در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استقرار این شرکت در طبقه هفتم یکی از شعب بانک صنعت و معدن نشان میدهد که دولت هنوز این شرکت را جدی نگرفته است. با این حال، مدیرعامل شرکت امیدوار است بتواند قدمی در این راه بردارد. سعید آریانپور با سابقه فعالیت در آموزش و پرورش، پارسخودرو و سازمان مناطق آزاد، پای در مسیر وصول مطالبات معوق گذاشته است.
فلسفه تاسیس شرکت ساماندهی و وصول مطالبات معوق بانکها چه بود؟
فلسفه تاسیس از عنوان شرکت مشخص است. پایه، زمینه و بستر کار از اول نه فقط برای بحث تسهیلات بانکی، بلکه برای خیلی از چیزها مناسب نبوده است. وظیفه اصلی بانک این است که سپردههای مردم را بگیرد و به افرادی بدهد که تشخیص میدهد تولیدکننده، سرمایهگذار و تاجر واقعی هستند.
بانک چقدر میتواند کار تخصصی کند؟ چقدر میتواند افراد را بشناسد؟ اطلاعات کسانی که بانک میآیند لینک نیست. گاهی ممکن است بهترین مشتری ما در این بانک، بدترین مشتری در بانک دیگر باشد. اینها را کسی نمیداند. شما نمیدانید یک فرد چند جا حساب دارد و در هر بانک دارای چه عقبهای است، چه مدت در زمینه تولیدی کار کرده، چقدر سابقه و تجربه دارد و نیروها و همکارانش چه کسانی هستند.
وقتی با 35 هزار تومان میتوانید یک شرکت را به ثبت برسانید توقع دارید چه اتفاقاتی بیفتد. همین اتفاقات میافتد. هرکسی میکوشد به کانالها و منفذهایی که امکان دارد، نفوذ کند.
بنابر این کسی روی ساختههای اصلی فکر نمیکند.
دیگر کسی از وزارت صنایع نمیپرسد آیا فکر کردهای در ایران چقدر آدم داریم، چقدر فرش ماشینی نیاز داریم، مزدوجین چند نفرند، چقدر فرش لازم داریم.
ماهیت کار شما در اینجا حقوقی است؟ قضایی است؟ اقتصادی است؟ چیست؟
ماهیت اصلی کار حقوقی است. کار ما مثل یک وکیل است؛ ولی از دید خودمان وکیلی هستیم که شناخته شدهایم. در هر کاری که به وکیل نیاز داشته باشید به طور طبیعی میپرسید و جستجو میکنید تا بهترین و امینترین فرد به شما معرفی شود که ساخت و پاخت نکند، اهل تعامل با طرف مقابل نباشد، مسامحهکاری نکند و پایش نلغزد. این شرکت از نظر ماهیت کار نقش یک وکیل را دارد. در عین حال چون شرکت دولتی است و سهامداران اصلیاش بانکهای دولتی هستند، تمام سهام این شرکت متعلق به بانکهاست.
کدام بانکها؟
سپه، کشاورزی، رفاه، مسکن، توسعه صادرات، اقتصاد نوین، پستبانک، ملت، صادرات، پارسیان و یکی از شرکتها هم هست که مال بانک سپه است که سهامش را به بانک تجارت و صنعت و معدن واگذار میکند.
یادم هست اواخر دوران کار مظاهری و اوایل کار بهمنی وقتی بحث برونسپاری وصول مطالبات معوق مطرح شد، من این را از آقای بهمنی پرسیدم آیا آن شرکتها و بازوهایی که بیرون از ساختار نظام بانکی میخواهند این مطالبات معوقه را وصول کنند، بازوهای اجرایی و ضمانتهای اجرایی وسیعتر و بیشتر از دایره وصول مطالبات معوق خود بانکها دارند؟ حتی برخی همکاران ما و کارشناسان تعبیر مناسبی نسبت به فعالیت شما نداشتند.
میخواهم بگویم این یک سر طیف است که تا این حد بیانصافانه نسبت به این مساله قضاوت میشود. یک سر دیگرش که متعادل است، میخواهد بگوید شما به عنوان یک شرکت خصوصی چه ابزاری فراتر و بیشتر و قدرتمندتر از خود همان بانکهایی که تسهیلات را اعطا کردند برای وصول مطالبات معوق در اختیار دارید.
جلسهای در خدمت آقای دکتر حسینی وزیر محترم اقتصاد بودیم و تمام مدیران عامل بانکها بودند. ایشان در آنجا تاکید داشتند بانکها ابزارهای قدرتمند دارند، در تمام نقاط کشور شعبات دارند، نیرو و امکانات فراوان دارند، پس وظیفه اولیه و اصلی به خود بانکها برمیگردد.
اکنون بانکها در عمل پرونده زیادی نزد ما ندارند جز بانک کشاورزی که خیلی خوب شروع کرد و تنها پروندههای کلانی که داریم مال بانک کشاورزی است.
بعد از این بانک، بانک رفاه همکاریهایی میکند که دیروز هم ما با اعضای هیاتمدیرهشان جلسه داشتیم.
آنها 10 تا پرونده عمده دارند که چندتایش مال مفاسد اقتصادی و افراد بزرگ است. بعد از این هم بانک توسعه صادرات، آقای دکتر پرویزیان محبت کردند و تماس گرفتند، خودشان در جلسه شرکت کردند و تمایل نشان دادند چند تا از پروندههای کلان را بدهند و آقای مهندس پیشرو، مدیرعامل بانک صنعت و معدن همه جوره محبت داشتند، اعم از دادن همین ساختمان به ما و اینکه تمایل نشان دادند و چند پرونده معرفی کردند که مراحل کارشناسیاش در حال طی شدن است.
پس کار شرکت ما این است که اولا منحصرا بحث وصول مطالبات است، اما بانکها فقط این کار را ندارند. دهها کار جاری دیگر انجام میدهند.
به هر حال بحث وصول مطالبات یک نبرد دوطرفه است؛ یعنی کسی که 2 میلیارد، 5 میلیارد یا 20 میلیارد وام گرفته در عمل از بهترین وکلا و مشاوران استفاده میکند، اما بانک محدودیتهایی دارد. ما میخواهیم بگوییم در این مبحث هیچ محدودیتی نداریم.
بانکها چه محدودیتی دارند؟
اولا شما میدانید که یک نیروی اداری در حد خود و در چارچوب خودش کار میکند نه مثل بخش خصوصی، چون آن همه انگیزه وجود ندارد. محدودیت دوم اینکه الان شما هر جا آمار بگیرید میبینید 300 نفر هستند که بیشترین بدهکاری را دارند، یعنی یک کشور 70 میلیونی حریف 300 نفر نمیشوند؟
لابد آنها فرصتطلب، رانتخوار یا فرصتجو هستند. ما با اینها رودربایستی نداریم. بانکها میگویند ما به دنبال مشتریمداری هستیم، اما خواهناخواه بحث مشتریمداری هم تا جایی خوب است و برش دارد. ما میگوییم اگر یکی دو جلسه به تعامل نرسیدیم میرویم سراغ هر کاری که قانون میگوید.
شفاف جواب مرا نمیدهید. مشتریمداری و تعارف؟
باید از خود بانکها بپرسید.
من میخواهم بدانم شما چه چیزی بیشتر از بانکها دارید؟
اولا دست ما باز است که هر مدل نیرویی را استخدام کنیم. امکانش برایمان هست که با تمام بازنشستگان قرارداد ببندیم. تمام بازنشستگان نیروی انتظامی، قوهقضاییه را میتوانیم جذب کنیم. در حقیقت اینجا قدرت بانکها جمع میشود. ما کاهش هزینه ایجاد میکنیم. برای یک بانک صرف نمیکند با زبدهترین وکلا و کارشناسان ثبتی، انتظامی و قضایی قرارداد ببندد. اما ما میتوانیم، چون از طرف همه بانکها این کار را میکنیم، هزینه را کاهش دهیم. اگر 10 تا از خبرهترین افراد هر رشتهای را اینجا بیاوریم چون هزینهاش بین تمام پروندهها و بانکها تقسیم میشود این کاهش هزینه است، سرعت کار را بالا میبرد و هیچ رودربایستی و فشاری بر شرکت ما متصور نیست.
یعنی فکر میکنید کسانی که به بانکها بدهکارند (همان 300 نفر) امکان اعمال فشار بر بانکها را برای عدم وصول مطالبات دارند؟
ما نمیتوانیم نظر بدهیم از چه روش و از چه سیستمی استفاده میکنند و امکاناتش را دارند، اما عملکرد نشان میدهد وقتی این همه طول کشیده پس برخی مشکلات هست.
در بانک رفاه بودم. دیدم یکی از کارشناسان غبطه میخورد و میگوید وقتی در شهرستان بودم برای 220 هزار تومان حکم جلب فردی را گرفتم و او را زندانی کردم. آمدم تهران دیدم فردی 120 میلیارد تومان بدهکار است و وقتی به او میگوییم بپردازد، میگوید ندارم و ...
دنبال دردسر میگردید؟
نمیشود گفت دنبال دردسر هستیم. بالاخره یکسری وظایف به عهده همه بانکهاست و باید جایی این کارها را انجام دهند. در چه جایی میتوانند بهترین کار را انجام دهند؟ جایی که از جانب همه بانکها تاسیس شده، مورد اعتماد بانکهاست و سهامدارش کل بانکها هستند. این شرکت میتواند با چنین شیوهای هزینههای کل بانکها را پایین بیاورد و سرعت کارشان را بالا ببرد، یعنی ما معتقد نیسیتم که فعالیت بانکها کم است یا خدای نکرده دلسوز نیستند و کارشناس ندارند، بلکه معتقدیم فرصتها ناچیز است و باید از زمان استفاده کرد. یکی از ناراحتیهای خود من این است که یک سال و چند ماه از حضور ما و از تاسیس شرکت گذشته است و ما هنوز داریم روی 4 پرونده بانک کشاورزی کار میکنیم.
اگر اینقدر خوب است که شما میفرمایید هزینهها و دردسرهایشان را کم میکند، پس چرا استقبال نمیکنند؟
اتفاقا برخی بانکها هم سوال شما را دارند و معتقدند شرکت ما کار خاصی نمیکند. ادعای ما این است که آنها هم بیایند نفری 5 4 تا پرونده بدهند و سر یک سال نتیجهاش را ببینند.
چند تا پرونده اجرا شده است؟
4 پرونده.
یعنی بعد از گذشت یک سال و اندی از افتتاح شرکت، فقط 4 پرونده به آن ارجاع شده است؟
البته در این 4 پرونده پیشرفت خیلی خوب بوده است و اینها را باید از بانک کشاورزی بپرسید که آیا راضی هستند یا نه.
چند وقت است روی این 4 پرونده کار میکنید؟
یکی از آنها را تازه قرارداد بستیم. حدود 3 ماه است روی آن 3 پرونده دیگر کار میکنیم.
یعنی 11 ماه است که عملا پرونده نداشتید؟
بله. خواهناخواه هر شرکتی که تاسیس میشود تا سازوکارهایش ایجاد شود، فرصت میخواهد.
برایم خیلی عجیب است که حدود 9 بانک با مجموع حدود 40 هزار میلیارد تومان مطالبات معوق، سرمایهگذاری و یک شرکت تاسیس کردند و یک مدیر زبده را آوردند که پروندهای هم به او نمیدهند تا کار کند. قبول دارید که یک جای کار گیر دارد؟
این در صلاحیت و در حد اختیارات من نیست. واقعا اطلاعی ندارم، نه این که نخواهم بگویم. عاشق این هستم که همه چیز در مملکت، شفاف باشد.
حداقل تاثیر این شرکت این بوده که سرعت کار را در چند تا از بانکها بخوبی بالا برده است، چون چند پرونده جدید به ما ارجاع شده و امیدواریم در یک ماه آینده قراردادش قطعی شود. وقتی به این پروندهها نگاه میکنیم، میبینیم خیلی کارها رویش انجام شده و بخشی از آنها را هیچ کسی نمیتواند کاری کند، حتی شاید ما هم نتوانیم.
نکتهآی که ابتدا درباره تحقیقات گفتم این که اطلاعات باید لینک باشد و مشتری هم شناخته شده و اعتبارسنجی شده باشد. به هر حال روی برخی پروندهها واقعا خیلی خوب کار شده است، هر چند نیاز به اراده حکومتی دارد. قوهقضاییه اگر دوست دارد حتما کار به نتیجه برسد، باید کارشناسهایش کار کنند.
قبول دارم شما نمیتوانید درجامعه و نظام بانکی پاسخگو باشید، اما شما یک طرف قضیه هستید وقتی سراغ اداره حقوقی بانک و مدیرعامل بانک میروید به چه دلیل از دادن پروندههایشان به شما سرباز میزنند؟ آیا این یک توجیه اقتصادی دارد؟ مگر خیلی از آنها پول میگیرید؟
توجیه اقتصادی نه به این معنی که ما پول میگیریم، اگر ما حق الوکالهای بگیریم و هر درآمدی که ایجاد شود به جیب خودشان میرود چون سهامدار هستند. پس ازاین که مرتب نامه نگاری کردیم و گزارشی را مهر امسال به وزیر اقتصاد دادیم، ایشان این را خوانده بود و گزارش خیلی شفافی برای همه بانکها فرستاده شد. آنجا بود که وزیر به معاونت امور بانکی و اداره کل امور بانکیشان دستور دادند که سرعت کار را نسبت به قبل چند برابر کنند و شروع به گرفتن اطلاعات و طبقهبندی آنها کردند.
شما چگونه میخواهید 48 هزار میلیارد تومان مطالبات معوق بانکی را وصول کنید؟
این که بگوییم 48 هزار میلیارد تومان مطالبات معوق شده درست نیست و واقعا مساله به این صورت نبوده است.
مجلس میگوید.
48 هزار میلیارد، عددش را نمیدانم. وقتی در جلسات شرکت میکنیم، میبینیم مثلا بخش عظیم یا حدود یکسوم اینها برای شرکتهای دولتی است که طرحهای بزرگی داشتند و قرار است در آینده به نتیجه برسند. یا بخشی از آنها برای کالاهای استراتژیک است. یعنی اگر قرار باشد الان شما به عنوان بحث وصول مطالبات معوق به کارخانهای بروید که بیش از 30 هزار نفر کارمند و کارگر دارد و بخواهید جلویش را بگیرید ضرر شما بیش از زیانی است که از وصول مطالبات حاصل میشود.
از پایان سال 83 تا پایان اسفند 87 مطالبات معوق حدود 11 برابر شده و این گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس است.
پس باید در این 5 سال اتفاق خاصی در نظام بانکی افتاده باشد که ربطی هم به هیچ دولتی ندارد.
چون پروژههای عمرانی بوده، سرمایهگذاری روی کالاهای استراتژیک بوده، ضعف تحقیقات و... بوده است. مطالبات معوق ما رشد 11درصدی را نشان میدهد؛ آبان 88 ، 40 هزار میلیارد و پایان دی ماه 48 هزار میلیارد، یعنی 8000 میلیارد به مدت 2 ماه.
عمده پاسخ شما را باید خود پرسنل بانکی بدهند، چون آگاهی بییشتری دارند.
حرف شما را نمیپذیرم به دلیل این که شما هستید که یقه بدهکار را میگیرید این بدهکار چرا نمیآید بدهیاش را بدهد؟شما میتوانید به من جواب دهید که از ابتدا اشتباهی کارشناسی شده، چون به این پول دادند یا این که طرحش توجیه اقتصادی نداشته. شمایی که الان درگیر باز پسگیری مطالبات هستید، میتوانید تفسیر دقیقی از علت معوق شدن این تسهیلات، به ما ارائه کنید.
من فکر میکنم شما اگر بخواهید با 4 پرونده که ما داشتیم و سقف آن 35 میلیارد تومان است و این را به تمام مطالبات معوق بانکها تعمیم بدهید، به نظرم سادهلوحانه است و علمی و کارشناسی نیست.
از لحظه اول که خواستم بحث تحقیقات را باز کنم به خاطر همین بود. شما فقط بانک را نبینید. به نظرم وزارت جهاد کشاورزی، شیلات، وزارت صنایع که موافقت اصولی صادر کرده و توقع داشته کار انجام و تولید شود، اینها هم یکی دو ماه به بانکها فشار آوردند و توانستند وامشان را بگیرند، خوب نتیجهاش این شده که خیلی از پروژهها به مشکل خوردهاند.
اگر امروز بانکها به این نتیجه رسیدند که شرکت ساماندهی مطالبات معوق کار خاصی نخواهد کرد یا نمیتواند بکند، به قول شما چه توجیهی دارد. شرکت را منحل میکنند و ما هم برمیگردیم سرجایی که بودیم و ادعایی هم نداریم و دنبال این هم نیستیم که به زور شرکت بماند. برداشت ما این است که فلسفه وجود شرکت همین نکاتی بوده که گفتم، اما اگر به این نتیجه میرسند که امکانات و توانشان بیش از ماست و نیازی ندارند، خوب پس چه اصراری است که شرکت باشد؟ بیایند مجمع عمومی فوقالعاده تشکیل دهند و انحلالش را هم اعلام کنند.
خوشبختانه ما هم طوری پرسنل گرفتیم که به هیچکس هیچ تعهدی نداریم و ظرف کمتر از یک هفته میتوانیم شرکت را جمعوجور کنیم، بدون این که اتفاقی بیفتد.
آنچه میتوانم ادعا کنم این است که اگر سرمایهای در اختیار ما گذاشتند تا امروز ساز و کاری به کار گرفتیم که هزینهای روی دست دولت و بانکها نگذارد. 10 درصد هم حداقل سوددهی ما بوده که در بانکها در حسابشان است و میتوانند بیایند حساب را تسویه کنند و ما اصلا اصراری بر این موضوع نداریم.
اصرار شخصی ندارید، اما دغدغه ملی دارید.
ما در جلساتی که مدیران عامل بانکها و وزیر امور اقتصادی و معاون وزیر اقتصادی و مدیر کل اقتصادی دارند شرکت میکنیم و همه مدیران بانکها مشتاق هستند از ما برای وصول مطالباتشان کمک بگیرند، اما کار که به کارشناسی میرسد به خاطر اختلافنظرها و سلیقهها طولانی میشود، وگرنه خیلی از بانکها تمایل دارند پروندههایشان را به ما واگذار کنند.
یعنی بدنه کارشناسی نظام بانکی همکاری نمیکنند؟
نمیشود گفت همکاری نمیکنند. وقتی میخواهند یک قرارداد را ببندند باید زمینه کار را درست کنند و بخشی از آن این است که آنها تاکنون برون سپاری نداشتهاند از اینرو با احتیاط کار میکنند. دلیل این که بانک کشاورزی نسبتا سریع اقدام کرد آن بود که بانک کشاورزی زودتر از تمام بانکها بحث برون سپاری را تجربه کرده بود و دهها آییننامه برای خودش دارد و تمام کارهایی را که میخواهد بکند پیشاپیش شفاف است. مثلا با وجود این که ما توافقنامه، قرارداد فرعی و وکالتنامه نوشته بودیم و ماهها قبل بین اینها تقسیم کرده و به شورای عالی بانکها داده بودیم، اما به بانک کشاورزی که رسیدیم، دیدیم قراردادها و فرمهای خودش روانتر و مورد تایید ماست، چون کار کرده بود. 20 پرونده را به 20 وکیل داده بود. دیده بود مشکلش چیست، چرا وکیل اینجا این کار را نمیکند، کنار آمده و منجر شده بود به یک آییننامه نسبتا روان.
بانکهای دیگر متاسفانه کمتر این تجربه را داشتند، اکنون هم که میبینند شرکت ساماندهی آمد، سرعت خودشان را زیاد کردند.
ما اصلا توقع نداشتیم مدیرعامل بانک توسعه صادرات خودش بگوید، آقای آریانپور به چند تا از کارشناسانت بگو بیایند من هم میخواهم به خودشان بگویم. بحق خیلی هم دفاع کرد و خیلی هم علاقه نشان داد و اعلام کرد که من معتقدم این شرکت میتواند این کارها را بکند و کارشناسان و مدیر حقوقیاش هم قول دادند که این امور را انجام دهند.
سروش صاحبفصول
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: