در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«من زهرا هستم یکی از هزاران نفری که نامه تو را در نسل سوم خواندند و به مشکلت فکر کردند.
احساسی که تو داری و رنجی که میکشی کاملا طبیعی است. بخصوص برای افرادی مثل من و تو که در مواجهه با چنین مسائلی حساستر، عاطفیتر و آسیبپذیرتر هستیم. من هم روزی به مشکلی شبیه تو برخوردم. دوست عزیزی داشتم که چند سال با هم و در کنار هم بودیم، همدیگر را بیاندازه دوست داشتیم و حتی یک روز دوری، ما را عصبی و افسرده میکرد. سالی که پیش دانشگاهی بودیم دوستم تصمیم مهمی گرفت که پذیرفتنش هم برای من سخت بود هم برای او. این تصمیم ما را از هم دور میکرد اما به خاطر نتایج مثبتی که میتوانست برای او داشته باشد چارهای جز قبول آن نداشتیم.
گذر زمان به من نشان داد که این رنجها گذرا و ناپایدارند.گذر زمان خود مرهمی ست روی زخمهای ما. ممکن است طول بکشد اما اگر تلاش کنیم در نهایت، حاصل کار شیرینیست. دوست من! سعی کن دوستت را برای خودت حفظ کنی ولی او را از فرصتهایی که به او دست میدهند منع نکن. به او بال و پر بده و هر دوتان را به دست خدا بسپار، بگذار دوستت قدردان از خودگذشتگی تو باشد. اما دوری مانعی سر راه دوستی نیست بلکه میتواند آن را باشکوهتر و پرجلوهتر سازد. دوستت اگر به سفری دور و دراز برود، آن سر دنیا هم که باشد، وقتی قلبهای شما در کنار هم باشند، فاصلهای بینتان نیست. تازه، ما که فرزندان این روزگاریم، با ایمیل، چت، پیامک و...
ناآشنا نیستیم. اینها هم ساخته شدهاند برای اینکه ما را به هم نزدیکتر کنند!
آخرین سخنم اینکه: به خاطر اتفاقی که افتاده خودت را اذیت نکن، به زندگی تازهای فکر کن که پیش روی تو و دوستت قرار گرفته. به خودت اطمینان بده که خدا برایتان خیر میخواهد و این راهیست برای اینکه بتوانید با سعی و تلاش، گامی در جهت ِانسانی بهتر شدن بردارید.
برایت دعا میکنم. خدا نگهدارت.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: