در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که آدمهای بسیاری در اطراف ما وجود دارند که میکوشند به طرق گوناگون به رویاهای طاق و جفت خود رنگ واقعیت بزنند و به اهداف دور و درازشان دست پیدا کنند، به خودی خود سوژه ملموس و قابل اعتنایی است که ممکن است به فکر هر کدام از ما هم رسیده باشد، اما این که چگونه همین موضوع ساده و همهگیر را در قالب یک داستان که خط روایی و درام درستی داشته باشد بریزیم و آن را به یک اثر هنری تبدیل کنیم، موضوع دیگری است که بینهایت اهمیت دارد. طالبی اما در «به کجا چنین شتابان» توانسته چنین قدم بزرگی را بردارد و بدون آن که در دام شعارها و گزافهگوییهای معمول بیفتد، اثری جذاب و ماندنی خلق کند.
«به کجا چنین شتابان» از هر حیث در پرونده هنری ابوالقاسم طالبی یک اتفاق است که امیدواریم تکرار شود. واقعیت این است که سینماگران محدودی هنگام کار در یک پروژه تلویزیونی توانستهاند موفقیت آثار سینماییاشان را تکرار کنند. ابراهیم حاتمیکیا، محمدرضا هنرمند و ... چند چهره دیگر از معدود سینماگرانی بودهاند که در تلویزیون هم خوش درخشیدهاند. انگار باید به این اسامی ابوالقاسم طالبی را هم اضافه کرد.
مهدی غلامحیدری / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: