قتل‌هایی که معتادان رقم می‌زنند

اعتیاد ، جنون و جنایت

پسر معتاد برادرش را کشت، قتل زن جوان به دست شوهر معتاد،اعتیاد بار دیگر به جنایت انجامید، مرد معتاد به کشتن دوستش اعتراف کرد و....همه اینها تیتر اخباری است که در صفحات حوادث روزنامه‌ها درج می‌شود و بر این حقیقت غیرقابل انکار مهر تایید می‌زند که مواد مخدر نقش بزرگی را در قتل‌ها و جنایت‌ها ایفا می‌کند و زمینه‌ساز بسیاری از فجایع دلخراش و هولناک است . در هفته گذشته نیز کلمه «مواد» در 3 پرونده جنایی تکرار شد و زنگ خطر را بار دیگر به صدا درآورد.
کد خبر: ۳۱۶۷۷۲

رفیق‌ کشی

یکی از متهمانی که هفته گذشته به خاطر اعتیاد مرتکب جنایت شد جوانی 25 ساله به نام حامد است. او که دوست خود را کشته درباره این جنایت می‌گوید: سال 86 به خاطر مواد مخدر به زندان افتادم و در آنجا با فرهاد آشنا شدم. بعد از این که هر دو آزاد شدیم من به خانه فرهاد که تنها زندگی می‌کرد رفت و آمد می‌کردم. این در حالی بود که معتاد شده بودم و برای خرید مواد به پول احتیاج داشتم به همین دلیل با انگیزه سرقت موتورسیکلت‌های فرهاد او را کشتم و 2 موتور او را دزدیدم.

بدست آوردن پول برای تهیه مواد مخدر یکی از رایج‌ترین انگیزه‌های مجرمان معتاد برای ارتکاب جنایت است. نادر میرزایی روانشناس در این باره می‌گوید: فرد معتاد از نظر جسمی و روانی به مواد مخدر وابسته است برای همین دست به هر کاری می‌زند تا مواد مورد نیازش را تامین کند در این بین آن دسته از معتادانی که شغل ندارند و از نظر مالی در مضیقه هستند، سراغ دزدی می‌روند و این احتمال که حین سرقت مرتکب قتل شوند یا این که از ابتدا با طراحی نقشه جنایت دست به دزدی بزنند زیاد است. در واقع رفتارهای پرخطر و چنین جرایمی را باید از تبعات اعتیاد دانست و برای کاستن از آمار آن باید تلاش‌ها را معطوف به کم شدن میزان شیوع اعتیاد در جامعه کرد.

یکی دیگر از نکاتی که در این جنایت مستتر است سوابق کیفری هاشم است. او پیش از این نیز مرتکب جرایم دیگری شده و زندان را تجربه کرده بود اما تحمل کیفر به اصلاح وی منجر نشد. به گفته سرهنگ سعید لیراوی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران هاشم از مجرمان سابقه‌داری است که طی سال‌های گذشته به اتهام کیف قاپی و مصرف و نگهداری مواد مخدر روانه زندان شده اما هربار پس از آزادی از زندان به چرخه ارتکاب جرم بازگشته بود. میرزایی درباره این دسته از معتادان خاطرنشان می‌کند: اگر چه یکی از اهداف هر نظام قضایی از مجازات مجرمان، اصلاح و بازگرداندن آنها به جامعه است این اتفاق عملا در محیطی به نام زندان که محل تجمع مجرمان است رخ نمی‌دهد. برخی از روانپزشکان بر این عقیده هستند که احتمال گرایش یک فرد به مواد مخدر تا حدی به مسائل ژنتیکی وابسته است اما به نظر می‌رسد آنچه نقش اصلی را ایفا می‌کند شرایط خانوادگی و محیطی فرد است بنابراین برای اصلاح یک فرد باید او را در برابر محیط آلوده در امان نگه داشت. بسیاری از مجرمان بعد از آزادی از زندان دوباره به همان محیط سابق بازمی‌گردند و در همان شرایط گذشته خود قرار می‌گیرند به همین سبب به احتمال بسیار زیاد دوباره گرفتار اعتیاد می‌شوند در این پرونده نیز فرهاد بعد از آزادی از زندان چنین وضعی را داشت.

قتل خانوادگی

بسیاری از قتل‌هایی که معتادان رقم می‌زنند در زمره جنایات خانوادگی است به گونه‌ای که محمدحسین شاملو بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران تاکید می‌کند در اغلب پرونده‌های مربوط به قتل‌های خانوادگی، شاهد هستیم افراد مرتکب قتل از مواد مخدر صنعتی استفاده می‌کنند. در یکی از این دست جنایات که اخیرا اتفاق افتاده است پسری معتاد با ضربه چاقو برادر خود را از پادرآورد. بهروز هنرمند، بازپرس این پرونده توضیح می‌دهد: پس از اعلام وقوع این قتل در جریان تحقیقات مشخص شد متهم به کراک اعتیاد دارد و شب حادثه برادرش با وی به خاطر 40 هزار تومان پول‌ خود که در خانه گم شده بود، درگیر شد و در نهایت این قتل رخ داد.

متهم این پرونده نیز درباره علت درگیری می‌گوید: برادرم فکر می‌کرد من پولش را دزدیده‌ام چون من معتاد بودم او نسبت به من سوءظن داشت و هر چه توضیح دادم من پول را برنداشته‌ام قانع نشد به همین خاطر دعوای سختی درگرفت که منجر به قتل شد.

یکی از اثرات وجود فرد معتاد در خانواده ایجاد جو بدبینی بین اعضا است البته این سوءظن دوطرفه است و در موارد زیادی دیده شده شخص معتاد به دلیل ابتلا به شک فردی از اعضای خانواده‌اش را به قتل رسانده است.مردی که به جرم قتل همسرش تحت پیگرد قضایی قرار دارد، می‌گوید: به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم و فکر می‌کردم او به من خیانت می‌کند البته من شیشه مصرف می‌کردم و این افکار بعد از اعتیاد در من به وجود آمدند و بالاخره هم تحت تاثیر مواد و به خاطر سوءظن زنم را به قتل رساندم. اعترافات این مرد از زبان متهمان به قتل دیگری که در شرایط مشابه قرار دارند نیز شنیده شده است. میرزایی درباره این افراد می‌گوید: توهم‌زایی یکی از اثرات مواد مخدر صنعتی است البته بهتر است این مواد را به جای مخدر، محرک بنامیم. این مواد با اثراتی که در مغز ایجاد می‌کند باعث می‌شود فرد به شک بیمارگونه مبتلا شود. چنین شخصی همیشه در این توهم است که همسرش به او خیانت می‌کند یا یکی از بستگان قصد جان او را دارد به همین دلیل نیز چنین جنایاتی را انجام می‌دهد بنابراین افراد معتادی که تصمیم به ترک می‌گیرند حتما باید از روان درمانی نیز استفاده کنند تا اثرات سوءمواد درآنها کاهش یابد.

قتل به قصد سرقت

با استناد به پرونده‌هایی که به آنها اشاره شد برخی معتادان به قصد سرقت دست به قتل می‌زنند و گروهی دیگر یا از سوی خانواده در مظان اتهام قرار می‌گیرند یا یکی از بستگان خود را بی‌دلیل به مواردی خاص متهم می‌کنند اما در این بین برخی معتادان نیز با انگیزه گروه اول عملی را انجام می‌دهند که دسته دوم مرتکب می‌شوند. آنها به خاطر ناتوانی در تامین هزینه مواد مصرفی‌شان چاره‌ای جز این ندارند که خانواده خود را تحت فشار قرار دهند تا پول دریافت کنند اما به محض این که در رسیدن به خواسته خودناکام ماندند به قتل رومی‌آورند.

یکی از این پرونده‌ها که تحت رسیدگی قرار دارد‌ مربوط به متهمی است که مادرش را به قتل رسانده است. وی می‌گوید: روز حادثه از برادرم خواستم پول به من بدهد تا کراک بخرم اما او امتناع کرد و پیش مادرم رفت تا از من بدگویی کند.

برادرم شروع به ناسزاگویی کرد و همین مساله خشم مرا برانگیخت و با وی درگیر شدم.

در جریان دعوا، یک بطری شیشه‌ای هم به طرف مادرم پرت کردم. من در آن لحظات از خود بی خود و دچار جنون شده بودم.

مرد دیگری در یکی از شهرهای جنوبی کشور همسرش را به این دلیل که برای خرید مواد مخدر وی را همراهی نکرده بود به قتل رساند. مطابق مندرجات این پرونده متهم 60 ساله که به تریاک اعتیاد داشت در بازجویی‌ها چنین گفت: شب حادثه می‌خواستم از زنم برای خرید مواد مخدر پول بگیرم اما او با توهین و تحقیر با من برخورد کرد و باعث عصبانیت من شد من هم نتوانستم خودم را کنترل کنم و با ضربات چاقو وی را کشتم.

این دست جنایات تقریبا به قتل‌هایی تکراری تبدیل شده است اما خانواده‌ها در چنین شرایطی چه باید بکنند. میرزایی با تاکید بر این که این بحث بسیار مفصل است،در چند جمله سوال را این طور پاسخ می‌دهد: فرد معتاد در وهله اول ناآگاه است و نمی‌داند مواد چه تاثیری روی او و زندگی‌اش گذاشته و می‌گذارد بنابراین خانواده باید در این مرحله به شخص آگاهی بدهد و او را برای ترک ترغیب کند پس از آگاهی فرد از تاثیرات سوءمواد باز هم این آگاهی دادن است که می‌تواند بسیار مفید باشد البته در این مرحله محبت کردن به معتاد و تحریک عواطف او نیز باید مد نظر قرار گیرد و توهین و تحقیر به هیچ‌وجه موثر نیست. اگر رفتارهای خانواده با فرد معتاد در این دو مرحله درست باشد شخص برای ترک ترغیب خواهد شد به هر حال هر فردی که عضوی از خانواده‌اش گرفتار اعتیاد شده است باید تحت مشاوره قرار بگیرد و رفتارهای صحیح را با توجه به شرایط فرد معتاد بیاموزد.

در مجموع اولین گام برای پیشگیری از این گونه قتل‌ها آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها و جوانان و دور نگه داشتن افراد مستعد از مواد مخدر است.

برخی مواقع این معتادان هستند که قربانی جنایت می‌شوند. قتل افراد معتاد معمولا توسط اعضای درجه یک خانواده انجام می‌شود. مرد 60 ساله‌ای که پسر معتادش را کشته است می‌گوید: فرزندم به موادمخدر آلوده شده بود و به همین دلیل مرتب با هم دعوا می‌کردیم. تمام تلاش من این بود که پسرم مواد را ترک کند ولی او حاضر نبود از مخدر دست بکشد. از طرفی او بیکار بود و برای خرید مواد از من پول می‌گرفت. روز حادثه باز هم سر این موضوع با هم درگیر شدیم و پسرم تهدید کرد اگر در برابر خواسته‌اش مقاومت کنم خانه را به آتش می‌کشد.

او بعد از حدود یک ساعت به اتاقش رفت و خوابید اما من که هنوز عصبانی بودم تصمیم گرفتم او را بکشم تا برای همیشه به این مشکلات پایان بدهم.

چنین قتل‌هایی هم ریشه در ناآگاهی والدین در نحوه برخورد با فرزندان معتاد دارد و به همین سبب است که چنین خانواده‌هایی باید توصیه روانشناسان را جدی بگیرند و از راهنمایی مشاوران بهره‌مند شوند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها