باغچه مینو، دلبندم، شبهای برره و جایزه بزرگ از دیگر کارهای اوست. او هماکنون بازیگر پرطرفداری است، اما به بعضی از همکارانش آلرژی (حساسیت) دارد. نسبت به سیامک انصاری و مهران مدیری و رضا عطاران آلرژی دارد و نمیتواند بدون آنکه بخندد روبهرویشان بازی کند. او عاشق رنگ نارنجی و دوران کودکی است.
خودش میگوید: هنوز هم دوست دارم کودک باشم. او جواد رضویان است.
چطور وارد عرصه بازیگری شدی؟
سال 73 بعد از ورود به دانشگاه و پیگیری رشته نقاشی به قصد طراحی صحنه که رشتهای مرتبط با نقاشی است، وارد تلویزیون شدم.
ولی رفته رفته آنقدر نقش پیشنهاد شد که میان من و رشته اصلیام فاصله افتاد. هنوز هم عاشق نقاشی هستم و دوست دارم آن را ادامه بدهم. به هر حال بازیگری برایم خیلی تصادفی پیش آمد. برای طراحی صحنه «لبخند سوم» سرصحنه رفتم و به پیشنهاد دوستان نقشی هم بازی کردم.
یعنی پیش از این، علاقه چندانی به سینما و تلویزیون نداشتی؟
بیشتر کارتونها برایم جذاب بودند. پلنگ صورتی، تام و جری و معاون کلانتر. نقاشیهایی با ترکیب ساده را همواره دوست داشتم. پلنگ صورتی همیشه برایم طرحهای آرمانی و خوبی دارد.
آنقدر برایت جذاب هست که قبول کنی نقش پلنگ صورتی را در یک برنامهای بازی کنی؟
فضای ساده این کارتون را دوست دارم. فضایی که برای کودکان جذاب و قابل هضم است. حتی این سادگی برای بزرگترها هم دلپذیر است. مطمئنا هر کسی در ذات خود به یک سادگی میرسد.
ضمن این که یک شیطنت نهفته در کارتونهایی که به آنها اشاره کردی، وجود دارد و به یک بمب عمل نکرده میمانند. خودت در کودکی مثل یک بمب عمل نکرده بودی؟
دوست نداشتم کسی تعریف مشخصی از من داشته باشد.
همیشه میخواستم چیزهای تازهای داشته باشم. در اخلاق، در رفتار و در کارهایم همیشه نکته تازهای میگنجاندم.
آدم آرام و ساکتی هستی یا شیطان؟
اغلب فکر میکنند آدم ساکتی هستم در حالی که پشت این ظاهر آرام شیطنت پنهان است. البته در بچگی اینطوری بودم.
الان خیلی سعی میکنم همان حالت بچگی را حفظ کنم. حتی سعی کردهام آن فرم سادهانگاری و کودکانه را در نقاشیهایم حفظ کنم. هنوز هم دوست دارم کودک باشم.
یعنی الان هم دوست داری شیطنت بکنی، شیشه بشکنی و...
الان دیگر فکر نمیکنم این کارها درست باشد. اگر هم در بچگی این کارها را کردم...
پشیمانی؟
نه، این کارها را خیلی مخفیانه و زیرکانه انجام دادم تا کسی نفهمد.
گفتی هنوز به نقاشی علاقهمندی و شنیدهام تصویرگری کار کودک نیز انجام میدهی.
هر وقت فرصت داشته باشم این کار را انجام میدهم.
آدم وقتی چهره تو را میبیند خندهاش میگیرد.
این ویژگی همیشه هم خوب نیست. من هم دوست دارم در بعضی از مراسم مذهبی حضور پیدا کنم، ولی از ترس واکنش مردم مجبورم خودم را بپوشانم. من هم یک آدم معمولی هستم. مثل همه مردم نان سنگک داغ را برای صبحانه خیلی دوست دارم. مجبورم مثل همه مردم در صف بایستم و نان تهیه کنم.
و سخن پایانی. از خانوادهات بگو...
بهترین منتقدین کارهایم اعضای خانوادهام هستند، هر چه دارم و ندارم بعد از خداوند مدیون خانوادهام هستم.
معصومه پارسامهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم