در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اهمیت تله فیلم گور به گور به این نکته برمی گردد که به احتمال زیاد این کار در ایام تطیلات نوروزی به روی آنتن خواهد رفت. هماهنگیها برای حضور خبرنگار روزنامه در لوکیشن این تله فیلم خیلی سریع صورت میگیرد و قرار میشود در نخستین روز تصویربرداری در لوکیشن خانه مسکونی، در این محل حاضر شوم.
خانه مورد نظر در محله اختیاریه واقع شده است. هنگام وارد شدن به این خانه ویلایی، اول از همه چشمم به مهران رجبی و داریوش اسد زاده میافتد که با یکدیگر گرم صحبت هستند. چند نفر عمله و بنا هم ماله به دست، مشغول احداث یک حوضچه کوچک در وسط حیاط خانه هستند. قرار است این حوضچه در نماهای بعدی دیده شود و به همین خاطر باید ساخت آن هر چه زودتر به پایان برسد. براساس آنچه در اخبار مربوط به این تله فیلم خواندهام، این خانه متعلق به یکی از خانوادههای سنتی و قدیمی داستان است. به همین خاطر فضای داخلی و خارجی آن متناسب با سلیقه اینجور خانوادهها طراحی شده. بر روی لبههای حوض نیمه ساخته چند عدد گلدان چیدهاند و باغچه حیاط را گلکاری کردهاند.
دختر بچهای که با روح صحبت میکند
گروه مشغول تمرین سکانس جر و بحث پدر و دختر هستند. مهران رجبی (کمال) که یک جفت کفش و یک برس و قوطی واکس به دست گرفته، باید به سمت حوض حرکت کند. سر صبح است و کمال میخواهد سرکارش برود. نیره (رژینا قاسمزاده) مشغول تاب بازی است. او روپوش مدرسه به تن دارد و کیفش را به دیوار تکیه داده است. در این پلان نیره به صورت همزمان با پدر و روح پدربزرگش صحبت میکند. اما پدر روح پدربزرگ را نمیبیند. چون فقط نیره میتواند با این روح ارتباط برقرار کند.
کمال رو به نیره میگوید: دست شما درد نکنه. زبونت خیلی دراز شده نیره خانم!
بهرنگ توفیقی (کارگردان) به رجبی پیشنهاد میدهد هنگام واکس زدن کفشها یک کفش را بر زمین بگذارد و کفش دیگر را بردارد. او به گروه صدا یادآوری میکند که بعدا صدای واکس زدن را جداگانه برداشت کنند.
توفیقی به نیره میگوید: کمال نباید بفهمد تو داری با یک روح صحبت میکنی. لحظهای که پدرت از تو پرسید با کی داری حرف میزنی باید دستپاچه بشوی و پایت را روی زمین بگذاری و به پدرت بگویی با خودم دارم حرف میزنم.
مهران رجبی و بازیگر نوجوان روبروی هم نشستهاند. دوربین اول پلانهای کمال را تا آخر میگیرد. بعد میچرخد و به سراغ نیره میرود.
فرقی بین فیلم و تله فیلم نمیبینم
پس از پایان یافتن تصویربرداری این چند پلان به سراغ مهران رجبی میروم. او همچون همیشه با رویی باز و لبی خندان به سوالات پاسخ میدهد. از او درباره نقشش میپرسم. میگوید: این نقش یک نقش جدی است و کمدی بودنش در جدی بودنش است. کمال پدر خانواده است و میخواهد به وصیتنامه پدر بزرگ خانواده عمل کند. طبق این وصیت نامه پسرش باید در 24 سالگی ازدواج کند. اما کمال با ازدواج پسرش مخالف است و...
او که خیلی به استقبال مردم از این تله فیلم خوشبین است میگوید: من فرقی بین فیلم و تله فیلم نمیبینم. خیلی از تله فیلمها کارهای جذابی بوده و از فیلمهای سینمایی طرفدار بیشتری داشتهاند.
کمدیهای سبک را دوست ندارم
داریوش اسدزاده با آن عصای معروفش روی یک صندلی نشسته و از دور تمرین بازیگران را تماشا میکند. به چین و چروکهای چهرهاش نگاه میکنم و به یاد میآورم که این بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر متولد سال 1302 است و 86 سال سن دارد. او با حضور مداومش در عرصه سینما و تلویزیون ثابت کرده که در بازیگری واژهای به نام بازنشستگی هیچ معنایی ندارد.
اسدزاده بتازگی در تله فیلمهای گنج خانه سفید (شاهد احمدلو) و بلوتوث مرگ بازی کرده است.
به سراغ او که میروم صحبتهایش را با یک بیت شعر شروع میکند:
هنر نمیخرد ایام و بیش از اینم نیست
کجا برم به تجارت چنین کساد متاع
از او به شوخی میپرسم استاد چرا با ازدواج این بچهها مخالفت میکنید؟ او میخندد و میگوید: درگیریهای اینجوری به عمر شما قد نمیدهد. قدیمترها پدربزرگها وصیت میکردند که فلان پسردایی باید با فلان دختر عمه ازدواج کند. اگر این وصیتنامه اجرا نمیشد، کار به اختلاف و نزاع میکشید. در داستان ما اختلافات دو تا پدر بزرگ در آن دنیا هم ادامه پیدا میکند. در واقع یک مروری است بر سابقه این نوع وصیتنامههای غیرمنطقی.
از او میپرسم با چه معیارهایی یک پیشنهاد را بررسی میکنید. او میگوید: کاری را میپذیرم که سنگین باشد و به شخصیت من لطمه نزند. کمدیهای سبک را دوست ندارم. مردم ما فیلم و داستان خوب را میشناسند. ما نمیتوانیم مردم را گول بزنیم. چون مردم ما خوب قضاوت میکنند.
اسدزاده درباره فعالیتهای فعلیاش صحبت میکند و میگوید: کتابی با عنوان سیری در تئاتر ایران قبل از اسلام تا 57 نوشتهام که زیر چاپ رفته است. یک کتاب دیگر هم با عنوان تاریخ تئاتر تهران دارم که در مرحله نگارش است.
این بازیگر ادامه میدهد: 66 سال است که دارم در تئاتر و سینما بازی میکنم. در واقع تار و پود وجود من با کار بازیگری بافته شده است.
گور به گور یک کمدی فانتزی است
نظر بهرنگ توفیقی کارگردان تله فیلم گور به گور را درباره بایدها و نبایدهای ساخت تله فیلم میپرسم. او پاسخ میدهد: سالها پیش زمانی که بحث ساخت تله فیلم پیش آمد، آیندهاش را روشن تر میدیدم. اما الان میبینم که تله فیلمها از لحاظ کیفی در یک چارچوب مشخص قرار نمیگیرند. یعنی بالا و پایین زیاد دارند. کارگردانهای مطرح تله فیلمهای خوبی میسازند. اما گاهی کارهای ضعیف هم میبینیم.
او ادامه میدهد: آرزوی من این است که نظارت بهتری بر تله فیلمها صورت بگیرد. من از 4 سال پیش تا الان بیش از 20 فیلمنامه فیلم تلویزیونی را خواندهام. اما هیچ کدام از اینها به مرحله ساخت نرسیده است. سال گذشته دو روز مانده به کلید خوردن یک فیلمنامه از کارگردانی آن انصراف دادم، چون تهیهکننده شرایطی را که میخواستم به وجود نیاورد. بودجه تله فیلم کفاف ساخت کارهای خوب را میدهد به شرطی که ما حساسیت بیشتری به خرج دهیم و تلهفیلم را جدی بگیریم.
این کارگردان تاکید میکند: یادمان باشد کار موفقی مثل دوئل اسپیلبرگ یک فیلم تلویزیونی بوده است. 10?فرمان کیشلوفسکی هم در ساختار سریال ساخته شده است. پس کارهای تلویزیونی هم میتوانند ماندگار شوند.
توفیقی تاکنون تلهفیلمهای آماده باش، شرق بهشت و تا فردا را کارگردانی کرده و گور به گور چهارمین تجربهاش در مقام کارگردانی فیلم تلویزیونی محسوب میشود.
او درباره ویژگیهای تله فیلم جدیدش میگوید: گور به گور یک کمدی فانتزی است. از آن کمدیهایی است که نمونهاش کمتر دیده شده است، فضای شادی دارد و میتواند در عید پخش شود. اما کار مناسبتی نوروزی نیست.
او درباره ویژگیهای فیلمنامه میگوید: این فیلمنامه کاملترین متنی بود که به دستم رسید. تغییراتی که در آن دادیم، بیشتر به خاطر تغییر فصل بود چون داستان در تابستان میگذشت و ما آن را به زمستان تغییر دادیم. مثلا شخصیت به جای این که شوفاژ را تعمیر کند، کولر را تعمیر میکند. تغییرات فیلمنامه خیلی جزیی بود.
خلاصه داستان: امیرحسین طبق وصیت پدربزرگ در سن 24 سالگی مجبور به ازدواج است. زری مادر امیرحسین در به در در جستجوی دختری مناسب برای امیرحسین است. امیرحسین از ازدواج سر باز میزند، زری نگران است و شاید تن پدربزرگ در گور بلرزد...
این کارگردان به نهفته بودن پیام فیلم اشاره میکند و میگوید: این نکته از محاسن فیلمنامه است. مردم این جنس پیام دهی را بیشتر میپسندند.
او ادامه میدهد: دیالوگهای این فیلمنامه جدای از موقعیت داستان خنده دار هستند. سعی کردم در مرحله انتخاب بازیگر، به سراغ بازیگرانی بروم که با لحن و بیان جدی شان از مخاطب خنده میگیرند. مثل مهران رجبی، عباس امیری، داریوش اسدزاده و...
از توفیقی درباره شرایط تولید میپرسم. او با بیان این مطلب که گور به گور کار بی دردسری بوده میگوید: از دوم اسفند ماه کار را کلید زده ایم و امیدواریم تا بیست و یکم همین ماه تصویربرداری بهاتمام برسد.
تدوین هم به صورت همزمان انجام میشود و به احتمال 90 درصد کار به پخش نوروزی میرسد.
او ادامه میدهد: به جز این منزل لوکیشنهایی مثل گورستان، پارک، مغازه لوزام تاسیساتی و... هم داریم. در لوکیشن خانه سعی کردیم به فضای یک خانه سنتی ایرانی برسیم. به همین خاطر وسط آن یک حوض ساختهایم و باغچههایش را گلکاری کردهایم. البته امروز آب و هوا با ما همکاری نکرد! من دوست داشتم امروز هوا آفتابی باشد. چون حیاط خانه ایرانی باید روشن و پرنور باشد.
دیالوگهای آهنگین و پیامهای غیرمستقیم
رویا غفاری نویسنده فیلمنامه گور به گور درباره شخصیتهای محوری داستان میگوید: دو تا شخصیت دختر و پسر داریم که میخواهند خودشان زندگیشان را شکل بدهند. پدر و مادر اینها پایبند به سنتها هستند. اما سنتهایی که جنبه منفیشان بیشتر است. یک شخصیت دختر بچه تیز و حاضر جواب داریم که در پایان میتواند به جنگ خانوادهها پایان بدهد. این دختر بچه هم جوانها را راضی میکند و هم پدر و مادرها را. نیره با حاضر جوابیهایش فضای طنز قصه را ایجاد میکند. همچنین او به شکل غیرمستقیم پیام داستان را منتقل میکند. پیام نیره این است که همه باید خودشان را به روز کنند. در داستان دو تا روح مستبد هم داریم که اصرار دارند وصیتشان به اجرا دربیاید.
از غفاری میپرسم چرا اسم فیلمنامه را گور به گور گذاشتهاید. او پاسخ میدهد: این گور به گور به معنای ناسزا گونهاش به کار نرفته. اشاره ما به دو تا گور کنار هم است و این که از گور این پدربزرگ تا گور آن پدربزرگ چه ماجراهایی اتفاق میافتد.
غفاری پیش از این فیلمنامه تله فیلم برگی بر شاخه (حسین سهیلیزاده) و چند طرح داستان برای تلهفیلمهای مختلف نوشته است.
این نویسنده ادامه میدهد: بیشتر از طنز موقعیت استفاده کردهام. ضمن این که دیالوگها را با دقت زیادی نوشتهام. سعی کردم دیالوگها آهنگین باشد و لحن داشته باشد. روی زبان خیلی کار کردهام. بویژه روی این نکته که دیالوگها با هم بده و بستان داشته باشند. از اصطلاحات و ضربالمثلها هم زیاد استفاده کردهام.
به بخشی از فیلمنامه نگاه میکنم و نکته اشاره شده را در لابلای دیالوگها میبینم. به عنوان مثال:
نیره: از من گفتن بود
ماشاءالله: از من هم نشنیدن
نیره: مامان هم عین شماست. حرف، حرف خودشه
یا
کمال: اون بدبخت گورش کجا بود که کفنش باشه. هم پولم رفت هم آبروم.
آرمان نوروزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: