در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«...[ما قزاقها] فقط به تهران آمدیم که معنی حقیقی سرپرستی مملکت و مرکزیت حکومت بدان اطلاق گردد.
حکومتی که در فکر ایران باشد. حکومتی که فقط تماشاچی بدبختیها و فلاکت ملت خود واقع نگردد.
حکومتی که تجلیل و تعظیم قشون را از اولین [شروط] سعادت مملکت به شمار آورد، نیرو و راحتی قشون را یگانه راه نجات مملکت بداند.
حکومتی که بیتالمال مسلمین را وسیله شهوترانی مفتخوران تنبل و تنپروران بیحمیت قرار ندهد. حکومتی که سواد اعظم مسلمین را مرکز شقاوتها، کانون مظالم و قساوت نسازد. حکومتی که در اقطار سرزمین آن هزاران اولاد مملکت از گرسنگی و بدبختی حیات را بدرود نگویند. حکومتی که ناموس و عصمت گیلانی، تبریزی، کرمانی را با خواهر خود فرق نگذارد. حکومتی که برای زینت و تجمل معدودی، بدبختی مملکت را تجویز ننماید.
حکومتی که بازیچه دست سیاسیون خارجی نباشد. حکومتی که برای چند صد هزار تومان قرض، هر روز آبرو ایران را نریزد و مملکت خود را زیر بار فروتنی نبرد. ما سرباز هستیم و فداکار. حاضر شدهایم به ازای انجام این آمال خون خود را نثار نماییم و غیر از قوت و عظمت قشون، برای حفظ شهریار و وطن مقدس آرزویی نداریم.
هر لحظه چنان حکومتی تشکیل شود و موجبات شرافت وطن، آزادی، آسایش و ترقی ملت را عملا نمودار سازد و با ملت نه مثل گوسفند زبان بسته رفتار نماید! بلکه به معنی واقعی ملت بنگرد، آن لحظه است که ما خواهیم توانست به آتیه امیدوار بوده و آنچنان که نشان دادیم، وظیفه مدافع وطن را ایفا نماییم... .»
عملکرد بعدی رضاخان نشان داد که حرفهای او در این بیانیه در حد شعار باقی ماند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: