درباره فیلم «شاعر زباله‌ها»

علیه روزمرگی

چه چیزی از یک فیلم می‌خواهیم؟ می‌توان این سوال را این‌طور مطرح کرد که یک تماشاگر عادی، چه انتظاری از یک فیلم خوب دارد؟ آیا همه فیلم‌های خوب ویژگی‌های یکسانی نزد او دارند؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید به گذشته برگشت و در نقد شیوه غلط ارزشگذاری فیلم‌ها سخن گفت.
کد خبر: ۳۱۷۳۴۸

صرف‌نظر از برخی منتقدان صاحب‌نظر که آرای خود درباره فیلم‌ها را با تفسیرها و تحلیل‌های جامع همراه می‌سازند و گاه ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی درباره فیلم‌ها داشته باشند، عده‌ای دیگر طی این سال‌ها همواره بدون منطق و استدلال درست و تنها با تکیه براحساسات خود، برخی فیلم‌های به‌ظاهر سرگرم‌کننده را برای سینمای ایران مفید ارزیابی کرده و دیگر فیلم‌ها را که در خدمت احساسات آنی تماشاگران نیستند، از گردونه آثار خوب خارج می‌سازند. چنین رویکرد افراطی، بیشتر می‌تواند بیانگر سلیقه سینماداران و تهیه‌کنندگان آثار تجاری باشد تا یک نویسنده. به هر روی، تماشاگران سینمای ایران طی این سال‌ها اثبات کرده‌اند که اهل دیدن فیلم‌های نامتعارف هم هستند و در تماشای فیلم‌ها می‌توانند کمی صبوری هم به خرج بدهند.

ریتم و نسبت آن با حوادث فیلم

باوجود توضیحات بالا، «شاعر زباله‌ها» فیلم بدون نقصی نیست و پرداختن به آن می‌تواند آسیب‌شناسی این نوع فیلم‌ها به‌طور کلی باشد. داستان «شاعر زباله‌ها» درباره رفتگری جوان است که پس از دیدن هر روزه زنی در خیابان، سعی می‌کند تا از آن پس خود را در موقعیت دیدن او قرار دهد و رفته‌رفته اشتیاقش برای شناخت بیشتر زن قوت می‌گیرد و این بهانه‌ای می‌شود تا اعتماد به نفس از دست رفته‌اش را بازیابد. لوکیشن‌های فیلم، چنان که از خلاصه فیلم برمی‌آید، محدودند و طبعاً اتفا‌هایی هم که در این میان می‌افتند فاقد جذابیتی آن‌چنانند که تماشاگر صبور بتواند از تماشای این فیلم بلند لذت ببرد. ایده «شاعر زباله‌ها» بیشتر مناسب یک فیلم کوتاه یا حداکثر میان‌مدت است. سیر تحول شخصیتی رفتگر در فیلم محمد احمدی خیلی کند و بطئی پیش می‌رود که می‌توانست با تکیه بر موقعیت‌های جذاب‌تر هم دیدنی‌تر شود و هم از این حالت رخوت خارج شود.

وامدار ادبیات

هاینریش بل، نویسنده سرشناس آلمانی داستانی دارد به نام «معشوقه‌های شمارش‌ناپذیر من». در این داستان سرگذشت یک معلول جنگی را می‌بینیم که مسوول شمارش افراد و رهگذرانی است که هر روز از روی پلی عبور می‌کنند. این کار عبث و وقت‌پرکن، تنها مسوولیت و سرگرمی این شخصیت در زندگی‌اش است. رفته‌رفته با مشاهده زنی که به او دل سپرده و با توجه به این که هیچ امکانی برای ارتباط با او ندارد، یاد می‌گیرد که گذر هر روزه او را نادیده بگیرد و از فهرست عابران نام او را حذف کند. این ایده ظریف دارای وجوه و لایه‌هایی است که خواننده را رها نمی‌کند. مثلا کاری که شخصیت اصلی می‌کند تنها کاری است که از او برمی‌آید. در عین حال، کار او علاوه بر تناسبی که با حرفه‌اش دارد، نوعی عاشقانه مفهومی هم هست. به این ترتیب که او کسی را که دوست دارد از فهرست عمومی حذف می‌کند و به او هویتی واحد و مستقل می‌بخشد. در «شاعر زباله‌ها» کشش عاطفی رفتگر به زن رهگذر، صرفا با رفتاری توأم است که از او انتظار داریم نه چیز دیگر.

کارگردانی و بازیگری

محمد احمدی که امروز او را به‌واسطه فیلم‌هایی که ساخته (شاعر زباله‌ها، حقیقت گم‌شده)، آثاری که تهیه کرده (حریم) و فیلمبرداری‌های متعددش (مثل فیلم تحسین‌شده «لطفاً مزاحم نشوید») می‌شناسیم، در زمان ساختن «شاعر زباله‌ها» چهره چندان شناخته‌شده‌ای نبود. این که چرا فیلم نخست او اینقدر با تأخیر اکران می‌شود بحث جداگانه‌ای است که در جای خود باید به آن پرداخت اما همین کار نخست نشان می‌دهد که او در کارگردانی حرف‌هایی برای گفتن دارد. مهم‌ترین چالش او در اجرای فیلم «شاعر زباله‌ها» این بوده که فیلمی با فیلمنامه‌ای یکنواخت و کسالت‌بار را جوری ساخته که کمترین ایراد را می‌توان به کارش وارد دانست. با وجود محدودیت لوکیشن‌ها و شباهت اتفاقات به یکدیگر، پلان‌های مشابه را در فیلم نمی‌بینیم. از سوی دیگر او با قرار دادن شخصیت‌های اصلی‌اش در لانگ‌شات‌ها و در محاصره خیابان‌های خلوت و پربرگ، تنهایی‌شان را نشان می‌دهد. فرزین محدث بازیگر تئاتر علاوه بر این فیلم، در چند فیلم دیگر هم بازی کرده. حضور او در «شاعر زباله‌ها» با وجودی که ویژگی‌های ظاهری نقشش می‌توانست او را متقاعد به رعایت کلیشه‌های آشنای این نقش‌ها کند، اما هوشمندانه و بی‌ادا است. همچنین صابر ابر که در آن زمان هنوز «درباره الی»اش دیده نشده بود، در این فیلم حضور خوبی دارد. اما در این میان حضور لیلا حاتمی کمترین تأثیر را دارد. به جای او می‌توانست هر بازیگر دیگری باشد که در چند سکانس فقط با ظاهری ساده از خیابان‌های خلوت عبور می‌کند. درست است که کارگردان می‌خواسته با انتخاب بازیگری سرشناس، توجه تماشاگرش را به این شخصیت هم جلب کند اما اشکال کار او در این است که فرصتی برای بازی به بازیگر مشهورش نداده است.

نتیجه‌گیری

«شاعر زباله‌ها» فیلمی است که سازندگانش تلاش کرده‌اند قصه ساده و فضای غیرتجاری‌اش را جوری به تصویر بکشند که برای تماشاگر عادی‌اش هم خالی از جذابیت نباشد. این تلاش ارزشمند همان نکته مهمی است که در ابتدا ذکر کردیم. با وجودی که این فیلم زمینه‌های زیادی برای تبدیل‌شدن به اثری متظاهرانه را داشت اما سازندگان فیلم به خوبی توانسته‌اند از دل آن اثری صادقانه درآورند. شخصیت رفتگر همان تیپ آشنایی است که در فیلم‌های خیلی هنرمندمآبانه، نماد فقر و بدبختی معرفی می‌شود و بهترین بهانه برای سیاه‌نمایی. در فیلم‌های تجاری بی‌خاصیت هم این تیپ همان چهره آشنایی است که تماشاگر باید به خاطر نقص‌عضو و یا کمبود و چهره عجیبش، به رفتارها و لهجه و خنگ‌بازی‌اش بخندد. اما در «شاعر زباله‌ها» او پیش‌‌و‌بیش از هر چیزی یک شخصیت است با علایق مشخص و رویاهای شخصی.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها