تسویه حساب به کارگردانی خالهاش و بازی او در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. السا فیروزآذر حوادث کوچک و بزرگی را از سر گذرانده است. در این باره میگوید: «برای طبیعیترشدن یک صحنه موتور سواری یک برای تمرین به شمال رفتم. روز فیلمبرداری رسید. طبق معمول مردم دور و اطراف عوامل فیلم جمع شده بودند. برای کار آماده شده بودم. سمت راست دوربین، یک متر فاصله بود که من باید از کنار آن رد میشدم. من باید ابتدا از تعقیب ماشین پلیس فرار میکردم، میدویدم پشت چراغ قرمز و پیرمردی که پشت موتورش نشسته بود را هل میدادم و سوار موتورش میشدم و فرار میکردم.» برداشتهای مختلفی از این پلان گرفته شد. اما آخرین برداشت برای فیروزآذر و دیگر عوامل، خاطرهساز شده است، میگوید: «همه این مراحل را طی کردم و هنگامی که قرار شد از جلوی دوربین رد شوم، یک موتور پلیس جلوتر از من رسید و آن فضای یک متری را پر کرد. این طرف هم مردم ایستاده بودند و من نمیتوانستم حرفی بزنم. چون آخرین برداشت بود. نیم متر فاصله باقی ماند که وقتی آمدم آن را رد کنم، نتوانستم موتور را کنترل کنم و همراه با موتور شوت شدم وسط خیابان! دیگر چیزی نفهمیدم. فقط حس کردم سبک شده و مردهام.» خانم میلانی با دیدن این اتفاق برای خواهرزادهاش غش میکند. موتور چندین متر دورتر از السا به زمین میافتد و السا به قدری روی زمین کشیده شده که به گفته خودش، سطح آسفالت خیابان همرنگ شلوار جین او شده بود و پایش آسیب جدی دید. هرچند او توانسته جان سالم به در برد، اما آثار این حادثه هنوز با اوست. هنوز که هنوز است، فیروزآذر در راهرفتن مشکل دارد. حتی رانندگی هم برایش قدغن است. با این حال میگوید: «به یاد گرفتن موتورسواری میارزید.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم