در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جعفر دردمندی از سلماس (جا کم اومد! متنت هم یه نمه مایه غم و اندوهی بود. امیدوارم شماره بعد ببینیش)- عاشق دلباخته 17 ساله (ممنون از پاچهخواری تو و شرمنده از چاپ اسمت. گفته بودم که آلزایمر دارم؛ باید هر دفعه بگی که میخوای اسم مستعارت چاپ شه یا کدوم قسمتها چاپ نشه)- شب جنگلبان (هاههاه... دستت درد نکنه بابت این همه زحمت و وقت. از همه جالبتر میدونی چی بود؟ اون خفاشا و جغدی که رو تابلوی کتابخونهت نشسته بود. پرشون بده برن. اون شیر و شلنگ آب هم تو یه همچی جایی کولاک بود! من نمیدونم این رابینسون کروزوئه به چیه خونه جنگلیش مینازید!)- امیر. گ- محمد از تهران- ترنج (موضوعش قشنگه ولی خوب پرداخته نشده. بدون اینکه دیگه بخونیش، نگهش دار، یکی دو ماه بعد دوباره بخون. حالا حشو و زوائدش بهتر به چشمت مییاد. اصلاحش کن)- میرمعین افعی (ایول. پارسال دوست امسال... بیا جلوتر ببینم... یه نموره آشنا میزنیها!)- جوجه تیغی- نسیم کریمی (آییی... نسییییییم سحریییییی... هان؟ تو نسیم کریمیشونی؟ آااااهان! ببین یه چی میگم واسه پیشرفت خودت، نخواستی بگو تا دیگه نگم: غرق شدی، رفتی، دویدی... تو ماندی و آن آبی بیکران... خب... حالا منظور؟! قانون چندم بود؟ میشد الان وسط صفحه باشیهاااااا) رهی ثانی - و ... یه عالم نامه ای که ماند برای شماره بعد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: