سنت‌هایی‌که باید زنده نگاه داریم

کد خبر: ۳۱۶۴۲۵

آنچه از خاطرات پدران و مادرانمان برجای مانده نشان می‌دهد در آن زمان تقریبا تمام کارهای مربوط به عید، توسط اعضای خانواده انجام می‌شد که در بیشتر مواقع، همه در یک خانه زندگی می‌کردند و دست به دست هم داده به خیاطی و خانه تکانی، خرید و پخت و پز می‌پرداختند و خلاصه با آغاز سال نو، همه با احساس رضایت از نتیجه کوشش‌های خود، پذیرای مهمانان شده و خود به دیدار فامیل می‌رفتند و روزهای خوشی را در کنار یکدیگر می‌گذراندند.

عید نوروز برای کودکان از حال و هوای ویژ‌ه‌ای برخوردار بود و اکثر آنان تنها در همین زمان صاحب یک دست لباس نو می‌شدند و شاید یکی دو اسکناس تا نخورده عیدی می‌گرفتند و برای آن هزار تا نقشه می‌کشیدند. هرچند که در بیشتر موارد این اسکناس‌ها به جیب والدین می‌رفت و خرج گوشه‌ای از اجاره خانه یا یک مورد ضروری دیگر می‌شد که آن را به بعد موکول کرده بودند.

زندگی پدر و مادر ما در روزگاران قدیم مصداق بارز ضرب‌المثل «چو فردا شود فکر فردا کنیم» بود، اما تمام اینها چیزی از لذت عیدی کم نمی‌کرد و بچه‌هایی هم که می‌دانستند قرار است عیدی نقد آنها به مصارف دیگر برسد، با این ایده که کمک خرج پدر و مادر خود شده‌اند به خود دلگرمی می‌داده و حتی بادی به غبغب می‌انداختند و احساس بزرگی می‌کردند.

رخت ولباس نو: از آغاز ماه اسفند کم‌کم اندیشه عید نوروز موجب شادی اغنیا و نگرانی فقرا می‌شد. البسه کودکان معمولا از رنگ‌های شاد و زنده تهیه می‌شد که معمولا توسط خانم‌های خانه دوخته می‌شد و کفش و کلاه تنها مواردی بودند که از بازار خریداری می‌شد. خانم و آقا هم (درخانواده‌های متوسط) معمولا به نو کردن چند تکه اصلی لباس خود که شامل چادر مشکی و چادر نماز، کفش و عبا بود می‌پرداختند و در صورت امکان البسه دیگر را شسته و رفو می‌کردند، یقه‌ها را آهار می‌زدند و خلاصه برای سال نو، نو نوار می‌شدند.

سبزه سبز: سبزه عید از 10 تا 20 روز مانده به عید باید سبز می‌شد. به این ترتیب که خانم خانه به تعداد جمعیت خانواده مشت مشت گندم یا عدس یا هر دانه سبز کردنی دیگر را برداشته و در ظرفی سفالی می‌ریخت، این کار باید طوری با دقت انجام می‌شد که از دستشان دانه‌ای به زمین نیفتد و در ضمن با هر مشت دانه باید برای سلامتی، خوشی، سعادت و گشایش بخت و مال آن شخص دعا می‌کردند، سپس روی دانه‌ها را با آب نیم گرم پوشانده و در جایی نه گرم و نه سرد قرار می‌دادند و هر روز آب تازه بر ریش می‌ریختند تا جوانه بزنند.

این دانه‌های جوانه زده را در دستمال مرطوبی نگه می‌داشتند تا برگ‌های آن نیش بزند و بالا بیاید، سپس سبزه را در یک سینی یا بشقاب زیبا قرارداده و هر روز آب می‌دادند تا سبز شده و برای هفت‌سین آماده شود، سپس آن را با روبانی قرمز و گل‌های پارچه‌ای تزیین کرده و سر سفره می‌گذاشتند.

خانم‌های باسلیقه با تخم تره تیزک (شاهی) سبزه سبز می‌کردند و با دانه‌های شاهی که پس از خیس شدن لعاب پیدا می‌کند، روی پارچه‌ای جملاتی چون سال نو مبارک یا یا مقلب القلوب و الابصار را می‌نوشتند و سبزه خود را به این شکل سبز می‌کردند.

خوردنی‌های شب عید

سبزی پلو: یک شب مانده به تحویل سال، زمان خوردن سبزی پلو با کوکوی سبزی، سیر تازه و ماهی فرا می‌رسید. عقیده به خوردن پلوی سبزی در این بود که می‌گفتند خوردن آن دل را زنده، احشا را تازه، بدن را رطوبت مفید می‌بخشد و روح تازه به تن می‌دمد. سبزی تازه در گلخانه‌ها عمل می‌آمد و به قیمت گزافی فروخته می‌شد و تازه به دوران رسیده‌ها برای آن‌که نشان بدهند سبزی و ماهی تازه خورده‌اند، آشغال سبزی و کله ماهی را کنار در خانه خود می‌گذاشتند.

از طرفی بسیاری از افراد خیر در این شب به یاری مستمندان شتافته و با بردن برنج، روغن، ماهی و تخم مرغ به در خانه آنها، دلشان را شاد می‌کردند.

چراغ‌های شب عید: از اعتقادات دیگر شب سال نو این بود که باید شعله و نور در خانه زیاد باشد که این شامل اجاق یا منقل و چراغ‌ها بود که باید تا صبح روز دوم سال روشن نگه داشته می‌شد به‌طوری‌که باید با کمال دقت نفت‌گیری می‌شد تا دود نزند و خاموش نشود. از طرفی، شیوه سوختن این چراغ‌ها، خود تعبیر و تفسیری داشت که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

اگر چراغ‌ها از ابتدا تا انتها روشن و سالم باقی مانده بود، سالی پربرکت با دلخوشی و تندرستی در انتظار اهل خانه بود، اگر لوله چراغ‌ها دود زده می‌شد یا شمع درون آنها به یکسو می‌افتاد، تاریکی و کدورت در زندگی رخنه می‌کرد، اگر خاموش می‌شد، مالی از دستشان می‌رفت یا امیدی به ناامیدی مبدل می‌شد و بدتر از همه این‌که اگر لوله چراغ می‌شکست یا چراغ واژگون می‌شد، به معنای درگذشت کسی از نزدیکان یا زیر و رو شدن زندگی اهل خانه بود.

هفت‌سین: چیدن سفره هفت‌سین یکی از مهم‌ترین آداب استقبال سال نو بود که نچیدن آن معادل با نگون‌بختی در سال جدید به شمار می‌آمد. پارچه سفره هفت‌سین معمولا سفید و تمیز بود که 7 نوع خوردنی که با حرف سین آغاز می‌شد بر روی آن چیده می‌شد که شامل: سیر، سرکه، سماق، سمنو، سبزی، سنجد و سیب بود و با اشیا و مواد دیگر تکمیل می‌گشت.

مواد هفت‌سین نیز بر روی سفره قرار داده می‌شد که نشان از برکت، سلامتی، زایش، زیبایی و شادابی داشتند.

اسفند برای رفع چشم زخم و شیرینی برای شیرین کامی بر سر سفره آورده می‌شد. یک کاسه آب که نارنجی در آن انداخته بودند هم جزو ضروریات سفره بود زیرا نام نارنج (نا رنج) را به معنی بدون رنج معنا می‌کردند و حضور این میوه را دافع درد و رنج می‌دانستند.

آداب نشستن بر سر سفره هفت‌سین: از زمانی که خانواده با بهترین لباس‌های خود بر سر سفره گرد هم جمع می‌شدند، دیگر تمام حواس‌ها متوجه خیرخواهی و خوش اقبالی بود و همه باید با خلق خوش، ابروی گشاده و لبخند بر لب بر سر سفره می‌نشستند و همه گفتگوها درباره خیر و خوشی و ذکر و دعا برای رفع بیماری، روا شدن حاجت و دفع بلا باشد. خواندن دعای یا مقلب القلوب والابصار نیز بسیار مطلوب بوده است. با تحویل شدن سال و به صدا درآمدن توپ سال نو، همه به دیده بوسی و تبریک سال نو مشغول می‌شدند، کام خود را شیرین کرده و به شادی می‌پرداختند.

تفریحات نوروز تا روز سیزده: روزهای عید به دید و بازدید و شادی و تفریح می‌گذشت و رسم بر این بود که در این روزها کسی بداخمی و تندی نکند، پول یا مالی قرض نکند، نزد پزشک و دوا فروش هم نرود و خلاصه از هر مورد غم‌افزا و مکدرکننده دوری کند. البته زیارت اهل قبور و پخش نذری برای رفتگان جزو آدابی بود که هرچند غم افزا، اما موجب شادی روح رفتگان و در نتیجه بسیار پسندیده به شمار می‌رفت.

دو سه روز اول عید برای دیدار از بزرگ‌ترها بود که از منزل پدر و مادر آغاز می‌شد و منازل دایی و عمه و دیگر بزرگان و دوستان می‌گذشت. در این دید و بازدیدها عیدی‌هایی هم رد و بدل می‌شد و بخصوص عروس و دامادها در اولین عید پس از ازدواج عیدی فراوانی می‌گرفتند.

گشت و گذار و سفر هم در برنامه‌های روز چهارم به بعد بود و تفریح و استراحت معمولا تا روز سیزده ادامه داشت و در این روز به اوج خود می‌رسید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها