در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست است که سینما بیرحم است و هر ستارهای دوران افولی دارد اما یادمان باشد که بازیگرانی مثل بابک هیچگاه سودای ستارگی نداشتهاند و همواره در سینما، تلویزیون و مهمتر از اینها بر روی صحنه تئاتر درخشیدهاند و آبروی نمایش این سرزمین به حساب میآیند. هنوز خاطرمان هست که پس از مرگ بزرگانی چون پرویز فنیزاده، جلال مقدم، اسماعیل محمدی و مهدی فتحی سینما و عرصه نمایش ایران دچار چه خسرانی شد. بازیگرانی هستند که همواره بیجایگزین به نظر میرسند و رضا بابک قطعاً یکی از آنهاست. «به رنگ ارغوان» فیلمی است که سوای همه چیز، بازیگرانی دارد که بار عمدهای از ارزش و کیفیت اثر را بر دوش دارند. از چهرههای مطرح و شناختهشدهای مثل حمید فرخنژاد تا بازیگری کهنهکار و سرد و گرم چشیده به نام رضا بابک.
به نقل از کتاب «فرهنگ سینمای ایران» تألیف ارزشمند محقق گرامی غلام حیدری، رضا بابک با نام اصلی رضا فشنگچی در سال 1323 در تهران متولد شد. او از نسل بازیگرانی است که دو راه بیشتر برای ورود به عرصه بازیگری نداشتند؛ یا باید با پیوستن به جریان غالب فیلمفارسی، صرفاً به حضور در فیلمهای بیارزش و بیخاصیت سینمای ایران قناعت میکردند یا باید به دنیای تئاتر و نمایش میگرویدند، تازه این پایان کار نبود. چرا که در آن زمان نمایشیها هم به 2 دسته تقسیم میشدند؛ یک گروه عمده، کارشان برپایی نمایشهای عامهپسند بود و گروه دیگر که در اقلیت بودند، با روی صحنه بردن نمایشنامههای خارجی و ارزشمند و گاه متونی از نویسندگان برجسته وطنی، درصدد شکلدهی به نمایش نوین ایران بودند. کار رضا بابک از اواخر دهه 40 آغاز شد؛ او از همان اوان جوانی به جریان نمایش روشنفکری ایران پیوست و رفتهرفته استعدادهایش را بروز داد. همان زمان به تحصیل پرداخت و در رشته بازیگری و کارگردانی درس خواند و سرانجام در سال 1353 فارغالتحصیل شد. پیش از این کارش را در تلویزیون هم شروع کرده بود، اما نخستین فیلمی که در آن به عنوان بازیگر حضور یافت «چریکه تارا» نام داشت. بهرام بیضایی که برای ساختن فیلمش میخواست از نسل تازهای از بازیگران تئاتر استفاده بکند، ابتدا از سوسن تسلیمی در نقش اصلی استفاده کرد و سپس رضا بابک را که در آن زمان 34 ساله بود، مقابل او گذاشت. پیش از این، پروانه معصومی در فیلمهای این کارگردان مطرح نقشهای اصلی را عهدهدار بود اما همچنان که گفته شد، بیضایی از نسل تازهای از بازیگران بهره برد؛ همکاریاش با سوسن تسلیمی تا نزدیک یک دهه بعد ادامه پیدا کرد اما رضا بابک که در یکی از نقشهای اصلی «چریکه تارا» خوش درخشیده بود، دیگر فرصت چنین همکاریای نیافت و سالها طول کشید تا بار دیگر در فیلمی از سینمای ایران بازی کند.
در صورت اعتماد به کتاب غلام حیدری، مشخص میگردد که رضا بابک 10 سال پس از «چریکه تارا» یعنی در 44 سالگی و در سال 1367 برای دومین بار جلوی دوربین فیلمی از سینمای ایران رفت. نام این فیلم «سفر عشق» است و کارگردانش ابوالحسن داوودی. درباره دلایل این ده سال دوری از سینما میتوان از رضا بابک پرسید، همچنین درباره این که چرا از زمانی که از دانشگاه فارغالتحصیل شد، تا زمانی که برای اولین بار در فیلمی از سینمای ایران حاضر شود، این اندازه زمان طول کشیده است. در صورتی که پاسخ بابک، بر عدم وجود متنهای مناسب و فیلمهای قابل تأمل دلالت داشته باشد یا اصلاً وجه بدبینانه ماجرا در این دوران نقش داشته باشد (به این معنا که پیشنهادی برای کار وجود نداشته) آنگاه باید به حال سینمای ایران افسوس خورد که چه سالهای باارزشی از زندگی این هنرمندان دور از کار سپری شده است. «سفر عشق» حتی اگر فیلم ارزشمندی در کارنامه سازنده و بازیگرش نباشد، حداقل این حسن را داشت که داوودی و بابک را در ادامه به فعالیتی حرفهایتر واداشت. از این پس هم کارگردان و هم بازیگر سالهای پرکاری خود را آغاز کردند و آنچه درباره رضا بابک میدانیم و آنچه او را به شهرت و اعتباری نسبی رسانده، فعالیتهایش طی این سالهاست. نکته حائز اهمیت درباره این بازیگر این است که در سالهای اواخر دهه 60 کمتر پیش آمد تا در فیلمی مطرح بازی کند و نقشی آنچنان جدی و جذاب به او پیشنهاد نشد تا هنر بازیگریاش را به معرض نمایش بگذارد. پس از «سفر عشق» در «ارثیه» به کارگردانی کاظم بلوچی بازی کرد. «ریحانه» فیلم علیرضا رئیسیان بود که با بازی رضا بابک روی پرده رفت و بیش از آن دو فیلم قبلی دیده شد. با این حال این فیلمها آثاری نبودند که توان بازیگری بابک را به نمایش بگذارند. «گربه آوازهخوان» و «لبه تیغ» دیگر فیلمهای بابک بودند که اولی اثری پرفروش بود. سپس فیلمهای دیگری از راه رسیدند؛ «کودکانی از آب و گل» ساخته عطاالله حیاتی و «آقای شانس» که در این دومی رضا بابک فیلمنامهنویس بود. «شریک زندگی»، «عاشق فقیر»، «مرد آفتابی»، «بزرگ خیلی بزرگ» دیگر فیلمهای رضا بابک بودند که نه آنچنان مورد پسند منتقدان قرار گرفتند و نه اعتباری به کارنامه بازیگر مورد نظر ما افزودند.
پس رضا بابک از چه زمانی رضا بابک شد؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا باید گفت که این فیلمها با همه ضعفها و مشکلاتشان نمایشگر چهرهای تازه بودند که مناسب نقشهای مکمل فیلمها بود و میتوانست در قالبهای گوناگونی گلیم خودش را از آب بکشد. پس رضا بابک پس از بازی در این فیلمها دیگر چهرهای ناشناس نبود. اما در همین دوران مرضیه برومند بانوی هنرمند عرصه سریالسازی و کسی که محبوبترین آثار کودکان را طی این سالها ساخته، تصمیم میگیرد سریالی درباره روابط مردم در یکی از محلههای تهران بسازد. نام این سریال «آرایشگاه زیبا» است و بازیگر اصلیاش رضا بابک.
«آرایشگاه زیبا» یکی از پربینندهترین و محبوبترین سریالهایی است که در سالهای پس از انقلاب ساخته شده است. رضا بابک در این مجموعه در کنار جمعی از بهترین بازیگران مطرح سینما و تئاتر و تلویزیون نقشآفرینی فوقالعادهای داشت. او با این سریال به چهره محبوب خانوادهها تبدیل شد و از آن به بعد در هر فیلم یا سریالی که بازی میکرد، جزو چهرههای مورد توجه مردم بود. کسانی که آثار مرضیه برومند را دنبال کردهاند، بخوبی میدانند که این کارگردان خوب تلویزیونی، در نوع بازی گرفتن از بازیگرانش روش ویژه خود را دارد. او برای رسیدن به واقعگرایی و واقعنمایی موردنظرش، از بازیگران خود میخواهد که هر چه بیشتر به الگوهای عینی نزدیک شوند و شاید مهمترین دلیل محبوبیت سریالهای این کارگردان، علاوه بر نگارش متنهای بسیار خوب، همین نحوه کار با بازیگرانش باشد.
رضا بابک امسال تقریباً سالی شلوغ و پرکار را پشت سر گذاشت. پیش از نمایش «به رنگ ارغوان» بازیاش را در «دعوت» فیلم قبلی ابراهیم حاتمیکیا دیده بودیم که در آنجا با گوهر خیراندیش همبازی بود. البته «به رنگ ارغوان» پیش از «دعوت» ساخته شده بود و تأخیری که در نمایش آن ایجاد شد باعث شد تا تماشاگران هنرنمایی بابک را چند سال بعد ببینند. او در «به رنگ ارغوان» ایفاگر نقش یک فرمانده امنیتی است که پس از مشاهده کمکاریها و غفلتهای مأمورش، بیخبر به سراغ او میآید و غافلگیرش میکند. یکی از ویژگیهای بازیگران بزرگ در این است که در اندک زمانی که در اختیار دارند، بازیشان میتواند بیشترین تأثیر ممکن را داشته باشد و به همین دلیل است که حاتمیکیا 2 نقش کوتاه اما مؤثر فیلمش را به ترتیب به رضا بابک و فرهاد قائمیان میدهد. از بازی خوب بابک در سریال «گاوصندوق» هم نباید به سادگی گذشت چون در این سریال که زیاد به کیفیت آن انتقاد شد، بازیها یکی از موارد استثناء بودند و در این میان رضا بابک از همه استثناییتر بود.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: