در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هیوا توضیح میدهد همه چیز از یک اشتباه شروع شد: من تکپسر خانواده هستم و خانوادهام از نظر طبقه اجتماعی در طبقه متوسط قرار دارد. من بچه درسخوانی بودم و توانستم در همان سال اولی که در کنکور شرکت کردم در رشته مهندسی کشاورزی قبول شوم. بعد از اتمام تحصیل از سربازی معاف شدم و دنبال کار گشتم، هرچند نتوانستم در رشته تحصیلی خودم شغلی پیدا کنم. در شرکتی که متعلق به یکی از دوستان پدرم است شروع به کار کردم و همه چیز خوب پیش میرفت تا این که یک روز برای یکی از دوستانم یک پیامک فرستادم ولی ظاهرا موقع وارد کردن شماره تلفن گیرنده اشتباه کردم و آن پیامک به دست دختری به اسم فرنوش رسید. همین اشتباه سرآغاز دوستی هیوا و فرنوش شد. مرد جوان میگوید: وقتی فرنوش که آن زمان نمیشناختمش جواب پیامک را داد متوجه اشتباه خودم شدم و عذرخواهی کردم. او هم متقابلا جوابم را داد. همان شب نمیدانم چه شد که تصمیم گرفتم یک بار دیگر برای آن دختر پیامک بفرستم. آن زمان خیلی احساس تنهایی میکردم و فکر میکردم یک رابطه دوستانه میتواند علاج دردم باشد و اکنون موقعیت خوبی نصیبم شده است.
خلاصه این که رد و بدل شدن پیامکها تا آنجا ادامه پیدا کرد که 2جوان بر آن شدند یکدیگر را از نزدیک ملاقات کنند. هیوا میگوید: قبل از ملاقات چند بار تلفنی با هم صحبت کردیم، بعد هم در پارک ساعی قرار ملاقات گذاشتیم. در برخورد اول احساس کردم به فرنوش علاقهمند شدهام. او دختر خوشتیپ و سر و زبانداری بود. از نحوه رفتارش فهمیدم او هم نسبت به من بیمیل نیست.
ملاقاتهای دو جوان دو ماه ادامه پیدا کرد تا این که آنها این بار تصمیم به ازدواج گرفتند: پدرم با این وصلت مخالف بود و میگفت ما فرنوش و خانوادهاش را به اندازه کافی نمیشناسیم ولی من آنقدر اصرار کردم تا راضی شد به خواستگاری بیایند و در نهایت ما پای سفره عقد نشستیم.
بعد از ازدواج بود که ورق برگشت و هیوا متوجه اشتباه خود شد . او میگوید: زنم انسانی خودخواه و عصبی است. او مرتب پرخاش میکند و انتظار دارد من کامل در خدمت او باشم و تنها وظیفه و کارم در زندگی این است که نیازهای وی را برآورده کنم. اوایل سکوت میکردم اما طاقتم خیلی زود تمام شد و حالا در حالی که هنوز یک سال از تاهلم نگذشته به این نتیجه رسیدهام که طلاق تنها راه چاره است.
هیوا البته با امضای پای برگه طلاق نمیتواند آن تصمیم اشتباهی را که گرفته بود جبران کند چرا که علاوه بر ضربه عاطفی، از نظر مالی نیز متضرر شده است و باید مهریه همسرش را که 1362 سکه بهار آزادی است بپردازد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: