در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این پرسش را در گفتگو با عوامل 2 سریال «یک لحظه دیرتر» و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» مطرح کردیم و نظرات آنها را دراین ارتباط جویا شدیم.
نکته گفتنی این که بیشتر اینها، از ذکر پسوند معناگرا درباره کارهایشان پرهیز میکردند و بیشتر تمایل داشتند از سریالهایشان با عناوینی چون سریالهای اجتماعی یا دینی یاد شود.
تاثیرات ماورایی بر زندگی روزمره
امیرعباس کنی، تهیهکننده سریال یک لحظه دیرتر با بیان این که دامنه معارف دینی ما وسیع است، میگوید: همه نیکیها و خوبیها مورد پسند دین اسلام است، بنابراین میتوان مصادیق این نیکیها را در آیات و روایات پیدا کرد.
وی ادامه میدهد: من تله فیلمی به نام «چیزی شبیه معجزه» را تولید کردم که برگرفته از 3 حدیث از حضرت رسول (ص ) درباره تولد و زندگی و مرگ بود. این حدیث قابلیت کار نمایشی داشت؛ اما الزامی نیست که برای تمام سریالهای مذهبی و معناگرا این گونه عمل کنیم.
کنی با بیان این که سریال یک لحظه دیرتر بدون حضور مشاور مذهبی ساخته شده ، میگوید: در این سریال در انتخاب مضامین خیلی حساسیت داشتیم و سعی کردیم کارهایی بسازیم که شعار ندهند، تکراری نباشند و از آفتهای معمول سریالهای مذهبی دور باشند. ضمن این که در تمامی اپیزودها دنبال وحدت مضمونی بودیم؛ یعنی تاکید بر یک لحظه خاص در زندگی روزمره و این که بیتوجهی به سادهترین اتفاقات میتواند منجر به وقوع بزرگترین فجایع شود. این تهیهکننده ادامه میدهد: ما سعی کردیم به سراغ موضوعات روز برویم. آدمهای کوچه و بازار را نشان دادیم تا بیننده بتواند با آن شخصیتها همذاتپنداری کند. یعنی برخی بیماریهای رفتاری را نشان دادیم که برخلاف بیماریهای جسمی در نگاه اول دیده نمیشوند، مثل حسادت افراطی یا خودخواهی افراطی که بیماریهای روانی محسوب میشوند.
وی با انتقاد از برخی سریالهای مذهبی گفت: در برخی سریالها میبینیم که فردی از حسینیه امام حسین (ع) یک تسبیح میدزدد و به دنبال این اقدام فرزندش میمیرد. این سریالها مردم را در برابر ارزشهای دینی قرار میدهند. چون امام حسین (ع ) خیلی بزرگوارتر از این است که بخواهد پناه بر خدا با کسی چنین برخوردی بکند.
کنی ادامه میدهد: مجازات آدم خلافکار در سریال مذهبی باید منطق نمایشی داشته باشد. به عنوان مثال در سریال یک لحظه دیرتر فردی به پرندهای اجحاف کرده بود. دست طبیعت پرنده دیگری را بر سر راهش میگذاشت و او را با خطر گاز گرفتگی مواجه میکرد. این داستان چرخه طبیعت را نشان میدهد. وی با تاکید بر این که نباید میان ورا و ماورا تفاوت قائل شد، میگوید: در سریال دینی باید تاثیرات ماورایی را بر زندگی روزمره آدمها به تصویر بکشیم و نشان بدهیم که این دو دنیا جدا و دور از هم نیستند.
بیان مسائل اعتقادی به صورت شعاری نتیجه عکس میدهد
رضا بهشتی، کارگردان 2 اپیزود سریال یک لحظه دیرتر میگوید: اگر مسائل اخلاقی و اعتقادی سریالهای مذهبی به صورت شعاری و کلیشهای بیان شود، مخاطب را پس میزند و نتیجه عکس میدهد.
وی ادامه میدهد: من سریالها را به 2 گروه مذهبی یا غیرمذهبی تقسیم نمیکنم. اگر درام یا داستان اجتماعی، خوب پرداخت شود در لایههای زیرینش مفاهیم مذهبی خود به خود نمایان میشود. او درباره جنس مخاطبان اپیزودهای سریال یک لحظه دیرتر توضیح میدهد: بخشی از فیلمنامههای این سریال نگاه ماورایی دارند تا مذهبی و اخلاقی. در نتیجه این موضوع بستگی به سلیقه مخاطب دارد که کار ماورایی را بپسندد یا خیر. یعنی میزان استقبال به عام بودن یا خاص بودن مخاطب مربوط نمیشود.
این کارگردان درباره 2 اپیزودی که خودش کارگردانی کرده است، میگوید: من فیلمنامههایی را جلوی دوربین بردم که واقعگرا بودند و لحن ماورایی نداشتند. بهشتی ادامه میدهد: برخیها این کار را با سریال ترکیهای کلید اسرار مشابه دانستهاند. اما من سعی کردم این اتفاق نیفتد، چون کلید اسرار از نظر ساختاری نمونه سطحی و ضعیفی است.
نمایش تاثیرات حاشیهای گناه
فدیا نوراللهیان، نویسنده 6 اپیزود فیلمنامه یک لحظه دیرتر میگوید: در سریالهای معناگرا باید به دنبال تاثیرات حاشیهای گناه برویم و نتیجه مخرب یک عمل خلاف را ببینیم. در این شرایط است که میتوانیم مضامین اخلاقی را بخوبی پرداخت کنیم. این فیلمنامهنویس ادامه میدهد: نباید در یک سریال دینی شعار بدهیم که دروغ بد است. ما میتوانیم نتیجه بد یک دروغ را ببینیم بدون این که حتی اسمی از این گناه یا خلاف یا غفلت آورده باشیم. خیلی از گناهها مجازات قانونی ندارند، اما تاثیر مخربی دارند که میتواند در قصهپردازی مورد توجه قرار گیرد.او درباره لزوم تحقیق روی منابع دینی میگوید: من برای یکی از تله فیلمهایی که مضمونش ظهور امام زمان (عج ) و انتظار فرج بود، چندین کتاب مذهبی را مطالعه کردم. از خیلی از این اطلاعات مستقیم استفاده نکردم؛ اما فایده تحقیق این بود که روی موضوع شرایط ظهور امام زمان(عج) اشراف پیدا کردم.
قرار نیست شخصیتها درس اخلاق بدهند
طلا معتضدی، یکی از فیلمنامهنویسان سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» میگوید: من معنای مخاطب خاص و عام را نمیفهمم. به نظر من سریالهای دینی پیش از هر چیز باید مخاطب تلویزیونی داشته باشند، یعنی همان مخاطبی که دیگر سریالها را میبیند، سریالهای دینی را هم دنبال کند. این فیلمنامهنویس ادامه میدهد: سریالهای دینی در صورتی تاثیرگذارند که ماجراهایشان بازنمایی اتفاقات روزمره مردم باشد. قرار نیست 2 شخصیت روبهروی هم بنشینند و با هم حرف بزنند و درس اخلاق بدهند.
او تاکید میکند: برای نوشتن فیلمنامههای سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» به کتاب دینی خاصی مراجعه نکردهام، چون قرار نبود درباره موضوع برزخ یا قیام عاشورا داستان نوشته شود، بلکه فیلمنامه ما به مسائلی میپرداخت که در زندگی روزمره برای همه اتفاق میافتاد.
معتضدی ادامه میدهد: تمام داستانهای این سریال بر محور یک مبحث دینی و فلسفی میچرخد. بر اساس تئوری اثر پروانهای، اگر پروانهای در یک نیمکره جهان بالش را تکان دهد، در یک نیمکره دیگر طوفانی به راه میافتد یا به تعبیر خودمان از هر دست بدهی از همان دست میگیری.
سریال دینی باید بتواند تا دقیقه آخر مخاطبش را نگه دارد
امیرحسین ترابی، کارگردان اپیزود در تاریکی از مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد معتقد است: یک سریال دینی باید بتواند تا دقیقه آخر مخاطبش را نگه دارد، چون اگر پیامهای کار شعاری باشد، همان ابتدا مخاطب خسته میشود و با سریال خداحافظی میکند.
وی در پاسخ به این که سریال« شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» در کدام ژانر قرار میگیرد، میگوید: من این کار را تلفیقی از 2 ژانر معناگرا و دینی میدانم. این سریال با دیدی دینی به موضوعات اجتماعی میپردازد، البته من خودم با واژه معناگرا مشکل دارم، چون فکر میکنم به هر حال هر فیلم و سریالی معنایی دارد و ما سریال بیمعنا نداریم. به نظر من بهتر است این جور کارها را سریال مفهومی نامگذاری کنیم. او درباره میزان تاثیرگذاری سریالهای دینی میگوید: مهم این است که کارگردانها حرفهایشان را رو نزنند و به دنبال شعار نباشند. هر چقدر پیام دینی زیرپوستیتر، درونیتر و اشارهوارتر باشد، بهتر است. با این شیوه میتوان به مخاطب تلنگر زد.
ترابی با بیان این که نباید به دنبال بیان حرفهای قلمبه سلمبه باشیم، تصریح میکند: باید به دنبال مشکلات متعددی برویم که مردم هر روز آنها را لمس میکنند. بهعنوان مثال مساله کم فروشی، بارها برای همه ما اتفاق میافتد، اما به آن اهمیتی نمیدهیم؛ چون برایمان عادی شده است.
وی با تاکید بر سریالهای دینی که باید پشتوانه تحقیقی داشته باشند، میگوید: به عنوان مثال در اپیزود «در تاریکی» قرار بود عالم برزخ را نشان دهیم. من به آیات و روایات مراجعه کردم تا ببینم برزخ چه حال و هوایی دارد. در خیلی از سریالها برزخ را به شکل کویر خشک و برهوت نشان دادهاند، اما من سکانسهای برزخ را در یک باغ جلوی دوربین بردم. چون در برخی روایات آمده در برزخ میوهها و نعمتهایی وجود دارد که انسانهای گناهکار نمیتوانند از آن بخورند.
این کارگردان با تاکید بر این که طرفداران سریالهای دینی مخاطبان عام هستند و نه خاص ادامه میدهد: خیلی از کسانی که اعتقادهای دینی ضعیفی دارند با من تماس میگیرند و میگویند ما از این سریال تاثیر گرفتهایم، چون در مدت زمان 40 دقیقهای عاقبت یک انسان خلافکار را نشان داده است. اما برخی سریالها 50 قسمت مخاطب را علاف میکنند تا مثلا به او بگویند دنبال پول نرو و ثروتاندوزی کار بدی است. او در پاسخ به این پرسش که چرا خیلیها سریال شما را با سریال ترکیهای کلید اسرار شبیه دانستهاند، گفت: شباهت سریال ما و کلید اسرار در آن است که هر دو به موضوع پاداش و جزای دنیوی میپردازند. اما به اعتقاد من کلید اسرار به لحاظ تکنیکی و ساختاری کار ضعیفی است. قصههایش رو و شعار زده است تا جایی که برخی مردم با دیدن آن میخندند.
مخاطب و آموزههای دینی
او یک فرشته بود، میوه ممنوعه، شکرانه، اغماء، روز حسرت، پنجمین خورشید، یک وجب خاک و... جزو سریالهای مناسبتی دینی بودند که در سالهای گذشته با استقبال خوب مخاطبان مواجه شدند. شاید همین استقبال بود که دستاندرکاران تلویزیون را به این فکر انداخت که ساخت و پخش سریالهای دینی در دیگر ایام سال را در دستور کار قرار دهند. تولید اینگونه از سریالها در کنار سرگرم ساختن مخاطبان میتواند آنها را با آموزههای دینی آشنا سازد.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: