در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتما یادتان هست بچه که بودیم دست در دست پدر و مادر با هزار ذوق و شوق از این سر شهر به آن سر شهر میرفتیم تا برای شب عید لباس نو بخریم و به قول معروف چیزی از بچههای فامیل کم نداشته باشیم. آن وقتها خبری از مرکز خریدهای میدان ونک، میدان محسنی، میدان تجریش و مرکز خرید گلستان و میلاد نور نبود و اگر ساکن تهران بودید برای خرید کفش سپهسالار تقریبا مکان همیشگی بود، برای خرید لباس کوچه برلن یا چند مغازه یا بازارچه کوچک این طرف و آن طرف شهر. پدر و مادر به اتفاق هم تصمیم میگرفتند که چه چیزی پا کنیم و چه چیزی بپوشیم. اگر جلوی مغازه کفشفروشی میایستادیم و دلمان فلان کفش را میخواست خیلی وقتها محال بود برایمان بخرند، بهانه میآوردند که رنگش خوب نیست، زود خراب میشود یا گران است. لباس نویی را که خریده بودیم تا زمان شروع رسمی سال نو دست نمیزدیم، سال که نو میشد همه خانواده با لباسهایی که انگار دو دقیقه پیشش از تولیدی درآمده بود در خیابان ظاهر میشدیم و خوشحال و خندان به دیدن بستگان و آشنایان میرفتیم.
حالا که بزرگتر شدهایم بیشتر وقتها تنهایی به خرید میرویم و برای خرید لباس کمتر نظر پدر و مادر را میپرسیم.
دیگر از آن همه ذوق و شوق لباس نو خریدن برای عید کمتر خبری هست. حتی بعضیهامان رویمان نمیشود با آن لباسهایی که نو بودنش چشم هر بینندهای را کور میکند به خیابان برویم و معمولا یکی دو ماه قبل از عید لباسهای نویمان را میپوشیم.
اگر از مردمی که این روزها در خیابان هستند بپرسید چرا قبل از سال نو لباس میخرند؟ جواب میدهند از قدیمالایام رسم بوده که همراه با آغاز بهار و باز شدن گلها و سبز شدن چمنها و نو شدن همه چیز آدم هم باید خود را برای این همه طراوت و سبزی آماده کند و سر تا پا نو شود اما از اینها که بگذریم برای خیلیها شب عید بهترین بهانه است.
هر چقدر هم که سرشان شلوغ باشد سعی میکنند حداقل برای لباس نو خریدن وقتی پیدا کنند. از نظر مالی هم دستشان از مواقع دیگر بازتر میشود. بنابراین به اتفاق خانواده راهی خیابانهای شلوغ میشوند و از این مغازه به آن مغازه میروند و سعی میکنند باکیفیتترین اجناس را با مناسبترین قیمت تهیه کنند. مغازهها پر میشود از خریدارانی که سر پایین آوردن قیمت با فروشنده چانه میزنند و فروشندههایی که با گفتن این که جنسشان فلان مارک یا ساخت فلان کشور است با مشتریها یکی بدو میکنند.
معمولا از 2 ماه قبل از عید بیشتر فروشگاهها، مراکز خرید و مغازههای پوشاک، اجناس زمستانیشان را حراج میکنند تا بعد از آن لباسهای بهاری و جدیدشان را عرضه کنند. حتما در این روزها دیدهاید که بیشتر مغازهها اجناسشان را از 10 تا 70 درصد حراج کردهاند. در این موقع دیدن آدمهایی که در مغازهها از سر و کول هم بالا میروند چندان جای تعجب ندارد و دیدن مردمی که اجناس داخل مغازه را از دست هم میکشند و به یکدیگر فشار میآورند تا یکجوری خود را در مغازه جا کنند دور از انتظار نیست. در مواقع فروش فوقالعاده جلوی بعضی از فروشگاههایی که اجناسی با کیفیت بهتر دارند و قیمتهایشان در حالت عادی سر به فلک میکشد صفهایی طویل تشکیل شده. حدود 30، 40 نفری داخل مغازه در حال این طرف و آن طرف رفتن و فشار آوردن به همدیگر هستند و دو برابر آن، جمعیت بیرون از درها منتظرند که در به رویشان باز شود و با باز شدن درها سیل جمعیتی است که از هر طرف به داخل مغازه هجوم میبرند و هر چه را که بتوانند میخرند. به طوری که اگر شمایی که صبح از کنار آن مغازه یا فروشگاه پر از لباس رد شده باشید شب آن را خالی خواهید دید. بنابراین اگر حراج شبهای عید را از دست بدهید بعد از آن قیمتها دو برابر میشود. لباسی که تا 2ماه پیش قیمتش 20 هزار تومان بوده میشود 35هزار تومان، کفشی که تا قبل از این میشد با 30 هزار تومان خرید، میشود 50 هزار تومان. فروشندهها هم که با مردم زیادی که برای خرید آمادهاند و حاضر به پرداخت هر مبلغی هستند مواجه میشوند قیمتها را بالاتر میبرند هر چند تقصیر را به گردن تولیدکنندهها میاندازند. البته قیمت انواع لباس از یک نقطه تا نقطه دیگر فرق میکند. هر چقدر بالای شهر بروید قیمتها چند برابر و پایین شهر که بیایید قیمتها نصف و یک سوم میشود. بازار تهران از آن جاهایی است که هر چند در مواقع دیگر سال شلوغ است اما در روزهای پایانی سال این شلوغی دو چندان میشود و مردم تقریبا از همه نقاط شهر برای خرید به آنجا میروند. تولیدی بیشتر مانتوفروشیها، کفش و کیففروشیها و... در بازار است و بنابراین قیمتها ارزانتر از جاهای دیگر.
جدای از میدان ولیعصر، خیابان جمهوری، میدان ونک، میدان تجریش و... که در بیشتر مواقع سال و بهخصوص این روزها شلوغ هستند و برای خرید شب عید به کار میآیند، فروشگاههای بهاره که با نزدیک شدن به سال جدید از 15 اسفند تا 15 فروردین کارشان را شروع میکنند هم انواع احتیاجات مردم از لباس گرفته تا فرش و یخچال را ارائه میدهند.
حتما خودتان میدانید نزدیک شبهای عید یک نیروی جاذبه، آدم را به خیابان میکشد و انگار الهام میشود که لباس نو بخرد یا نه فقط در خیابانها راه برود و سیل عظیم جمعیت را تماشا کند. لباس نو خریدن برای بعضیها عید و غیرعید نمیشناسد. 12 ماه سال را مشغول خرید از این مغازه یا آن مغازه هستند و بالا و پایین رفتن قیمتها چندان برایشان تفاوتی ندارد اما برای عدهای دیگر لباس نو خریدن به شبهای سال نو خلاصه میشود. سعی میکنند جایی را برای خرید انتخاب کنند که دخل و خرجشان با هم جور دربیاید. گذشته از قیمتها که دمدمهای سال جدید سیر صعودی پیدا میکند از جایی به جای دیگر متفاوت است. لباسهایی که در شب عید به عنوان مد ارائه میشود در مناطق مختلف فرق چندانی نمیکند. سال نو با خودش مد و رنگ جدیدی را هم به همراه میآورد. یک سال می بینید مثلا مانتوها بلندتر یا کوتاهتر شده یا پنجه کفشها نوک تیز شده یا به طرف داخل قوس پیدا کرده، یک سال کیف و مانتوها سبز میشود، سال دیگر آبی یا بنفش، سال بعدش قرمز و سالی دیگر قهوهای که به عنوان رنگ آن سال شناخته میشود.
همه این تکاپوها، از این طرف به آن طرف رفتنها، چک و چانه زدنها برای خریدن لباس، شیرینی، آجیل و... تا دم دمهای عید ادامه دارد با نزدیک شدن به سال تحویل، خیابانها خالی از آدم و ماشینها میشود و همه آن شلوغیها از یاد میرود. همه با لباس نو یا قدیمیشان دور هفتسین مینشینند و تمام آن بدو بدو کردنها را از یاد میبرند.
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: