بررسی روند دشمنی امریکا با انقلاب اسلامی ایران طی 25 سال گذشته نشان می دهد که امریکا برای مقابله با انقلاب و نظام اسلامی همواره چند موضوع را به عنوان محورهای اصلی علیه ایران مطرح کرده است :
الف - حمایت ایران از به اصطلاح تروریسم .
ب - وضعیت حقوق بشر در ایران .
ج - موضع جمهوری اسلامی درباره مساله فلسطین و صهیونیسم .
د - فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران.
2 - امریکا علاوه بر آن که محورهای فوق را به طور دائم در دستور کار خود قرار داده است ، در هر زمان و به تناسب شرایط داخلی ایران و محیط بین الملل ، یکی از این محورها را عمده کرده و بطور ویژه به آن می پردازد.
با توجه به این که قدرتهای استکباری و در راس آن امریکا از چندی پیش به پیشرفتهای قابل توجه فرزندان ایران زمین در زمینه دانش و فناوری هسته ای پی برده اند لذا این موضوع را بهانه مناسبی دانسته و با طرح موضوع واهی تلاش ایران برای دستیابی به سلاحهای هسته ای ، پروژه جدید خود را کلید زده اند.
3 - آیا امریکا در توطئه جدید علیه انقلاب اسلامی موفق خواهد شد؛ پاسخ نگارنده به این سوال منفی است و توضیح آن این است که امریکا از ابتدای پیروزی انقلاب در پی به تسلیم کشاندن یا از بین بردن انقلاب اسلامی بوده است .
این موضوع در دستور کار همه دولتهای امریکا اعم از جمهوریخواه و دموکرات جایگاه ویژه ای داشته است و امریکا برای این منظور تاکنون از همه ابزارهای در اختیار خود اعم از سیاسی ، اقتصادی ، تبلیغاتی و حتی نظامی بهره برده ولی شکست خورده و ناکام شده است و این انقلاب اسلامی است که پس از ربع قرن ، همچنان سرافرازانه به راه خود ادامه می دهد این بار هم به نظر می رسد امریکا در پایان ماجرای توطئه هسته ای علیه ایران شکست خواهد خورد و تحقیر شده از این عرصه خارج خواهد شد و انقلاب اسلامی از این گردنه هم انشاء الله به سلامت عبور خواهد کرد. این یک وعده الهی است که : یریدون لیطفوانورالله بافواههم و الله منم نوره و لو کره الکافرون .
دشمنان خدا می خواهند نور خدا را با دهانهای خویش خاموش کنند ولی خداوند نور خود را کامل می کند هر چند کافران را خوش نیاید (سوره صف - آیه 8).
البته حمایت الهی از انقلاب بدان معنی نیست که مسوولان و مدیران کشور هوشیاری لازم را در برابر توطئه ها نداشته باشند و اقدام و تدبیر لازم را در این زمینه معمول ننمایند.
همانگونه که کشور و انقلاب تاکنون با عنایات الهی و حمایت و فداکاری های مردم و تلاش مسوولان کشور و در راس آنان رهبری انقلاب از گزند خطرات و حوادث امروز گوناگون حفظ شده و از گردنه های صعب و دشوار عبور کرده است .
این بار نیز باید برای ناکام گذاشتن توطئه دشمن ، تمام تلاش و همت خود را بکار بسته و با هوشمندی و شجاعت از تمام ظرفیتها بهره ببریم اما سوال این است که چگونه و چه باید کرد؛ .
4 - برای مواجهه با تهدیدات دشمنان انقلاب 3 راهبرد قابل تصور است :
الف - درگیری با دشمن .
ب - تسلیم در مقابل خواسته های دشمن .
ج - بازدارندگی از تهدیدات دشمن .
خردمندانه ترین راهبرد در مقابل دشمنی چون امریکا، راهبرد سوم است راهبرد امنیتی نظام جمهوری اسلامی نیز تاکنون همین بوده و امروز هم همین راهبرد موردنظر مسوولان کشور است .
لذا کلیه سیاستها، روشها و اقدامات مسوولان مبتنی بر بازدارندگی همه جانبه می باشد آمادگی دفاعی کشور جهت مواجهه با هرگونه تهاجم احتمالی نیز نه تنها مغایرتی با راهبرد بازدارندگی ندارد بلکه جزؤ مکمل و ضروری آن است.
5 - مذاکرات اخیر تهران با حضور وزرای خارجه 3 کشور انگلیس ، فرانسهو آلمان را درباره فعالیتهای هسته ای ایران باید در چارچوب راهبرد بازدارندگی تلقی نمد.
با توجه به نقشی که این 3 کشور در اتحادیه اروپا و در آژانس بین المللی انرژی اتمی دارند ، لذا اصل تعامل و ارتباط با آنها تصمیمی صحیح و منطقی به نظر می رسد.
سوالی که این جا مطرح است آنست که کشورهای اروپایی بویژه 3 کشور یاد شده چه نقشی را در توطئه امریکا علیه جمهوری اسلامی برعهده دارند؛ دراین باره نظرات مختلف وجود دارد.
برخی معتقدند کشورهای اروپایی به عنوان متحدان امریکا با تقسیم کار مشخص در جهت فراهم کردن زمینه های تسلیم جمهوری اسلامی و یا برخورد با ایران عمل می کنند.
برخی دیگر بر این باورند که اروپایی صددرصد با امریکا همراه نبوده و با او تضاد منافع و اختلافات واقعی دارند و از جمله در موضوع فعالیت هسته ای ایران تلاش آنان به حاشیه راندن امریکا و در دست گرفتن ابتکار عمل و حل مشکل درجهت منافع خود می باشد.
به هر حال هر کدام از این دو نفر یا نظر دیگری صحیح و منطبق با واقع باشد ، اکنون که اروپاییها بر حق ایران در زمینه فعالیت هسته ای صلح آمیز تصریح و تاکید می کنند و خود را علاقه مند به حق مشکل از طریق آژانس بین المللی انرژی اتمی نشان می دهند و مخالفت خود را با ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان ملل ابراز می نمایند ، حتی اگر این مواضع ظاهری باشد.
دولت جمهوری اسلامی باید بنا را در تعامل و مذاکره با آنان و آژانس بگذارد و حداکثر تلاش خود را برای رفع اتهامات و جداسازی اروپا از امریکا و ناکام گذاشتن امریکا در ایجاد اجماع جهانی علیه ایران به کار ببندد.
البته این تعاملات باید با هوشیاری و هوشمندی کامل و با حفظ اصول و خط قرمزهای نظام که عزت ، استقلال و منافع ملی از مهمترین آنهاست ، صورت گیرد.
6 - در جریان مذاکرات تهران با 3 کشور اروپایی ، دولت جمهوری اسلامی پذیرفت : اولا همکاری های خود را با آژانس بین المللی انرژی اتمی در زمینه بازرسی ها و ارائه اطلاعات ادامه دهد که با توجه به عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای (NPT) این یک موضوع عادی باید تلقی شود.
ثانیا ایران با توجه به این که بارها اعلام کرده که هیچ گونه فعالیتی در جهت تولید سلاحهای هسته ای ندارد ، پذیرفت پروتکل الحاقی پیمان NPT موسوم به 2+93 را که امکان بازرسی های وسیع تری را برای آژانس فراهم می آورد امضا نماید.
البته این پذیرش جنبه غیرقطعی دارد و قطعی شدن آن مستلزم طی روند قانونی یعنی تصویب آن توسط مجلس و تایید شورای نگهبان است .
ثالثا با توجه به این که در قطعنامه اخیر شورای حکام درخصوص فعالیت های هسته ای ایران و غنی سازی اروانیوم مطالب حلاف و رافع مطرح شده بود.
این پذیرفت به طور داوطلبانه فعالیت خود را در این زمینه موقتا به حالت تعلیق درآورد که البته تعیین زمان آن با خود ایران است و هر لحظه اراده کند ، می تواند مجددا غنی سازی اورانیوم را از سر بگیرد.
کشورهای اروپایی نیز در مقابل پذیرفتند از فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران حمایت کرده و امکانات و نفوذ خود را در جهت رفع بحران هسته ای و عادی سازی شرایط به کار گیرند.
7 - آنچه که جمهوری اسلامی ایران درباره فعالیت های هسته ای خود به دنبال آن است اثبات حقانیت و درستی این فعالیت ها و اثبات این نکته برای کشورهای جهان بویژه اروپاییان است که تولید سلاح هسته ای در راهبرد دفاعی ایران جایی ندارد و ایران به دنبال آن نیست .
توفیق ایران در این زمینه می تواند نقش مهمی را در بر هم زدن توطئه هسته ای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران ایفا نماید و مذاکرات تهران با 3 کشور اروپایی نیز در جهت نیل به این مقصود انجام شده است .
طبعا اجرای موارد پذیرفته شده توسط جمهوری اسلامی ایران مشروط به آن است که اروپاییها نیز به تعهدات خود پایبند باشند.
چنانچه در آینده بویژه در نشست آتی شورای حکام آژانس انرژی اتمی که در تاریخ 29 آبان تشکیل و قرار است پرونده هسته ای ایران در آن مطرح گردد ، مشخص شود که اروپایی ها به تعهدات خود عمل نکرده و پایبند نیستند ، دولت جمهوری اسلامی هم این حق را خواهد داشت که نه تنها به هیچ یک از موارد پذیرفته شده در اجلاس تهران عمل ننماید بلکه قطع همکاریها با آژانس و حتی خروج از پیمان NPT را نیز در دستور کار خود قرار دهد.
8 - نکته آخر ضرورت حفظ وحدت و همگرایی کلیه نیروهای داخلی در قبال تهدیدها و چالشهای خارجی از جمله مساله فعالیت هسته ای ایران است .
دولت جمهوری اسلامی بر اساس یک روند قانونی تصمیماتی را در مورد مواجهه با این موضوع اتخاذ و بخشهایی از آن را به مرحله اجرا درآورده است .
هر چند حق نقد و ایراد به تصمیمات مسوولان برای همه محفوظ و در شرایطی نیز کاملا مفید و کارساز بوده و هست ولی به نظر می رسد برخی از واکنشها در جهت مصالح و منافع ملی نیست .
در این مورد بویژه باید به تبلیغات افراد و گروههایی اشاره کرد که مدعی هستند مسوولان باید مدتها قبل به فشارهای خارجی تمکین نموده و به خواسته های آنان در مورد فعالیتهای هسته ای ایران گردن می گذاشتند.
برخی از این افراد تا آنجا پیش رفتند که گفتند ایران به خاطر فشارهای امریکا باید تمام فعالیتهای هسته ای خود را تعطیل کند.
اکنون نیز که مسوولان کشور گامهایی را برای حل این مشکل برداشته اند و طبعا در این مسیر محتاج حمایت نیروهای داخلی هستند ، باز می بینیم همین گروهها مسوولان را برای اجرای سریعتر مطالبات بیگانه تحت فشار قرار داده اند گویی اینان حافظ منافع آن کشورها در ایران هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم