در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینها فرازهایی از آخرین گفتگوی منتشر شده از استاد بزرگ فوتبال ایران، منصور امیرآصفی بود که مشروح آن، ماه گذشته در روزنامه «جامجم» به چاپ رسید. متاسفانه صبح دیروز استاد امیرآصفی که از بیماری سرطان پیشرفته معده رنج میبرد، در 73 سالگی جان به جانآفرین تسلیم کرد و دار فانی را وداع گفت.
امیرآصفی که 11 سال پیراهن تیم ملی را بر تن کرد و در المپیک 1964 بازوبند کاپیتانی ایران را بر بازو بسته بود، شاگردانی را به فوتبال ایران معرفی کرد که نظیری برای آنها پیدا نشد. در این میان نام علی پروین و پرویز قلیچخانی شاید تکرارنشدنیتر از بقیه باشد، اما آنچه بیش از همه نام امیرآصفی را برای اهالی فوتبال ارزشمند و در خور احترام کرده بود، شخصیت ممتازی است که احترام ناخودآگاه هر کسی را معطوف خود میکرد.
به هر حال، اکنون روح بزرگ امیرآصفی در تن رنجور او جایی ندارد و دیروز آخرین روزی بود که او طعم تلخ درد و بیماری را چشید؛ اما آنچه افسوس را بر دل دوستداران واقعی روح ورزش و فوتبال جاری میکند، قدر ندانستن از چنین گنجینههایی است و این ناسپاسیها، حاصلی جز معضلات اخلاقی، فرهنگی و فنی در فضای گاه ناسالم ورزش و فوتبال نخواهد داشت.
هنوز کلام استاد را در گوشم میشنوم؛ که با دلی پرخون و قلبی آکنده از عشق گفت: نباید برد را تنها دستاورد فوتبال بدانیم و اثرات سازنده دیگر آن در زمینههای تربیتی، مهارتی، اجتماعی و شخصی را نادیده بگیریم؛ دستاوردهایی که برای زندگی انسانها در کنار یکدیگر بسیار مفید و ارزشمند است.
امیرآصفی رفت، همان گونه که دهداری رفته بود؛ ولی مرام، منش و سجایای اخلاقی و شخصیت ورزشی رفتنی نیست، چون ریشه در روح پاک و فطرت انسانی دارد. پس تا انسانیت زنده است، نامهای خوشآوای مردان حقیقی بر سر زبانها خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی!
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: