مکث

حقوق شهروندی مزاحمان!

ساعت 12 نیمه‌شب است و خسته و باعجله در حال بازگشت از یک مهمانی هستید. کودکتان در خودرو خوابیده است. به در منزل که می‌رسید، با کمال تعجب می‌بینید خودرویی درست روبه‌روی در ورودی حیاط خانه جا خوش کرده و راننده محترمش، با ترمز دستی کشیده و قفل و زنجیر ‌آویخته بر فرمان، بی‌هیچ شماره تلفنی خودرو را همان جا رها کرده! اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد، این است که این موضوعی پیش پا افتاده و تکراری است که چند دقیقه بعد، با آمدن صاحب خودرو حل می‌شود. اما یک ربع ساعت گذشته و هنوز این اتفاق نیفتاده!
کد خبر: ۳۱۷۷۰۱

گزینه بعدی، همان راه‌حل آشنای نواختن زنگ همسایه‌هاست. اما نیمه شب؟!.... بر تردیدهایتان غلبه می‌کنید و از این سوی و آن سوی، زنگ خانه چند همسایه را که اندک روشنایی دارند، به صدا درمی‌آورید.... نتیجه منفی است و با کلی عذرخواهی از همسایه‌ها به خانه اول برمی‌گردید.

از کجا معلوم که این خودرو دزدی نباشد؟ تازه دزدی هم که نباشد، شما نباید سرخود اقدام به رفع این مشکل کنید. با پلیس 110 تماس می‌گیرید. پس از 10 دقیقه سر می‌رسند. اما این شروع ماجرای دیگری است! پلیس جوان استعلام می‌کند. خودرو سرقتی نیست. راه‌حل پلیس؟: به صدا درآوردن زنگ همسایه‌های دیگر! ساعت را یادآور می‌شوید و می‌گویید تا آنجا که می‌شد، این کار را کرده‌اید و دیگر نمی‌توانید زنگ تمام خانه‌های کوچه را در این وقت شب بزنید! پلیس جوان با قیافه‌ای حق به جانب می‌گوید ما که نمی‌توانیم ماشین «مردم» را برداریم، ببریم!

اینجا دیگر از کوره در می‌ر‌وید: مگر ما در تعریف شما جزو «مردم» نیستیم که با شما تماس گرفته‌ایم؟ چطور است که پلیس تا به این حد به فکر حقوق مزاحمان هست، اما حقوق شهروندی که برای رفع مشکل، خواستار حضور او شده، برایش اهمیتی ندارد؟!

به او یادآوری می‌کنید که همین پلیس به خودرو‌هایی که در محل پارک ممنوع هستند، بلافاصله قفل می‌زند و به پارکینگ اعزام می‌کند، چه خلافی بالاتر از این مزاحمت؟ از او می‌خواهید از همان راه‌حل فقط برای انتقال خودروی مزاحم به چند متر جلوتر استفاده کنند و نیازی نیست که خودرو به پارکینگ منتقل شود و....

پاسخ تعجب برانگیز پلیس جوان به این درخواست که گویی برای اولین باراست که با آن مواجه شده است، آب پاکی را روی دستتان می‌ریزد: این مورد سد معبر است، به 137 زنگ بزنید! شما مانده‌اید و پشیمانی از مطلع کردن پلیس! سردرگم‌تر از قبل به این فکر می‌کنید که آن‌گاه که پلیس مقابل موقعیت‌‌هایی ساده از این دست هیچ تعریف مشخصی برای حل مشکل ندارد، مقابل موقعیت‌های پیچیده‌تر چگونه عمل خواهد کرد؟!

آیا این شیوه برخورد پلیس با چنین مشکلاتی تلویحا این توصیه را در بر ندارد که مردم باید بدون اعتنا به قانون و به شیوه‌ای که خودشان می‌دانند و به هر وسیله‌ای (هرقدر هم که تبعات منفی و خسارت‌بار در پی داشته باشد) عمل کنند؟ آیا پلیس ما به این فکر کرده‌ است که فراوانی اطلاعیه‌های تهدید‌آمیز پنچری، آن هم با ادبیاتی متنوع! بر در خانه‌های شهروندان نسبت مستقیمی با ناکارآمدی در حل این مشکل ساده دارد؟

آیا ارتباط بین شهروندان در قانون مشخص نشده‌ است؟ و آیا پلیس ضامن اجرای این قانون نیست؟ بارها دیده‌ایم که پلیس در کشور ما حتی از ورود به نزاع‌های خیابانی هم پرهیز می‌کند و شخصا دیده‌ام که در نزاعی ناشی از تصادف رانندگی در تهران، طرفین دعوا حتی به پلیس هم اعتنا نمی‌کنند! واقعا مشکل از کجاست؟ بی‌اقتداری پلیس؟ ناآشنایی ماموران پلیس با وظایفشان یا بدتر از همه اینها سردرگمی پلیس به‌دلیل نداشتن تعاریف روشن در موقعیت‌های مختلف که اساس یک نظم اجتماعی را شکل می‌‌دهد و در هیچ نهادی مانند نهاد‌های حافظ نظم در جامعه حیاتی نیست؟!

ابوالفضل فیضی‌خواه
معاون سردبیر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها