رو وی مجبور شد تا بعد از ساخت فیلم تایتانیک صبر کند. فیلم جدید وی به دوربینهای پیشرفته HD نیاز داشت که امکان تصویربرداری به صورت دوبعدی و سهبعدی را داشته باشند و افراد هنگام تماشای یک فیلم طولانی 3 ساعته دچار سردرد نشوند. در حقیقت این بخش از کار مهمترین قسمت مأموریت تازه جیمز کامرون را تشکیل میداد. اما او چگونه میتوانست پروژه تصویربرداری فیلم را آنطور که خود میخواهد به پیش ببرد؟ پاسخ این پرسش بسیار ساده بود: تماس با غولهای فناوری دوربینهای فیلمبرداری. جیمز کامرون به سراغ شرکت سونی رفت و پس از گفتگویهای طولانی که با مقامات ارشد این شرکت داشت در نهایت توانست نظر آنها را برای تولید چنین دوربینی آن هم با وزن کم و قابلیتهای بالا جلب کند. البته این شرکت پیش از این نیز چنین دوربینی ساخته بود اما وزن آن به بیش از 200 کیلوگرم میرسید و این یعنی که فیلمبردار تحت هیچ شرایطی نمیتواند مانورهای لازم را در حین ساخت فیلم انجام دهد. جیمز کامرون با سونی به توافق رسید تا دوربینهایی مخصوص این فیلم ساخته شود. سونی این کار را با تکهتکه کردن دوربین به قطعات مختلف و جدا کردن پردازشگرهای بزرگ آن انجام داد و این گونه وزن آنها را به ?? کیلوگرم کاهش داد تا افسانه آواتار به واقعیت تبدیل شود.
محققان و حتی منتقدان سینمایی فیلم آواتار را به اختراعی جدید در صنعت فیلمسازی جهان تشبیه کردهاند؛ اختراعی که بالغ بر نیممیلیارد دلار هزینه در بر داشته است! این فیلم حتی از بعد توجه به محیط زیست نیز تحسینبرانگیز بوده است. مشاور مدیر هنری فیلم برای کمک در ساخت بخشهایی از آن از مهندسان شنهای قیری در معادن روباز نفت کانادا کمک گرفته است. اما چرا این فیلم از حیث حامیان محیط زیست تحسینبرانگیز بوده است؟ این دسته از منتقدان سینمایی و حامیان محیط زیست معتقدند تخریب سیاره ناشناخته پاندورا تمثیلی از رویدادی است که در صنعت نفتی آلبرتای کانادا رخ داده است. این صنعت نفتی در 2 دهه گذشته آسیبهای زیادی به حیات جانوری و گیاهی کانادا وارد کرده است و حتی دامنه تبعات آن به اراضی کشاورزی مناطق اطراف نیز رسیده است. با این حال تاد چرنیاوسکی مشاور مدیر هنری این فیلم معتقد است فیلم کارگردان کانادایی (جیمز کامرون) بیشتر به گزارشی تشریحی از ارتش آمریکا شباهت دارد و تنها برای کمک به ساخت فیلم از مهندسان معادن شنهای قیری کانادا کمک گرفته است. او ادامه میدهد: در پسزمینه تصاویر سیاره خیالی پاندورا میتوان پالایشگاههای کاملی را مشاهده کرد که برای خلق آنها باید میدانستیم پالایشگاهها باید چه شکلی باشند و کانیهای موجود در این معادن باید چه شکل و ویژگیهایی داشته باشند و به همین دلیل از مهندسان شنهای قیری برای مصور ساختن این عناصر فیلم کمک گرفتیم.
یکی از نکات بارز این فیلم کار روی فناوریهایی بوده است که تاکنون وجود خارجی چندانی نداشتهاند. تاد چرنیاوسکی در این باره نیز میگوید: ما روی فناوریهایی کار کردیم که هیچیک از آنها در حال حاضر وجود ندارند و فرآیندهای کلی و تکنیکهای استفاده شده برای ابداع این فناوریها و تولید فیلم در نوع خود اولین به شمار رفته و هرگز در تولید هیچ فیلم دیگری مورد استفاده قرار نگرفته است.
بسیاری از محققان فناوریهای نوین و بویژه حوزه مجازی معتقدند ابعاد تحولی که کامرون با این فیلم در صنعت فیلمسازی دنیا ایجاد کرده گستردهتر از آن چیزی است که به ظاهر دیده میشود و ارتباطات مجازی و دنیای سایبر را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. برای ساخت این فیلم سیستم فیلمبرداری جدیدی ارائه شد که تصاویر زنده را از بازیگران گرفته و بلافاصله آنها را در صحنههای رایانهای خلق شده از سیاره تخیلی پاندورا وارد میکرد.
پیشرفت خیرهکننده فناوریهای نوین موجب شده است تا علاقهمندان این فیلم حتی امکان استشمام لحظات مختلف آن را نیز داشته باشند. این امکان فوقالعاده در سینمای فوق مدرن 4 بعدی در کره جنوبی فراهم شده است. تنها چند هفته پس از نخستین اکران، نسخه ? بعدی فیلم آواتار نیز در یک سینمای دیجیتال منحصربهفرد کره جنوبی به نمایش درآمد. کارشناسان معتقدند با این رویداد بزرگ باید بتدریج دنیای ? بعدی را در عرصه سینما به عنوان یک فرآیند ساده در نظر گرفت. در نمایش این فیلم بیش از ?? نوع جلوههای ویژه مانند بوهای مواد منفجره، چراغهای لیزری و فنهای پرقدرت بادزن و نظایر آنها به این فیلم ? بعدی ??? دقیقهای اضافه شد. این فناوری که
Plex 4DCGV نام دارد به طور انحصاری توسط شرکت CJ-CGV عرضه شده است. یکی از مدیران ارشد این شرکت گفته است: هیچ نمایش ? بعدی در جهان مانند آنچه که درخصوص آواتار روی داده است وجود ندارد و این فناوری برای اولین بار در جهان است که ارائه میشود و به طور کامل به تماشاگران خود تجربه استفاده از ? حس انسانی را میدهد. در حقیقت تماشاگرانی که در سالن این سینما حاضر میشوند میتوانند با تمام وجود هیجان نهفته در این فیلم را احساس کنند. البته برخی منتقدان علمی اطلاق عنوان چهار بعدی را کاری درست نمیدانند و معتقدند اضافه شدن امکاناتی نظیر احساس کردن بوی لحظات و صحنههای مختلف فیلم عبور از مرز سه بعدی و ورود به بعد چهارم به حساب نمیآید!با این حال شاید تنها رسانهای که از این ابداع کامرون در آینده استفاده میکند دنیای فیلم نباشد. در حقیقت فناوریای که او و همکارانش در جلوههای ویژه برای این فیلم رکوردشکن ابداع کردهاند شاید بتواند آینده دنیاهای مجازی سه بعدی را هم تغییر دهد.
مهدی کیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم